مطابقت فعل با نهاد (قواعد فعل مفرد و جمع)

منبع: جمشید سرمستانی، «نانوشته‌های دستور زبان فارسی 1: فعل مفرد و جمع»، تهران، نشر سرمستان، 1394.

این قواعد، بخشی از قواعد منبع بالا است.

توضیح: در جاهایی که قواعد بیان شده، هم برای نهاد باشد و هم برای مسندالیه، نویسنده برای اشاره به هر دو، نام نهاد را به‌کار برده؛ ولی در جاهایی که قاعده‌ی بیان شده تنها برای مسندالیه است، نام مسندالیه را آورده است.

1ـ نهاد مفرد

(1) فعل نهاد مفرد همیشه مفرد است؛ خواه نهاد مفرد، جان‌دار باشد یا غیرجان‌دار:

مثال 1:]عیسی در گهواره زبان به سخن گشود و[ گفت: من بنده‎ی خدایم؛ او کتاب ]آسمانی[ را به من داده و مرا پیامبر قرارداده است؛ و مرا، هر جا که باشم، وجودی پربرکت قرار داده، و تا زمانی که زنده‎ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است. (سوره‎ی مریم، آیه‎ی 31-30)

مثال 2: ]سلیمان[ چندان درنگ نکرد ]که هُدهد آمد و[ گفت: من بر چیزی آگاهی یافتم که تو بر آن آگاهی نیافتی. من از سرزمین صبا یک خبر قطعی برای تو آورده‎ام. من زنی را دیدم که بر آن‌ها حکومت می‎کند و همه چیز را در اختیار دارد و تخت عظیمی دارد. (سوره‎ی سبا آیه‎های 3-22).

مثال 3: و گفته شد: ای زمین آبت را فرو ببر! و ای آسمان خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و ]کشتی[ بر ]دامنه‎ی کوه[ جودی پهلو گرفت... (سوره‎ی هود، آیه‎ی 44).

مثال 4: درخت بید بر همه‎ی حیاط سایه افکنده بود.

مثال 5: این ساختمان سی‎ویک متر ارتفاع دارد.

مثال 6: این کتاب، کتاب علی است.

(1. 1) برای بیان احترام، می‎توان برای نهاد مفرد از فعل جمع استفاده کرد:

مثال 1: پیامبراکرم(ص) فرمودند...

مثال 2: استاد تشریف آوردند.

مثال 3: جناب آقای حسینی! می‎توانید سخن‎رانی خود را آغاز کنید.

2ـ نهاد جمع

هرگاه نهاد جمله، جمع باشد، بسته به نوع نهاد، فعل آن جمع یا مفرد خواهد بود. گونه‌های نهاد با نگاه جمع یا مفرد بودن فعل به‌شرحی است که درپی می‌آید:

1. 2ـ گونه‌های نهاد

1. 1. 2 ـ نهاد جان‌دار

منظور از «جان‌دار» هر چیزی است که جان و حرکت دارد، مانند انسان‎ها و حیوانات. پدیده‎هایی مانند کشورها، نهادها، سازمان‎ها، ائتلاف‎ها، قدرت‎ها و مانند این‌ها که از انسان‎ها تشکیل شده‎اند نیز به‎لحاظ قواعد دستوری این کتاب در دسته‎ی جان‌داران می‎گنجند.

برای نهاد جان‌دار جمع، چه فاعل باشد، چه مفعول، فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: ]اصحاب یمین[ در باغ‎های بهشتند و از مجرمان می‎پرسند: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ ]دوزخیان[ می‎گویند: ما از نمازگذاران نبودیم؛ و مستمندان را اطعام نمیکردیم؛ و پیوسته با اهل باطل هم‎نشین و هم‎صدا بودیم؛ و همواره روز جزا را انکار می‎کردیم. (سوره‎ی 74، آیه‎ی 46-40).

مثال 2: ]یوسف گفت:[ ای همراهان زندانی من! اما یکی از شما دو نفر، آزاد می‎شود، ولی ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد. و اما دیگری به دار آویخته می‎شود، و پرندگان از سر او می‎خورند... (سوره‎ی 12، آیه‎ی 42).

مثال 3: گویی که انسان‎ها در برابر آماج وهم و تخیل نویسنده قرار گرفته‎اند.

مثال 4: حیوانات بسیاری از این سرزمین به‎سوی سرزمین‎های خشک مهاجرت داده شدند.

مثال 5: انسان‎های بی‎گناه فراوانی در دو جنگ جهانی اول و دوم کشته شدند.

مثال 6: گنجشکها از روی درخت پریدند و بر پشت‎بام نشستند.

(1) برای اندام‎ها و اعضای بدن جان‌داران چه فاعل باشند و چه مفعول، در حالت جمع، فعل مفرد می‎آوریم:

مثال 1: تا از میوه‎ی آن باغ‎ها و آن‎چه دستانشان عمل آورده است ]به‌ثمر رسانده است[ بخورند. (سوره‎ی 36، آیه‎ی 35).

مثال 2: اگر اراده کنیم، از آسمان آیه‎ای بر آن‌ها نازل می‎کنیم که گردن‎هایشان در برابر آن خاضع گردد.

مثال 3: ما به آن‌ها (قوم عاد) قدرتی دادیم که به شما ندادیم و به آنان گوش و چشم و دل دادیم، ]اما به‌هنگام نزول عذاب[ نه گوش‎ها و چشم‎ها و نه دل‎هایشان، هیچ سودی برایشان نداشت... (سوره‎ی 46، آیه‎ی 26).

مثال 4: ... حتی پلک‎های چشمانشان از حرکت باز می‎ماند و دل‎هایشان تهی می‎شود. (سوره‎ی 14، آیه‎ی 43).

مثال 5: ... دل‎ها ]و افکار[ شان (دل‎ها و افکار افراد نادان) مانند هم است. (سوره‎ی2، آیه‎ی 118).

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 1) را نگاه کنید.

استثنا: برای نهادهای جمع ذره‌ای مانند «سلول‌ها» فعل جمع می‌آوریم:

مثال: سلول‌های مغز می‌توانند از اجسام کِتونی نیز استفاده کنند.

 

(2) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد ، با «و» به‌ هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: علی، احمد و رضا هر روز با مینی‎بوس به مدرسه می‎روند.

مثال 2: وزیر صنایع و معادن، رئیس سازمان خصوصی‎سازی و رئیس سازمان بنادر و کشتی‎رانی در این نشست شرکت کردند.

مثال 3: ریحانه، راضیه و سمیّه با رتبه‎های ممتاز به دانشگاه راه یافتند.

مثال 4: اگر چین و ژاپن نتوانند حساسیت موجود درباره‎ی نگرانی‎های امنیتی طرف دیگر را بهبود بخشند، هر دوی آن‌ها و کل قاره‎ی آسیا به ابرقدرتی وابسته خواهند شد تا همواره بر اختلافات آن‌ها نظارت کند.

مثال 5: علی و رضا دیروز به مشهد رفتند و فردا به تهران برمی‎گردند.

(1. 2) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد با «هم ... (و) هم» یا «نه ... (و) نه» به هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‌آوریم:

مثال1:در آن مقطع، هم «اوباما» از حزب دموکرات و هم «مک‌کین» از حزب جمهوری‌خواه، وعده‌ی ایجاد تغییر در سیاست‌های بحث‌برانگیز مقابله با تروریسم دولت بوش را داده بودند.

مثال2:هم محمدی و هم اصفهانی به نظرخواهی رأی مثبت دادند.

مثال3:کوهیار خود را به بی‌اطلاعی زد تا نه دختر و نه کنیزش به چیزی پی نبرند.

مثال4:او چنان قیافه‌ی خود را تغییر داده بود که نه دوست و نه آشنا نمی‌توانستند او را بشناسند.

 

(3) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد و جمع با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: دانشجویان شبانه و یک دانشجوی روزانه در این همایش شرکت کرده بودند.

مثال 2: گوسفندان عمورجب و گاو او به چرا رفته‎اند.

مثال 3: بسیاری از حیوانات اهلی و به‎ویژه اسب، از این ویژگی برخوردارند.

مثال 4: گربه‎سانان و نوع کم‎یابی از این پلنگ به‌فراوانی در این جنگل یافت می‎شوند.

مثال 5: معلم دوره‎ی ابتدایی و همه‎ی معلمان دوره‎ی راه‎نمایی من در این محله زندگی می‎کنند.

(4) هرگاه یک نهاد جان‌دار مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جان‌دار مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال 1: علی با رضا به مدرسه می‎رود.

مثال 2: محمد هر جمعه به همراه دوستان و هم‎کلاس‎هایش به کوه می‎رود.

مثال 3: ریحانه همیشه با مریم و راضیه به خوابگاه می‎رود.

مثال 4: سگ گله با گوسفندان به چرا رفته است.

مثال 5: مرغ کوکب‎خانم با بوقلمون‌هایش در یک قفس است.

 

(5) هرگاه یک نهاد جان‌دار جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جان‌دار مفرد یا جمع  دیگر بیاید برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: دوستان و هم‎کلاس‎های محمد هر جمعه با او به کوه می‎روند.

مثال 2: گوسفندان با سگ گله به چرا رفته‎اند.

مثال 3: بوقلمو‎های کوکب خانم با مرغ او در یک قفس زندگی میکنند.

 

(6) هرگاه میان دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد، «یا» بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال 1: قرار است کریمی یا مهدوی قرعه‎کشی را انجام بدهد.

مثال 2: آسیا یا اروپا[1] نباید خود را وارد این دسته‎بندی‎ها کند.

مثال 3: شیر یا فیل فرقی ندارد، می‎توانید هر کدام را که مجوز دارد به این باغ‎وحش بیاورید.

مثال 4: شاید چین، روسیه، اتحادیه‎ی اروپا، یا ژاپن نتواند کار زیادی برای متوقف کردن این روند انجام بدهد.

 

(7) هرگاه میان دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد و جمع «یا» بیاید، فعل جمله در مفرد یا جمع بودن، با نهاد نزدیک‎تر هم‎خوانی دارد:

مثال 1: تنها فرد متقاضی یا بستگان درجه یک او می‎توانند مدارک را تحویل بگیرند.

مثال 2: تنها بستگان درجه یک فرد متقاضی یا خود او می‎تواند مدارک را تحویل بگیرد.

مثال 3: اگر فرد یا افرادی بخواهند با ما هم‎کاری کنند، دست آن‌ها را به‌گرمی می‎فشاریم.

مثال 4: اگر افرادی، یا حتی یک فرد بخواهد با ما هم‎کاری کند، دست آن‌ها را به‎گرمی می‎فشاریم.

مثال 5: اگر یک یا چند نفر بخواهند کار را متوقف کنند، از کارخانه اخراج می‎شوند.

مثال 6: اگر چند نفر، یا یک نفر بخواهد کار را متوقف کند، از کارخانه اخراج می‎شود.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 2) را نگاه کنید.

 

(8) هرگاه نهاد جان‌دار مفرد، با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1:پادشاه گفت من در خواب هفت گاو چاق را دیدم که هفت گاو لاغر آن‎ها را می‌خورند. (سوره‎ی 12، آیه‎ی 43).

مثال 2: پانصد کودک دوقلو در این جشنواره شرکت کرده‌اند.

مثال 3: هر سال نزدیک به ده‎هزار نفر از این منطقه بازدید می‎کنند.

مثال 4: نزدیک به هفتصد قلاده گرگ در این منطقه زندگی می‎کنند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 3) را نگاه کنید.

 

(9) هرگاه دو ضمیر فاعلی جدا (منفصل) نهاد جمله باشند که بین آن‌ها «و» یا «یا» آمده باشد، فعل جمله به‎صورت جمع‎ آورده می‎شود[2] و ضمایر فاعلی چسبیده (متصل) نیز مانند صورت‎هایی که درپی می‎آید، آورده خواهند شد (فعل «رفتن» برای نمونه آورده شده است):[3]

من و تو/ من یا تو می‎رویم.

من و او/ من یا او می‎رویم.

من و شما/ من یا شما می‎رویم.

من و آن‎ها/ من یا آن‌ها می‎رویم.

تو و من/ تو یا من می‎رویم.

تو و تو می‎روید/ تو یا تو می‎روی.

تو و او/ تو یا او می‎روید.

تو و ما/ تو یا ما می‎رویم.

تو و شما/ تو یا شما می‎روید.

او و من/ او یا من می‎رویم.

او و تو/ او یا تو می‎روید.

او و ما/ او یا ما می‎رویم.

او و شما/ او یا شما می‎روید.

او و آن‎ها/ او یا آن‌ها می‎روند.

ما یا من می‎رویم.

ما و تو/ ما یا تو می‎رویم.

ما و او/ ما یا او می‎رویم.

ما و شما/ ما یا شما می‎رویم.

ما و آن‌ها/ ما یا آن‌ها می‎رویم.

شما و من/ شما یا من می‎رویم.

شما و تو/ شما یا تو می‎روید.

شما و او/ شما یا او می‎روید.

شما و ما/ شما یا ما می‎رویم.

شما و شما/ شما یا شما می‎روید.

شما و آن‎ها/ شما یا آن‌ها می‎روید.

آن‎ها و من/ آن‌ها یا من می‎رویم.

آن‎ها و تو/ آن‌ها یا تو می‎روید.

آن‎ها و او/ آن‌ها یا او می‎روند.

آن‎ها و ما/ آن‌ها و ما می‎رویم.

آن‎ها و شما/ آن‌ها یا شما می‎روید.

آن‎ها و آن‎ها/ آن‌ها یا آن‌ها می‎روند.

2. 1. 2ـ نهاد بی‌جان

منظور از نهاد بی‎جان هر چیزی است که دیده می‎شود، رشد و نمو ندارد و ‎خودبه‌خود نیز حرکت نمی‎کند.

هرگاه نهاد جمع، «بی‎جان» باشد:

(1) اگر نهاد، فاعل باشد (یعنی خود نهاد انجام دهنده‎ی فعل یا پذیرنده‎ی حالت باشد)، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شما هستند. (سوره‎ی 16، آیه‎ی 11).

مثال 2: سنگ‎ها از بالای کوه به‎سوی جاده سرازیر شدند.

مثال 3: مخزن‎ها براثر پوسیدگی و مرور زمان پوسیده شده‎اند.

مثال 4: برف‎ها و یخ‎ها آب شدند.

مثال 5: کوه‎ها پر از برف شده‎اند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 4 ) را نگاه کنید.

 

استثنا:در شعر مانند: خیمه‎ها می‎سوزد و شمع شب تار عزاست...

(1. 1) اگر نهاد بی‌جان در حالت فاعلی با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‌آوریم:

سه توالت و 3 حمام در غرب، و3 توالت و 3 حمام در شرق اردوگاه بود.

(2) اگر نهاد مفعول باشد (یعنی خود نهاد، انجام‎دهنده‎ی کار یا پذیرنده‎ی حالت نباشد، بلکه کاری بر آن صورت گرفته یا حالتی به آن داده شده باشد) برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: جام‎هایی از نقره و کوزه‎هایی از آبگینه به‌دور آن‌ها (بهشتیان) گردش داده می‎شود. آبگینه‎هایی به رنگ نقره که به‌تناسب اندازه داده شده است. (سوره‎ی 76، آیه‎های 15 و 16)

مثال2:در آن ]بهشت[ تخت‎هایی هست؛ و قدح‎هایی ]که در کنار چشمه‎ها[ نهاده شده است؛ و بالش‎ها و پشتی‎هایی که صف داده شده است؛ و فرش‎هایی فاخر که گسترده شده است. (سوره‎ی 88، آیه‎های 13 تا 16)

مثال3:امروز همه‎ی جاده‎های تهران به‌سمت شمال یک‎طرفه شده است. (پلیس آن‌ها را یک‎طرفه کرده است.)

مثال4:هم‎زمان موشک‌های فراوانی به‎سوی دشمن پرتاب شد. (یگان‎های موشکی آن‌ها را پرتاب کردند.)

مثال5: قلعه‎ها یکی پس از دیگری فتح می‎شد. (سربازان آن‌ها را فتح می‎کردند.)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 5 ) را نگاه کنید.

 

(1. 2) هرگاه یکی از کلمه‌های «همه‌ی، همگی، باهم، به‌هم، کنار هم، دیگر، هم‌دیگر، یک‌دیگر، آن‌ها، این‌ها، بیش‌تر، بسیاری از، متقابل، باقی، بقیه‌ی و مانند این‌ها ـ‌که اغلب یا همیشه ضمیر، صفت یا قید جمع هستند‌ـ به نهاد بی‌جان جمع در حالت مفعولی نسبت داده شود، فعل جمله را به‌صورت جمع می‌آوریم:

مثال1: بیش‌تر خطوط مرزی، در جهان، به‌ویژه در کشورهای جهان سوم، از رأس‌الخط کوه‌ها و پهنه‌ی بیابان‌ها عبور داده شده‌اند.

مثال2: همه‌ی خودروها به پارکینگ هدایت شدند.

مثال3: بسیاری از این کالاها از گمرک ترخیص شده‌اند.

مثال4: دیوارهای درونی و بیرونی با عایق‌های پلاستیکی از یک‌دیگر جدا شده‌اند.

مثال5:پس در کار گروهی جدا، این کتاب‌ها با هم مطابقت داده می‌شوند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 6 ) را نگاه کنید.

 

(2. 2) اگر دو ضمیر «آن‎ها» یا «این‌ها» نیز به‎جای نهاد پیش‌گفته بنشینند، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال1: آن‌ها (آن اشیای تاریخی) به موزه بازگردانده شدند.

مثال2: این‌ها (این خودروها) هنوز شماره‎گذاری نشده‎اند.

(3. 2) هرگاه یک نهاد بی‌جان جمع، هم فاعل باشد و هم مفعول، در هر دو حالت برای آن، فعل جمع می‌آوریم:

مثال: تجهیزات بازتاب‌دهنده، هواپیماهای بدون سرنشینی هستند که برای گمراه کردن امواج الکترومغناطیسی دشمن مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

(3) برای نهاد بی‎جان جمع در حالت اضافه فعل مفرد آورده می‎شود؛ چه نهاد فاعل باشد، چه مفعول:

مثال1: بمب‎های دشمن خانه‎ها را بر سر مردم فرو ریخت.

مثال2: مخزن‎های نفت سوراخ شد.

مثال3: دکل‎های برق در این طرح نمی‎گنجد.

مثال4: تانک‎های دشمن به‌گل نشست.

مثال5: چرخ خودروها پنچر شد.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 7 ) را نگاه کنید.

 

(4) هرگاه دو یا چند نهاد بی‎جان مفرد با «و» به‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: خورشید و ماه با حساب منظمی می‎گردد. (سوره‎ی 55، آیه‎ی 5)

مثال2: میز، صندلی، کمد، تلویزیون و یخچال در جای خود بود.

مثال3: تیر و ترکش، در و دیوار را سوراخ‎سوراخ کرده بود.

مثال4:طبق این طرح، مدرسه، دانشگاه و خوابگاه دانش‌جویی از معافیت‎های مندرج در بند 5 برخوردار می‎شود.

مثال5: اره، چکش و رنده، سه ابزار اصلی نجاری است.

مثال6: کامیون و وانت نباید وارد این جاده بشود.

مثال7: کیف، کفش، کمربند و کاپشن چرمی از تولیدات اصلی این کارخانه به‎شمار می‎آید.

استثنا: در شعر مانند: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند....

 

(5) هرگاه دو یا چند نهاد بی‎جان مفرد و جمع با «و» به‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی، یا هیچ سودی ندارند و یا ضررشان از نفعشان بیش‌تر است.

مثال2: اره، چکش و میخ‎ها در جای خود نیستند.

مثال3: ماشین‎های راه‎سازی و ماشین سوخت‎رسانی به آن‌ها، به محل فرستاده شده‎اند.

 

(6) هرگاه یک نهاد بی‎جان مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، همراه با یک یا چند اسم بی‎جان مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: سردر این ساختمان با پنجره‎های آن هم‎خوانی ندارد.

مثال2: تفنگ همراه فشنگ‎هایش در زیرزمین نگهداری می‎شود.

مثال3: ماشین به‌همراه کامیون به پارکینگ انتقال داده شد.

 

(7) هرگاه یک یا چند نهاد بی‎جان جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها با یک یا چند اسم بی‎جان مفرد یا جمع بیاید، فعل جمله، در جمع یا مفرد بودن از قواعد پیش‌گفته‎ درباره‎ی نهاد بی‌جان جمع پی‌روی می‎کند:

مثال1: پنجره‎ها با سردر ساختمان هم‌خوانی ندارند. (نهاد بی‎جان جمع، هنگامی‌که فاعل باشد.)

مثال2: پنجره‎های ساختمان با سردر آن هم‎خوانی ندارد. (نهاد بی‎جان جمع در حالت اضافه)

مثال3: فشنگ‎ها همراه با تفنگ در زیرزمین نگهداری می‎شود. (نهاد بی‎جان جمع در حالت مفعول)

مثال4: ماشین‎ها به‌همراه کامیون به پارکینگ انتقال داده شد. (نهاد بی‎جان جمع در حالت مفعول)

استثنا: هنگامی‎که کلمه‎های «هر، همه‎ی، تمام، کلیه‎ی» و مانند این‌ها با نهاد بیایند:

مثال:هر دو باغ میوه آورده ]بودند[ و چیزی را فروگذار نکرده بودند. (سوره‎ی 18، آیه‎ی 33).

 

(8) هرگاه نهاد بی‎جان مفرد با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1:روزانه نزدیک به پنج‎هزار خودرو در این بزرگ‌راه در حال رفت و آمد است.

مثال2: سه بمب به‎طور پی‎درپی در جنوب بغداد منفجر شد.

مثال3: یک تیر و سه ترکش به بدن او اصابت کرد.

مثال4: بیست‎وسه دستگاه بلوک‎زنی در این کارگاه مشغول به‎کار است.

مثال5: شش‎ لوله از پانزده لوله‎ی مکش هوا در جای خود نیست/ قرار ندارد.

 

(9) هرگاه در یک جمله،‌ شماری از نهادهای بی‌جان، با عدد و شماری دیگر با «و» (=واو پیوند) جمع بسته شوند:

(1. 9) در حالت فاعلی برای همه‌ی آن‌ها فعل جمع می‌آوریم: 

سه توالت و 3 حمام در غرب حیاط اردوگاه، 3 توالت و 3 حمام در شرق، و اتاقک‌های زندانبانان، سلمانی و آشپزخانه، در شمال آن بودند.

(2. 9) در حالت مفعولی برای همه‌ی آن‌ها فعل مفرد می‌آوریم:

سه توالت و 3 حمام در غرب حیاط اردوگاه، 3 توالت و 3 حمام در شرق، و اتاقک‌های زندانبانان، سلمانی و آشپزخانه، در شمال آن ساخته شده بود.

 

‌(10) در نوشته‎های علمی و فنی برای نهاد بی‎جان جمع، در همه‎ی حالت‎های پیش‎گفته، فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: پمپ‎ها و لوله‎هایی که برای انتقال گاز هگزافلوئورید اورانیوم در تأسیسات فرآوری اورانیوم به‎کار می‎روند باید از آلومینیوم و آلیاژهای نیکل ساخته شوند. (مفعول)

مثال2:نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش سیلندر باعث می‎شود که مولکول‎های سبک‎تری که حاوی اورانیوم 235 هستند در مرکز سیلندر متمرکز شوند و مولکول‎های سنگین‎تری که حاوی اورانیوم 238 هستند در پایین سیلندر انباشته شوند. (فاعل)

مثال3: سانتریفیوژهای متعددی که به‎طور زنجیره‎ای به یک‎دیگر متصل شده‎اند بارها و بارها عمل خالص‎سازی اورانیوم را تکرار می‎کنند تا جایی که اورانیوم 235 با درصد خلوص مورد نیاز به‎دست آید. (فاعل)

مثال4: سوراخ‎های موجود در جسم متخلخل باید از قطر مولکول‎ هگزافلوئورید اورانیوم کمی بزرگ‎تر باشند. (فاعل)

مثال5: راکتورهای هسته‎ای وسایلی هستند که در آن‌ها فرآیند شکافت هسته‎ای به‎صورت کنترل شده انجام می‎شود. (فاعل)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 8 ) را نگاه کنید.

3. 1. 2ـ نهاد پدیده

پدیده‎های طبیعی (مانند: زلزله، سیل، باد، طوفان و...) و صداها و بوها را «نهاد پدیده» می‌نامیم.

برای نهاد پدیده در حالت جمع فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1:این طوفان‎ها/تندبادها سیلاب‎ها/زلزله‎ها/صاعقه‎ها خسارت‎های فراوانی به‎بار آورده است.

مثال2: زلزله‎های ثبت شده در یکصدسال اخیر در این منطقه، کم‌تر از پنج ریشتر بوده است.

مثال3: سیلاب‎های اخیر موجب قطع ارتباط روستاها با شهر شد.

مثال4: باران‎های بهاری باریدن گرفت.

مثال5: بادهای صبحگاهی وزیدن گرفت.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 9) را نگاه کنید.

4. 1. 2ـ نهاد رستنی

منظور از «رستنی»، همان «نباتات» یا «گیاهان»، و اجزای آن‌ها مانند «میوه، ساقه، تنه، برگ، ریشه، پوست و...» است؛ یعنی چیزهایی که از زمین می‎رویند، دیده می‎شوند، رشد و نمو دارند، ولی از خود حرکت ندارند. علت این که نویسنده «رستنی‌ها» را از «جان‌داران» جدا کرده این است که قواعد این دو در برخی موارد، تفاوت دارد.

 

(1) اگر نهاد رستنی جمع، مضاف و مضاف‎الیه نباشد، چه فاعل باشد چه مفعول، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: و گیاهان و درختان ]برای او[ سجده می‎کنند. (سوره‎ی 55، آیه‎ی 6)

مثال2: درختان شکوفه کرده‎اند.

مثال3: شکوفه‎ها خشکیدند.

مثال4: برگ‎ها زرد و خشک شده‎اند.

مثال5: درختانِ پربار شاخه‎هایشان را به‎سوی زمین خم کرده‎اند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 10 ) را نگاه کنید.

 

(2) هنگامی‎که بسته‌ی فعل «مضاف‎ و مضاف الیه»[4] باشد:

(1. 2) اگر مضاف و مضاف‎الیه، یکی جمع و دیگری مفرد باشد، برای نهاد رستنی جمع، فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: میوه‎های بهشت در دسترس ]بهشتیان[ است. (سوره‎ی 69، آیه‎ی 23)

مثال2: شکوفههای درخت/شکوفه‎ی درختان خشکیده است.

مثال3: آوندهای درخت/آوند درختان مانند رگ‎های انسان است.

مثال4: برگ‎های درخت/ برگ درختان خشک شده است.

مثال5: میوههای این میدان معمولاً ارزان‎تر از جاهای دیگر فروخته می‎شود.

(1. 1. 2) مگر هنگامی‎که فعل ویژه‎ی جان‌داران[5] را به آن نسبت دهیم، که در این حالت برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: درختان باغ سر به‌زیر افکنده بودند.

مثال2: علف‎های دشت پاهایم را نوازش می‎کردند.

مثال3: درختان باغ دست به‎سوی رهگذران دراز کرده]اند[و میوه‎های خود را به آنان هدیه می‎کنند.

مثال4:بادی در بیشه نمی‎وزید؛ درختان بیشه خوابیده]بودند[و برگ‎های درختان ساکت بودند.

مثال5:آ

/ 1 نظر / 3223 بازدید
آبديده

سلام. عالي بود. با خواندن اين قبيل متنها، منبعد حساسيت بيشتري به درست نويسي فارسي پيدا مي كنيم. با تشكر از شما