درست نویسی حروف اضافه، ربط و نشانه

 (۳) اثر در/ اثر بر: «اثر در» با «اثر بر» مترادف است و می‌‎توان آن‎‌ها را به‎جای هم به‎کار برد.
 (۴) اعادهٔ حیثیت از/ اعاده‎ی حیثیت به: «اعاده» به‎معنی بازگرداندن است و از آن‌جا که «اعاده‎ی حیثیت» بازگرداندن حیثیت است به کسی، همراه با آن حرف اضافه‎ی «به» به‎کار می‌‎بریم؛ ولی چون حرف اضافه‎ی «از» برای سلب چیزی از کسی یا چیزی دیگر به‎کار می‌‎رود، آوردن اعاده‎ی حیثیت همراه با «از» درست نیست:
ننویسید: از پاستورناک شاعر بزرگ شوروی اعاده‎ی حیثیت کردند.
بنویسید: به پاستورناک شاعر بزرگ شوروی اعاده‎ی حیثیت کردند.
 (۵) اگر چه... ولی:
 (۵. ۱) کاربرد «اگرچه، گرچه، هرچند (که)، بااین‎که، باآن‎که، گواین‎که»، در جمله به‌همراه «ولی، اما، بااین‌همه، مع‌هذا، مع‌ذلک، لکن، ولیکن» و جز این‌ها، هنگامی جایز است که ساژه‎ی پس از «ولی» و مانند آن، دربردارنده‎ی تعارض، تضاد، مخالفت یا نفی، نسبت به ساژه‎ی پس از «اگرچه» و مانند آن باشد:
مثال ۱: اگرچه/ هرچند/ بااین‎که/ باآن‎که/ آدم بدی است، ولی/ اما/ لکن گاهی کارهای خوبی هم از او سر می‌‎زند.
مثال ۲: اگر چه از دست او بسیار عصبانی بودم، ولی به رویش می‌‎خندیدم.
مثال ۳: هرچند اصلاً دوست نداشتم که او به مهمانی ما بیاید، ولی او را دعوت کردم.
 (۵. ۲) ولی هنگامی‎که چنین تفاوتی در دو ساژه وجود نداشته باشد، نیازی به آوردن «ولی» و مانند آن نیست و می‌‎توان آن را از جمله حذف کرد:
مثال ۱: هرچند یک قدرت غیرنظامی بتواند یک قدرت بزرگ باقی بماند، نمی‌‎تواند به یک ابرقدرت تبدیل شود، مگر هنگامی‎که الگوی غیرنظامی را کنار بگذارد. (جمله‎ی نخست با جمله‎ی دوم تضادی ندارد.)
مثال ۲: اگرچه بازسازی بخش خصوصی باید زیربنای اصلاحات درازمدت در این بخش را ایجاد کند، باید ظرفیت بالفعلی نیز برای آن فراهم کرد تا نظم و ثبات در آن برقرار شود. (جمله‎ی نخست با جمله‎ی دوم تضادی ندارد.)
 (۶) اما: حرف ربط است و باید در آغاز جمله بیاید و آوردن آن در میان جمله -آن‎گونه که در جاهایی دیده و شنیده می‌‎شود‌- نادرست است:
ننویسید: او به‎موقع به مدرسه رفت، در مدرسه اما بسته بود.
بنویسید: او به‎موقع به مدرسه رفت، اما در مدرسه بسته بود.
 (۷) باوجوداین/ بااین‌وجود: بنویسید با وجود این، ننویسید با این وجود؛ زیرا «این» در «باوجوداین» به چیزی اشاره می‌‎کند و مرجع دارد (برای مثال به ‎وضع، حال، امر، شرط و... اشاره دارد)، ولی «وجود» در «بااین‌وجود» به چیزی برنمی‎گردد.
 (۸) براثر/ دراثر: «براثر» به‎معنی «دردنبال، ازپی، درپی، و به‌سبب» است، ولی «دراثر» چنین معنایی ندارد و به‎کار بردن آن به‎جای «براثر» نادرست است. پس ننویسید دراثر بی‌توجهی، بنویسید براثر بی‌توجهی.
 (۹) بریدن از/ بریدن‌ با: «بریدن» در معنی قطع رابطه کردن، حرف اضافهٔ «از» می‌گیرد نه «با». پس ننویسید «بریدن با کسی»، بنویسید «بریدن از کسی».
 (۱۰) بعضی/ بعضی از: برخی معتقدند که باید آن را به‌صورت بعضِ به‌کار برد (یعنی برای مثال بعض موارد) و عده‌ای هم کاربرد «از» را همراه آن نادرست می‌دانند و معتقدند که برای مثال به‌جای «در بعضی از موارد» باید «در بعضی موارد» نوشت. ولی کاربرد «بعضی از» به همن شکل اشکالی ندارد.
 (۱۱) بیگانه از/ بیگانه با: واژهٔ «بیگانه» معمولاً با حرف اضافهٔ «از» به‎کار می‌‎رود (مانند: از تو بیگانه منم)، اما گاهی نیز با حرف اضافهٔ «با» به‌کار می‌رود (مانند: با خداوند بیگانه شد).
 (۱۲) تا: «تا» در فارسی حرف ربط است که به‌معنی «به‌منظور این‌که» قصد و هدف را بیان می‌کند و به‎کار بردن آن به‌صورت گرته‌برداری از زبان‌های لاتین برای بیان حاصل و نتیجهٔ کار نادرست است؛ پس:
مثال۱:
ننویسید: کودک توپ را پرتاب کر‌د؛ توپ به دیوار خورد تا به‌سوی کودک باز آید.
بنویسید: کودک توپ را پرتاب کر‌د؛ توپ به دیوار خورد و به‌سوی کودک باز آمد.
مثال۲:
ننویسید: او در اوج تنهایی درون گنجه‌ای پناه می‌جوید تا صبح روز بعد نیمه‌جان و مجنون از آن‌جا بیرونش آورند.
بنویسید: او در اوج تنهایی درون گنجه‌ای پناه می‌جوید و صبح روز بعد نیمه‌جان و مجنون از آن‌جا بیرونش آوردند.
 (۱۳) تا/که: تفاوت دو حرف «که» و «تا» در این است که «تا» برای «پیوند دو ساژه» و «بیان علت» می‌‎آید و «که» فقط برای «پیوند دو ساژه»؛ بنابراین نباید این دو را به‎جای هم به‎کار برد:
مثال ۱:
ننویسید: اگر توسعه‎ی داخلی چین باعث شود تا این کشور به یک قدرت نسبی در حال رشد در برابر آمریکا تبدیل شود، زمان آزمون ژاپن فرا خواهد رسید.
بنویسید: اگر توسعه‎ی داخلی چین باعث شود که این کشور به یک قدرت نسبی در حال رشد در برابر آمریکا تبدیل شود، زمان آزمون ژاپن فرا خواهد رسید.
مثال ۲:
ننویسید: کنار رفتن آمریکا از جایگاه ابرقدرتی باعث می‌‎شود تا نفوذ همه‎ی قدرت‎های بزرگ دیگر در مناطق خودشان افزایش یابد.
بنویسید: کنار رفتن آمریکا از جایگاه ابرقدرتی باعث می‌‎شود که نفوذ همه‎ی قدرت‎های بزرگ دیگر در مناطق خودشان افزایش یابد.
اما هنگامی‎که در یک جمله دو یا چند حرف ربط «که» نزدیک به‎هم باشند، هم می‌‎توان یکی را حذف کرد و هم می‌‎توان حرف نخست را به «تا» تبدیل کرد:
مثال ۱:
ننویسید: آن‎‌ها در نظر داشتند که برنامه‎ای بنویسند که همه‎ی جوانب در آن دیده شده باشد.
بنویسید: آن‎‌ها در نظر داشتند تا برنامه‎ای بنویسند که همه‎ی جوانب در آن دیده شده باشد.
یا: آن‎‌ها در نظر داشتند برنامه‎ای بنویسند که همه‎ی جوانب در آن دیده شده باشد.
مثال ۲:
ننویسید: این موضوع به ما کمک می‌‎کند که بین مناطقی که یک یا چند قدرت بزرگ یا ابرقدرت دارند و مناطقی که فقط قدرت‎های بزرگ دارند، تفکیک قائل شویم.
بنویسید: این موضوع به ما کمک می‌‎کند تا بین مناطقی که یک یا چند قدرت بزرگ یا ابرقدرت دارند و مناطقی که فقط قدرت‎های بزرگ دارند، تفکیک قائل شویم.
یا: این موضوع به ما کمک می‌‎کند بین مناطقی که یک یا چند قدرت بزرگ یا ابرقدرت دارند و مناطقی که فقط قدرت‎های بزرگ دارند تفکیک قائل شویم.

 (۱۴) جهت: کلمه‌ای عربی است که در متون فارسی با حرف‌های اضافهٔ «از» و «به» به‎معنی «برای» به‌کار رفته است (مانند: به‎جهت حال مادرش هر روز سری به بیمارستان می‌‎زد» و «این همه نقش می‌‎زنم از جهت رضای تو»)، ولی تا جای ممکن بهتر است «برای» را به‌جای آن نوشت (مانند: برای رضای خدا).
 (۱۵) چنان‌که/ چنان‌چه: چنان‌که، حرف ربط مرکب، نشان‌دهندهٔ تمثیل و تشبیه است و با «به‎طوری‌که و همان‌طورکه» مترادف است (مانند: تتیس جزیره‎ای است و از خشکی دور است، چنان‎که از بام‎های شهر ساحل را نتوان دید). اما «چنان‎چه» قید تأکید است که معمولاً پس از «اگر» برای تقویت معنی آن می‌آید، ولی امروزه معمولاً «اگر» را حذف می‌کنند و اشکالی ندارد (مانند: (اگر) چنان‎چه راستکار باشی رستگار می‌‎شوی).
 (۱۶) چون... لذا...: «چون» و «لذا» هر دو برای بیان علت به‌کار می‌روند و آوردن چون و لذا یا مرادف‌های لذا (ازاین‌رو، بنابراین، بدین‌جهت، بدین‌سبب و جز این‌ها) با هم درست نیست، بلکه باید یکی از آن‌ها را حذف کرد، یا به‎جای «لذا» و مرادف‌های آن «پس» را آورد:
ننویسید: چون دیر از خواب بیدار شد، لذا/ بنابراین/ بدین جهت/ بدین سبب... نتوانست به‌موقع به فرودگاه برسد.
بنویسید: چون دیر از خواب بیدار شد، نتوانست به‌موقع به فرودگاه برسد.
یا: دیر از خواب بیدار شد، لذا/ بنابراین/ بدین‌جهت/ بدین‌سبب نتوانست به‌موقع به فرودگاه برسد.
چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نباید داد دست (مولوی، مثنوی)
 (۱۷) زیرا (که) / چه: «زیرا» با «که» و بدون آن درست است، و «چه» نیز به‌‌ همان معنی است؛ با این تفاوت که پس از آن -‌آن‌گونه که در نمونهٔ زیر آمده‌- نمی‌توان «که» را آورد:
 «شاه جمجاه دستی بر جمجمهٔ بی‌موی خویش بمالید... و جای زخم‌ها را بخارید و با خویش تبسم فرمود، چه که رنج و الم را نیز چون رعایای خویش مقهور ساخته بود» (صادق چوبک، خیمه‌شب‌بازی، داستان «اسائهٔ ادب»)
 (۱۸) علیه/ برعلیه: آوردن حرف «بر» در کنار «علیه» نادرست است و ساژهٔ «علیه» را باید به‌تنهایی به‌کار برد؛ ضمن این-که به‌جای «برعلیه» یا «علیه» می‌توان حرف‌های «با»، «بر»، «به»، «دربرابر» و مانند این‌ها را به‌کار برد:
مثال۱:
ننویسید: دولت عراق هشت سال برعلیه ایران جنگید.
بنویسید: دولت عراق هشت سال با ایران جنگید.
مثال۲:
ننویسید: مدعیان حکومت علیه حاکم قیام کردند.
بنویسید: مدعیان حکومت بر حاکم قیام کردند.
مثال۳:
ننویسید: حملهٔ آمریکا علیه یک کشتی ایرانی در خلیج فارس.
بنویسید: حملهٔ آمریکا به یک کشتی ایرانی در خلیج فارس.
مثال۴:
ننویسید: همگی برعلیه ستم حاکم به قیام برخاستند.
بنویسید: همگی دربرابر ستم حاکم به قیام برخاستند.
 (۱۹) فرق داشتن با/ از: در زبان فارسی «فرق داشتن» یا «فرق کردن»، با حرف اضافه‎ی «با» به‎کار می‌‎رود (برای مثال در: «این بیماری هیچ فرقی با سرخک ندارد/ نمی‌‎کند») و به‎کار بردن حرف اضافه‎ی «از» با «فرق داشتن» -‌که بر اثر گرته‎برداری از زبان‎های بیگانه وارد زبان فارسی شده است‌- درست نیست، پس:
ننویسید: این بیماری هیچ فرقی از سرخک ندارد.
بنویسید: این بیماری هیچ فرقی با سرخک ندارد.
ولی «فرق کردن» را -‌با معنایی دیگر- می‌‎توان با حرف اضافه‎ی «از» به‎کار برد. (ن. ک: «فرق کردن با/ فرق کردن از»).
 (۲۰) فرق‌کردن با/ از: «فرق کردن با» به‎معنی «فرق داشتن و متفاوت بودن» و مترادف با «فرق داشتن با» است، اما «فرق کردن از» به‎معنی تشخیص دادن یا تمیز دادن چیزی از چیزی است. برای مثال در: «یک روز قاضی صاعد با خود گفت: من امروز این مرد را بیازمایم. بفرمود تا دو برّه‎ی فربه یکسان بیاوردند، چنان‌که از هم فرقی نتوانستی کرد.»
 (۲۱) نسبت‌به: کاربرد اصلی «نسبت به» در هنگام مقایسهٔ دو چیز است (برای مثال او نسبت به هم سن و سالان خود از هوش بیشتری برخوردار است)؛ اما در بسیاری موارد، به‎ویژه در ترجمه‎‌ها، این حرف به‌جای حرف‌های دیگر به‌کار می‌رود؛ درحالی که یا می‌‎توان حرف اضافه‎ی مناسبی را به‎جای آن نشاند، و یا باید «نسبت» را از آن حذف کرد؛ مانند مثال‎هایی که درپی آمده است:
مثال ۱:
ننویسید: این موضوع باعث می‌‎شود که آمریکا نتواند علت تنفر بسیاری از مردم جهان نسبت به خود را درک کند.
بنویسید: این موضوع باعث می‌‎شود که آمریکا نتواند علت تنفر بسیاری از مردم جهان از خود را درک کند.
مثال ۲:
ننویسید: این کشور به‎طور ذاتی نسبت به توافقاتی که دولت را رودرروی جامعه‎ی مدنی قرار می‌‎دهد از خود مقاومت بیش‎تری نشان می‌‎دهد.
بنویسید: این کشور به‎طور ذاتی در برابر توافقاتی که دولت را رودرروی جامعه‎ی مدنی قرار می‌‎دهد از خود مقاومت بیش‎تری نشان می‌‎دهد.
مثال ۳:
ننویسید: این جنبه از استثناگرایی آمریکا با نگرش‎های اخلاق‎گرا نسبت به جنگ و سیاست خارجی در آمریکا تقویت می‌‎شود و ضرورت مطرح شدن نظرات موافق و مخالف نسبت به جنگ را در قالب مفاهیم صلیبی و مانوی ایجاد می‌‎کند.
بنویسید: این جنبه از استثناگرایی آمریکا با نگرش‎های اخلاق‎گرا به جنگ و سیاست خارجی در آمریکا تقویت می‌‎شود و ضرورت مطرح شدن نظرات موافق و مخالف درباره‎ی جنگ را در قالب مفاهیم صلیبی و مانوی ایجاد می‌‎کند.
مثال ۴:
ننویسید: دشمنی این کشور نسبت به ژاپن ریشه‎ی تاریخی دارد.
بنویسید: دشمنی این کشور با ژاپن ریشه‎ی تاریخی دارد.
مثال ۵:
ننویسید: نارضایی روسیه نسبت به قدرت امپراتوری ژاپن هر روز بیش‎‌تر می‌‎شود.
بنویسید: نارضایی روسیه از قدرت امپراتوری ژاپن هر روز بیش‎‌تر می‌‎شود.
مثال ۶:
ننویسید: رویکردهای موجود نسبت به این موضوع ممکن است دستخوش تحول بشود.
بنویسید: رویکردهای موجود به این موضوع ممکن است دستخوش تحول بشود. (۲۲) و هم‌چنین: در موارد فراوانی نیازی به آوردن حرف ربط مرکب «هم‌چنین» با حرف ربط سادهٔ «و» نیست و می‌توان «هم‌چنین» را حذف کرد:
مثال ۱:
ننویسید: در چنین فرآیندی شاهد جابه‌جایی رفتار راهبردی آمریکا از فضای پیش‌دستانه به حوزهٔ بازدارنده و هم‌چنین از الگوی معطوف به یک‌جانبه گرایی به نشانه‌هایی از چند‌جانبه گرایی هستیم.
بنویسید: در چنین فرآیندی شاهد جابه‌جایی رفتار راهبردی آمریکا از فضای پیش‌دستانه به حوزهٔ بازدارنده، و از الگوی معطوف به یک‌جانبه گرایی، به نشانه‌هایی از چند‌جانبه گرایی هستیم.
مثال ۲:
ننویسید: آنان در این شرایط تلاش می‌کردند اهداف خود را از راه الگوهای مبتنی‌بر موازنه‌گرایی و هم‌چنین کناره‌گیری از منازعات بین‌المللی پی‌گیری نمایند.
بنویسید: آنان در این شرایط تلاش می‌کردند اهداف خود را از راه الگوهای مبتنی‌بر موازنه‌گرایی و کناره‌گیری از منازعات بین‌المللی پی‌گیری نمایند.
مثال ۳:
ننویسید: از این مقطع به بعد، سیاست خارجی آن کشور به ابزار قدرت نظامی و هم‌چنین نیروهای عملیاتی وابسته شد.
بنویسید: از این مقطع به بعد، سیاست خارجی آن کشور به ابزار قدرت نظامی و نیروهای عملیاتی وابسته شد.

/ 3 نظر / 1769 بازدید
ابراهیمی

بسیار بسیار عالی و کاربردی . تشکر .

ابراهیمی

بسیار بسیار عالی و کاربردی . تشکر .

شکوفه

سلام و وقت بخیر چرا ما میگیم کتاب متاب.ساعت ماعت.آیا این حالت در دستورزبان فارسی اسم یا تعریفی دارد؟ منتظر جواب شما هستم تشکر لطفا به من ایمیل بزنید