آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش

برای آگاهی از دوره‌های ویرایش، در پایین ستون موضوعات وبلاگ، مطلب مشخص‌شده با @@@@@ را بخوانید یا با 09196662166 تماس بگیرید

قواعد کوتاه نویسی و خلاصه سازی

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲؛ در:

 آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش، با نشانی www.virastari.persianblog.ir

اصول کلی کوتاه‌نویسی
هرگاه بتوان یک مفهوم را بی‌کم و کاست با واژه‌های کمتر بیان کرد، باید آن را با واژه‌های کمتر بیان کرد.
در هنگام کوتاه کردن ساژه‌های بلند باید توجه داشت که هیچ مفهومی نه حذف نشود و نه تغییر کند.
هرگاه برای بیان یک مفهوم؛ یک عبارت بلند فارسی و یک عبارت کوتاه غیرفارسی داشته باشیم، عبارت بلند فارسی را بر می‌گزینیم:


ننویسید: وسایلی را که تا کنون در این کار استفاده نشده‌اند، در جایی انبار کنید.
بنویسید: وسایلی را که تا کنون در این کار به‌کار برده نشده‌اند/ به‌کار نرفته‌اند، در جایی انبار کنید.
هرگاه رعایت نکردن قواعد کوتاه نویسی، بر زیبایی ساژه‌ها مؤثر باشد، نیازی به رعایت کردن آن‌ها نیست.

قواعد کوتاه‌نویسی
۱ـ تبدیل جمله به عبارت مصدری
هرگاه بتوان جمله‌ای را با عبارت مصدری بیان کرد، چنین می‌کنیم:
 ننویسید: این‌که امیرالمؤمنین حاضر نیست پیروزی را از راه ظلم به‌دست آورد، واقعیتی است که...
 بنویسید: حاضر نبودن امیرالمومنین به پیروزی از راه ظلم، واقعیتی است که...
 ننویسید: راه‌هایی که می‌توان به‌وسیلهٔ آن‌ها یک شرکت ورشکسته را دوباره راه‌اندازی کرد.
 بنویسید: راه‌های راه‌اندازی دوبارهٔ شرکت‌های ورشکسته.

۲ـ تبدیل جملهٔ وصفی به عبارت کوتاه
هرگاه بتوان جملهٔ وصفی را به عبارتی کوتاه تبدیل کرد، چنین می‌کنیم:
ننویسید: مردی که دارای ظاهری آشفته بود وارد خانه شد.
بنویسید: مردی آشفته ظاهر وارد خانه شد.
ننویسید: از نخستین روزی که با او آشنا شدم، استعداد عجیبی در او یافتم.
بنویسید: از نخستین روز آشنایی با او استعداد عجیبی در او یافتم.
 ننویسید: از حوادث تلخی که در روز‌های اسارت شاهد آن‌ها بود برایمان می‌گفت.
بنویسید: از حوادث تلخ روزهای اسارت برایمان می‌گفت.

۳ـ تبدیل جملهٔ بلند به دو یا چند جمله‎ی کوتاه
هرگاه بتوان جملهٔ بلند را به دو یا چند جملهٔ کوتاه تبدیل کرد، چنین می‌کنیم:
ننویسید: از نخستین برخورد با وی متوجه نیروی عجیبی در او شدم و می‌دانم که به زوایای تاریک وجود من پی برد ولی پیوسته این آگاهی خود را انکار می‌‎کرد و از تنها چیزی که حرف نمی‌زد اسرار پنهان من بود که سال‌ها کسی از آن‌ها خبر نداشت و آگاهی دیگران از آن‌ها مرا رنج می‌داد و دائم به فکر پنهان کردن آن‌ها از دیگران بودم و برای این‌که درپی‌ زندگی راحتی باشم به چیزی جز اینکه این اسرار را پنهان کنم نمی‌اندیشیدم.
بنویسید: از نخستین برخورد با وی متوجه نیروی عجیبی در او شدم. می‌دانم که به زوایای تاریک وجود من پی برده بود، ولی او پیوسته این آگاهی خود را انکار می‌کرد. از تنها چیزی که حرف نمی‌زد اسرار پنهان من بود که سال‌ها کسی از آن‌ها خبر نداشت و آگاهی دیگران از آن‌ها مرا رنج می‌داد. دائم به فکر پنهان کردن آن‌ها از دیگران بودم و برای این‌که درپی زندگی راحتی باشم به چیزی جز پنهان کردن این اسرار نمی‌اندیشیدم.

۴ـ تبدیل فعل و مصدر مرکب بلند به فعل و مصدر مرکب کوتاه یا بسیط
 هرگاه بتوان مصدر مرکب بلندی را به مصدر مرکب کوتاه یا بسیط تبدیل کرد، چنین می‌کنیم.
ننویسید                بنویسید
استقبال به‌عمل آوردن        استقبال کردن
اطلاع حاصل کردن    شنیدن/ فهمیدن/ آگاهی یافتن/ آگاه شدن
به‌خود اختصاص دادن کسب کردن (مانند: مقام یا رتبهٔ نخست را کسب کرد.)
به‌فراموشی سپرده شدن        فراموش شدن
به‌منصهٔ ظهور رساندن        آشکار ساختن/ ظاهر کردن
به‌مورد اجرا گذاشتن        کردن/ اجرا کردن
به‌مورد اجرا قرار دادن        کردن/ اجرا کردن
حضور به‌هم رسانیدن        حاضر شدن
در جریان قرار دادن            اطلاع دادن/ آگاه کردن
مورد استعمال قرار دادن        به‎کار بردن/ استعمال کردن
مورد استفاده قرار دادن        به‎کار بردن/ استفاده کردن
مورد تصویب قراردادن        تصویب کردن
مورد تعقیب قرار دادن        تعقیب کردن
نمونهٔ (۱)
به استحضار می‌رساند این اداره همهٔ کاغذ‌ها را مورد استفاده قرار داده است.
به جای «مورد استفاده قرار داده است» «استفاده کرده است».

نمونهٔ (۲)
با سلام و احترام، به استحضار می‌رساند این اداره بر اساس نظرسنجی مردم، شما را به عنوان کارمند نمونه برگزیده است و مورد ستایش قرار می‌دهد.
به جای «مورد ستایش قرار می‌دهد» «می‌ستاید» یا «ستایش می‌کند».

نمونهٔ (۳)
.... به آگاهی می‌رساند این قانون را هیأت محترم دولت مورد تصویب قرار داده است.
به جای «مورد تصویب قرار داده است» «تصویب کرده است».

نمونهٔ (۴)
به استحضار می‌رساند شرکت یاد شده همهٔ تلاش‌های خود را به منصهٔ ظهور رسانده است ولی...
به جای «منصهٔ ظهور رسانده است» «کرده است»، «نشان داده است» یا «به کار برده است»

۵ـ تبدیل واژهٔ مرکب به واژهٔ بسیط
 (۱) هرگاه بتوان ساژه‌ای مرکب را به ساژه‌ای بسیط تبدیل کرد، باید چنین کرد:
ننویسید                بنویسید
ابتیاع کردن            خریدن
ارسال کردن            فرستادن
برخوردار بودن            داشتن
به‌خود اختصاص دادن    گرفتن (مانند: جایزهٔ نخست را گرفت.)
خریداری کردن            خریدن
قادر بودن                توانستن
مورد ستایش قرار دادن        ستودن
به‌رشتهٔ تحریر درآوردن        نوشتن
به‌عمل آوردن            شدن (مانند: کوشش شد تا...)
به‌عمل آوردن            کردن (مانند: کوشش کرد تا...)
به‌قتل (یا هلاکت) رساندن        کشتن
پشت سر گذاشتن    گذراندن (مانند: امیدوارم روز خوبی را گذرانده باشید.)
امکان‌پذیر                ممکن، شدنی
کشته شدگان            کشته‌ها، کشتگان
زخمی شدگان            زخمی‌ها، زخمیان
 (۲) هرگاه با تبدیل مصدر مرکب به ساده، مصدر لازم مانند مصدر متعدی شود، آن را تبدیل نمی‌کنیم:
 ننویسید: تبدیل به جامعه‌ای قدرتمند با مردم و مسئولینی راستگو.
 بنویسید: تبدیل شدن به جامعه‌ای قدرتمند با مردم و مسئولانی راستگو.
 (۳) اما اگر صورت مصدر سادهٔ متعدی، معنی مصدر لازم را برساند، تبدیل مصدر مرکب به ساده اشکال ندارد:
 تسلیم (تسلیم شدن) نظام اسلامی دربرابر سلطهٔ بین‌المللی آمریکا.

۶ـ تبدیل اسم به ضمیر
هرگاه اسمی تکرار شود، برای اشاره به آن، ضمیر به‌کار می‌بریم:
ننویسید: دادن سلاح شیمیایی به عراق و مورد تهاجم قرار دادن آن به جرم مصرف سلاح شیمیایی.
بنویسید: دادن سلاح شیمیایی به عراق و تهاجم به آن به جرم مصرف آن‌ها.

۷ـ ادغام واژه‌های هم‌معنی در یک واژه
 هرگاه بتوان واژه‌ها‌ی هم‌معنی را در یک واژه -ترجیحاً در واژهٔ فارسی- ادغام کرد، باید چنین کرد:
 ننویسید: دعوت به تقوا و پرهیزگاری.
بنویسید: دعوت به پرهیزگاری.
ننویسید: عدم دنباله‌ روی از خواهش‌ها و هواهای نفسانی.
بنویسید: پی‌روی نکردن از خواهش‌ نفس.

۸ـ حذف ساژه‌های اضافه یا خنثی
 هرگاه ساژه‌ای اضافه باشد یا بودن و نبودن آن تأثیری بر «مفهوم اصلی» نداشته باشد، باید آن را حذف کرد:
ننویسید: این راهبرد بیان می‌‎دارد که نیروهای نظامی باید آن‎چنان قوی باشند که دشمنان بالقوه را از دنبال کردن تدارک نظامی که به‌امید پیشی گرفتن یا هم‎تراز کردن قدرتشان با نیروی نظامی ما انجام می‌‎دهند منصرف نماید.
بنویسید: این راهبرد بیان می‌‎دارد که نیروهای نظامی باید ‎چنان قوی باشند که دشمنان بالقوه را از دنبال کردن تدارک نظامی به‌امید پیشی گرفتن یا هم‎تراز کردن قدرتشان با نیروی نظامی ما منصرف نماید.
 
 ننویسید: پاسخ دادن امیرالمومنین به پرسش یک نفر در مورد مسأله‌ای راجع به توحید در وسط میدان جنگ.
 بنویسید: پاسخ امیرالمومنین به پرسش فردی دربارهٔ توحید در میدان جنگ.
 
جلسه رأس ساعت هشت صبح، تاریخ دوشنبه ۷/۱۲/۹۱ برگزار می‌گردد.
به جای رأس» ساعت» «ساعت» چون ساعت‌‌ همان معنی را می‌دهد.
و به جای «تاریخ دوشنبه» «دوشنبه».

به پیوست گزارش عملکرد یک ساله این اداره جهت استحضار تقدیم حضور گردد.
در این جمله واژهٔ «حضور» را می‌توان برداشت، بدون اینکه به نامه‌ آسیبی برساند.
نمونهٔ دیگر:
با سلام و احترام
 در پاسخ به نامهٔ شمارهٔ ۲۱۹/ س/ آموزش و پرورش – ۳۱/۲/۸۲ که به شمارهٔ ۱۳۲۰۷-۲۲/۶/۸۲ ثبت دبیرخانه گردیده، به اطلاع می‌رساند رشتهٔ تحصیلی آقای... در دورهٔ کاردانی راهنمای آموزشی، در جدول رشتهٔ مورد نیاز آموزش وپرورش که شمارهٔ ۵۳۵۵۰/۵۱۲- ۱۶/۶/۸۲ از طریق سازمان ابلاغ شده، قید نگردیده، لذا اقدامی در مورد مأموریت نامبرده از طریق این مدیریت مقدور نمی‌باشد. /ش ۲/۶
مدیر آموزش پرورش استان؟؟؟
در نامهٔ قبل واژه‌های «آموزش و پرورش»، جملهٔ ثبت دبیرخانه گردیده» و عبارت «از طریق این مدیریت»، همه اضافه است و نامه را بلند و نفس‌گیر کرده است.


۹ـ حذف تکیه کلام‌ها
هنگامی‌که گوینده‌ای در حال سخن گفتن است، ممکن است به‌صورت عادت و ناخودآگاه یا به هر علت دیگر، کلمه‌ها یا عبارت‌هایی را به‌صورت مکرر بر زبان بیاورد که نیازی به آوردن آن‌ها در گفتار نیست. این کلمه‌ها و عبارت‎‌ها را «تکیه کلام» می‌نامیم.
برخی تکیه کلام‌های رایح عبارتند از: «به‌اصطلاح»، «به‌قول معروف»، «درواقع»، «مثلا» ً و.... برای مثال در جمله‌ی:
درواقع، در حال گذر از دوره‌ای به دورهٔ دیگری هستیم که درواقع نه شناخت درستی از آن داریم و نه برای آن آمادگی داریم، زیرا درواقع دورهٔ پیش را به‌خوبی و به‌طور کامل نگذرانده‌ایم.
شاید حذف این تکیه کلام‌ها از گفتار کار آسانی نباشد، زیرا معمولاً بیان آن‌ها به عادت تبدیل شده است؛ ولی در نوشتار می‌توان آن‌ها را حذف کرد، بی‌آن‌که آسیبی به جمله برسد. برای نمونه، مثال پیش را می‌توان به‌صورتی که درپی می‌آید تغییر داد.
ما در حال گذر از دوره‌ای به دورهٔ دیگری هستیم که نه شناخت درستی از آن داریم و نه برای آن آمادگی داریم، زیرا دورهٔ پیش را به‌خوبی و به‌طور کامل نگذرانده‌ایم.

۱۰ـ حذف حشو قبیح
حشو در زبان فارسی سه گونه است:
 (۱) حشو ملیح: ساژه‎ی زائدی است که سخن را نمکین و زیبا می‌سازد و جزو صنایع ادبی به‌شمار می‌رود.
 (۲) حشو متوسط: آن است که نه به زیبایی جمله بیفزاید و نه از آن بکاهد.
 (۳) حشو قبیح: این حشو بی‌فایده است و باید حذف شود. آن‌چه درپی می‌آید شمار‎ی از حشوهای قبیح است:
ننویسید                بنویسید
اظهار تجاهل            تجاهل
در اوج قله‎ی معرفت        در قله‎ی معرفت/ در اوج معرفت
ای خدایا                ای‎خدا/ خدایا
بازگشت دوباره            بازگشت
پس بنابراین            پس/ بنابراین
پس دراین‌حال            پس/ دراین‎حال
پس در این‌صورت            پس/ در این‎صورت
پس درنتیجه            پس/ درنتیجه
تاکستان انگور            تاکستان
تن‌ها محض                تن‌ها
تهویهٔ هوا            تهویه
حسن خوبی            خوبی/ حسن
درخت مو                مو
دستبند دست            دستبند
روزنامهٔ روزانه            روزنامه
سرمهٔ چشم            سرمه
سوابق گذشته            پیشینه‌ها/ سوابق
فقط اختصاص به            اختصاص به
فقط منحصر به            منحصر به
فینال آخر                فینال
کمدی خنده‌دار            کمدی
مثمرثمر                سودمند/ مثمر
مفید فایده                مفید
نخلستان خرما            نخلستان
هم‌چنین نیز            هم‎چنین
واحد جمع‎آوری‎کننده‎ی اطلاعات    واحدجمع‎کنندهٔ اطلاعات/ واحد جمع‎‎آوری اطلاعات

نمونه‌های دیگر: شب لیله القدر، دیشب گذشته، دوباره بازگشتن، پارسال گذشته، روغن چرب، مفید فایده، رایحهٔ بوی خوش، تخم مرغ کبوتر، عسل شیرین، عروج به بالا، و...

در نامه‌ها و گزارش‌ها اداری هم حشو‌هایی این چنین به چشم می‌خورد:
نمونهٔ ۱: خواهشمند است همچون پارسال گذشته، گزارش سالانه را تا پایان بهمن ماه ارسال دارید.
نمونهٔ ۲: به آگاهی می‌رساند مدخل ورودی ساختمان آموزشی نیاز به کف‌سازی دوباره دارد.
نمونه‌ی۳: از همه مدیران درخواست می‌کنم سیر گردش کار را بر اساس سلسه مراتب انجام دهند.
نمونهٔ ۴: مدیران هر بخش باید نیازهای خود را از قبل پیش‌بینی کنند و به آگاهی... برسانند.
نمونهٔ ۵: خواهشمند است ده عدد تختهٔ وایت‌برد به این دبیرستان اختصاص دهید.

۱۱ـ حذف ساژه‌های تکراری
یکی دیگر از کارهای نگارنده یا ویراستار حذف هر نوع ساژه‎ی تکراری است که تکرار آن از روی عمد و با منظور خاص (برای مثال، برای تاکید) نبوده است. نمونه‌هایی که درپی می‌‎آید، مثال‌هایی از این نوع ساژه‌ها هستند:
مثال ۱:
ننویسید: اعضای این شورا عبارتند از آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، هلند، دانمارک، سوئد، نروژ... و فنلاند می‌‎باشند.
بنویسید: اعضای این شورا عبارتند از آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، هلند، دانمارک، سوئد، نروژ... و فنلاند.
مثال ۲:
ننویسید: سه گونهٔ متفاوت از این درختان در جنوب کشور وجود دارد که این سه‌گونهٔ متفاوت اهمیت فراوانی در باغ‎داری آن منطقه دارند.
بنویسید: سه‌گونهٔ متفاوت از این درختان در جنوب کشور وجود دارد که اهمیت فراوانی در باغ‎داری آن منطقه دارند.
`۱۲ـ حذف مطالب نابجا
هر مطلبی که نیازی به آوردن آن نیاز نباشد، «مطلب نابجا» نامیده می‌شود. ساژه‌هایی که درپی می‌‎آیند، برخی از مصداق-های مطالب نابجایی هستند که باید از نوشته‌ها حذف شوند:
 (۱) توضیح مطالب روشن.
 (۲) تعارف‌ها و ستایش‌های نابجا.
 (۳) نوشته‌های دور از ادب و نزاکت.
 (۴) مطالب تکراری که تکرار آن‌ها ضروری نباشد.
 (۵) حاشیه‌روی‌های غیرضروری.
 (۶) مقدمه‌های غیرضروری که تنها به حجم متن می‌افزاید.
 (۷) مطالبی که در اثبات نظر نویسنده‌ تأثیری نداشته باشد.
 (۸) اظهارنظرهایی که گفتهٔ پدید آورنده‌ دربارهٔ آن‌ها نادرست و بی‎اعتبار باشد.
 (۹) اظهارنظرهای بی‌دلیل و پایه یا سست، و مطالبی که مأخذ آن‌ها بی‌اعتبار است. (@۱: ص ۱۳۲)

خلاصه نویسی
خلاصه نویسی، آن است که نگارنده یا ویراستار در بازنویسی یک مطلب، تنها به اصل کلام و در اصطلاح، به «مغز کلام» بسنده ‌کند. آن‌چه درپی آمده، نمونه‌هایی از خلاصه‌نویسی است:
ساژهٔ خلاصه نشده: پرداختن به زوایای مختلف شخصیتی افراد شاخص، بسته به موقعیت اجتماعی و سیاسی آن‌ها، ممکن است افق‌های متفاوتی را در شناخت آن‌ها ترسیم کند. موقعیت و پایگاه اجتماعی آن‌ها به‌اندازه‌ای است که نیاز به ترسیم افق‌های متفاوت در مورد آن‌ها به‌اندازهٔ کافی احساس می‌شود. یکی از افق‌های حساس و قابل‌توجه برای شناسایی چنین افرادی، بررسی شخصیت آن‌ها از منظر خانواده (همسر و فرزندان) است. معمولاً چنین افرادی که بیش-‌ترین لحظه‌ها و اوقاتشان را خارج از خانه و خانواده سپری کرده‌اند، دارای زوایای پنهانی هستند که کمتر به عرصهٔ عمومیت و همه‌فهمی رسیده است، و گاهی اوقات در صورت عدم توجه، آن زاویهٔ خاص نیز مورد غلفت و اشتباه قرار می‌گیرد.
ساژهٔ خلاصه شده: یکی از ابعاد حساس و قابل‌توجه برای شناسایی افراد تأثیرگذار بر جامعه، بررسی شخصیت آن‌ها از منظر خانوادهٔ آنان است. معمولاً چنین افرادی، با آن‌که بیشترین لحظه‌ها و اوقاتشان را در خارج از خانه سپری کرده‌اند، دارای زوایای شخصیتی پنهانی هستند که کمتر به‌معرض دریافت همگان گذاشته می‌شود و تا هنگامی که این ابعاد از زبان نزدیکان آن‌ها بیان نشود، آشکار نخواهند شد.
ساژهٔ خلاصه نشده: با اعتقاد به این‌که بررسی شخصیت وی از درون خانواده می‌تواند حاوی نکات ظریف و قابل-توجهی باشد که دانستن آن‌ها در تبیین شخصیت او مؤثر است، به این مهم پرداختیم. ورود به عرصهٔ زندگی خصوصی افراد، دارای ملاحظات خاص خود می‌باشد و امکان گفت‌وگو با همسر او هم به‌دست نیامد، اما با همراهی صمیمانه و صادقانهٔ فرزند ارشدش، افق‌های تازه و ناگفته‌ای از شخصیت او برایمان گشوده شد.
ساژهٔ خلاصه شده: با اعتقاد به این‌که بررسی شخصیت وی از درون خانواده می‌تواند حاوی نکات ظریف و قابل-توجهی باشد که دانستن آن‌ها در تبیین شخصیت او مؤثر است، با همراهی صمیمانه و صادقانهٔ فرزند ارشدش، به این مهم پرداختیم تا افق‌های تازه و ناگفته‌ای از شخصیت ایشان برایمان نمایان شود.
$تا اینجا مربوط به کوتاه نویسی بود


واژه‌های دشوار و نا‌آشنا
جمله‌های پایانی این نامه را به دقت بخوانید و به واژه‌های آن توجه کنید:
 پیرو نامه شماره ۵۸۸۶/م تاریخ ۱۴/۱۰/۸۱ در خصوص توجه جدی کمیته‌های محترم امنیتی و سیاستی استانداری‌ها به وضعیت بحرانی منابع مالی صنعت برق، همانگونه که استحضار دارند اجرای به موقع پروژه‌های برق‌رسانی و آب‌رسانی مستلزم تأمین منابع مالی و تحقیق کامل امر منوط به پرداخت به موقع بهای برق و آب مصرفی از سوی مشترکین به شرکت‌های برق منطقه‌ای و آب و فاضلاب می‌باشد و هرگونه تأخیر ناشی از عدم پرداخت شرکت‌ها و مؤسسات بزرگی از قبیل شهرداری‌ها، بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی، شرکت‌های نفت و گاز، صدا و سیما و سایر مشترکین باعث تأخیر در پروژه‌های استانی خواهد شد.
خواهشمند است با توجه به مسائل و مشکلات مطروحه و یا عنایت به خودگردان بودن شرکت‌های برق منطقه‌ایی و آب و فاضلاب، ترتیبی اتخاذ گردد تا استانداری محترم در مواجهه با درخواست‌های مکرر دستگاه‌های فوق‌الذکر مبنی بر استمهال بدهی‌هایشان، آنان را متقاعد و ملزم به پرداخت به موقع قبوض و بدهی ‌های خود نماید
....
 وزیر نیرو
واژه‌های «مواجهه، مطروحه، فوق‌ذکر، استمهال، متقاعد، قبوض و...» نامه را به نثر‌های دشوار قدیمی نزدیک کرده است. امروزه به‌جای این واژه‌ها، برابرهای ساده و آشنایی هستند که می‌تواند ارتباط ما را با مخاطب به راحتی برقرار کند. جمله‌های پایانی این نامه را می‌توان این‌گونه نوشت:
 «خواهشمند است با توجه به مشکلات یاد شده و به خاطر خودگردان بودن شرکت‌های برق منطقه‌ای و آب و فاضلاب، دستور فرمایید استانداران محترم درخواست‌های پی در پی دستگاه‌های دولتی را نپذیرفته، برای پرداخت قبض‌هایشان به آن‌ها مهلت ندهند و آن‌ها وادار به پرداخت بدهی‌های خود نمایند.»
نامه‌هایی با واژه‌هایی از این دست فراوان است. به برخی از این نامه‌ها و واژه‌ها اشاره می‌کنیم و برابر‌های آسان و مناسبشان را می‌آوریم:
•    واصل شدن: پیام تبریک محبت‌آمیز شما واصل شد
بدستمان رسید.
•    عودت می‌گردد: نامهٔ جنابعالی عودت می‌گردد.
برگردانده می‌شود
•    مقرون: ارائهٔ هرگونه آماری در این زمینه، مقرون به واقعیت نخواهد بود.
۱) با واقعیت همراه نخواهد بود.
۲) واقعی نخواهد بود.
•    عاجل: اقدام عاجل به عمل آید.
هرچه زود‌تر اقدام گردد.
•    ایفاد می‌گردد: با سلام، به پیوست، تصویر درخواست خانم.... ایفاد می‌گردد.
تقدیم می‌گردد.
•    اشعار می‌دارد: با توجه به قرارداد واردات گاز از کشور ترکمنستان بدین وسیله اشعار می‌دارد...
به آگاهی می‌رساند...
•    فاقد باشند: کارگرانی که فاقد برگ قرارداد تکمیل شده باشند و...
کارگرانی که قرارداد تکمیل شده نداشته باشند و...
•    مشارالیه:... به محض اخطار کتبی، قسط‌های تعیین شده از حقوق و مزایای مشارالیه کسر خواهد گردید.
نام برده.
•    ابواب جمعی: گواهی می‌شود آقای محمد...... جزء ابواب جمعی رسمی این اداره می‌باشند و...
گواهی می‌شود آقای محمد....... کارمند رسمی این اداره می‌باشد.
•    استهلاک وام مذکور:.... ضمناً به حسابداری آن مدیریت وکالت بلاعزل در استهلاک وام مذور می‌دهم.
در ضمن، برای تسویه حساب وام یاد شده، به آن مدیریت وکالت بلاعزل می‌دهم.
•    مورخ:..... مستدعی است برای صدور تأییدیهٔ آموزشی، تا پایان وقت اداری مورخ ۳/۷/۸۶ مدارک لازم را تحویل دهید.
تاریخ
•    کان لم یکن تلقی می‌گردد: بدیهی است در صورت اقدام به موقع، موضوع کان لم یکن تلقی می‌شود.
فراموش شده / تمام شده
•    معضل فوق مرتفع: در حال حاضر مشکل مربوط به جوی آب در دست بررسی می‌باشد و با کمک آقای مهندس...، پیمانکار شهرداری، معضل فوق مرتفع خواهد شد.
۱ – این مشکل برطرف خواهد شد.
۲ – این مشکل از بین خواهد رفت.
•    متعاقباً:..... این شیوه‌نامه در حال تهیه می‌باشد و متعاقباً ابلاغ خواهد شد.
پس از این/ به زودی/ درآینده
•    کما فی سابق: تا اطلاع ثانوی کما فی سابق کارگران یاد شده با شرکت طوس در ارتباط باشند.
همچون گذشته
•    منعقده:... قرارداد منعقده باید زیر نظر معاونت اداری – مالی باشد.
بسته شده / امضا شده.