منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲؛ در:

 آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش، با نشانی www.virastari.persianblog.ir

(۱) ارجاع: ارجاع در لغت به‌معنی «بازگرداندن» است و منظور این کتاب از ارجاع، «بازگرداندن خواننده به مطلب مورد نظر پدید‎آورنده» است؛ این مطلب می‌‎تواند قسمت‎های دیگری از خودِ نوشته و یا منبع یا مأخذ قسمت یا قسمت‎هایی از نوشته باشد که پدیدآورنده، خواننده را به آن‌ها بازگشت داده است. بر همین پایه، ارجاع، خود به دو گونه‎ی «ارجاع برون‎متنی» و «ارجاع درون‎متنی» تقسیم می‌‎شود.


 (۲) منبع: نوشته‎ای است که پدیدآورنده، به‎طور مستقیم و بدون واسطه، مطلبی را از آن نقل کرده یا به آن استناد کرده است.

 (۳) مأخذ: نوشته‎ای است که پدیدآورنده، با واسطه‎ی آن، به‎طور غیرمستقیم، مطلبی را از منبعی نقل کرده و یا به آن مطلب استناد کرده است.

۱ـ ارجاع برون‎متنی

در این گونه‎ی ارجاع باید با شیوه‎ی انجام دو کار عمده آشنا شویم:

 (۱) ارجاع به منابع و مآخذ در متن.

 (۲) نوشتن مشخصات منابع و مآخذ در پایان متن.

۱. ۱ـ ارجاع به منابع و مآخذ در متن

نویسنده برای بیان روشن منظور خود، شیوهٔ ارجاع به نوشته‌ها را به دو شیوهٔ کلی «دانشگاهی» و «غیردانشگاهی» تقسیم کرده، ولی ارجاع به هر دو نوشته ـ با ناهمانندی‌هایی ناچیز ـ از یک شیوه پی‌روی می‌کند.

 (۱) نوشته‌های دانشگاهی: منظور از نوشته‌های دانشگاهی، نوشته‌هایی مانند مقاله، پایان‌نامه، رساله و پژوهش‌های دیگر است.

 (۲) نوشته‌های غیردانشگاهی: هرنوع نوشته‌ای غیر از نوشته‌های دانشگاهی را نوشتهٔ غیردانشگاهی می‌نامیم.

آگاهی: منظور نویسنده این نیست که در بیرون دانشگاه (برای مثال در حوزه‌های علمیه یا در میان ناشران عمومی) مقاله، پایان‌نامه، رساله و پژوهش‌های دیگر نوشته نمی‌شود، یا یرعکس، در دانشگاه کتاب‌هایی که به قرآن کریم، حدیث‌ها و روایت‌ها ارجاع داده شده باشد، نوشته نمی‌شود. امروزه نمی‌توان از این بُعد مرزی میان حوزه و دانشگاه کشید؛ زیرا همهٔ انواع نوشته‌ها در هر دو جا تولید می‌شود. این تقسیم‌بندی تنها گونه‌ای نام‌گذاری برای بیان شیو‌ه-های ارجاع و ناهمانندی‌های ناچیز آن‌ها در این کتاب است.

۱. ۱. ۱ـ ارجاع به نوشته‌های غیردانشگاهی

هرگاه مطلبی (عبارت، جمله یا پاراگرافی) از نوشته‌ای دیگر را درون نوشتهٔ خود استفاده کنیم، برای ارجاع دادن خواننده به مشخصات منبع یا مأخذ آن مطلب در «منابع و مآخذ» پایان‌‌ همان فصل (نه در پاورقی یا پی‌نوشت‌های پایان آن فصل)، از الگوی زیر پی‎روی می‌‎کنیم:

از راست به چپ: پرانتز باز شود؛ شماره‎ی ردیف منبع یا مأخذ در منابع و مآخذِ گفتار یافصل؛ دو نقطه؛ حرف ص؛ شماره‎ی صفحه‎ (‌ها) یا آن‌چه کاربرد شمارهٔ صفحه دارد؛ پرانتز بسته شود.

آگاهی: از این پس، آن‌چه را با ترتیب پیش‌ درون پرانتز می‌آوریم، «ساژهٔ ارجاع» می‌نامیم.

 (۱) هرگاه پدیدآورنده خواننده را به کل یک نوشته (کتاب، نشریه و مانند این‌ها) بازگشت دهد، و صفحه یا صفحه‎های مشخصی را در نظر نداشته باشد، در جای شماره‎ی صفحه در پرانتز، یک خط تیره می‌‎گذاریم:

مثال: آن‎چه در این کتاب درباره‎ی «فلسفه‎ی ملاصدرا» آمده، تنها چکیده‎ای از این مبحث است که خوانندگان عزیز می‌‎توانند با مراجعه به منابعی مانند (۱۷: -) و (۱۸: -) دانسته‎های خود را در این باره افزایش دهند.

 (۲) هرگاه ارجاع، به صفحه‎های پیوسته (متوالی) صورت گیرد، در جای شماره‎ی صفحه، بهترتیب از راست به چپ، شماره‎ی صفحه‎ی نخست، «تا»، و سپس شماره‎ی صفحه‎ی پایانی را می‌‎آوریم؛ برای مثال: (۱۳: ص۷ تا ۱۹)، یعنی منبع شماره‎ی ۱۳ (ردیف ۱۳ منابع و مآخذ پایان فصل) صفحه‎های ۷ تا ۱۹.

 (۳) هرگاه ارجاع، به صفحه‎های ناپیوسته (نامتوالی) باشد، شماره‎ی صفحه‎‌ها را از راست به چپ، و از کوچـک به بزرگ می‌‎نویسیم و میان آن‌ها ویرگول می‌‎گذاریم؛ برای مثال: (۸: ص۴۱، ۴۳، ۴۹)، یعنی منبع شماره‎ی ۸، صفحه‎های ۴۱ و ۴۳ و ۴۹.

 (۴) هرگاه نوشته‎ی مرجع به زبان لاتین باشد، عددهای درون پرانتزی را مانند شیوه‌های پیش‌گفته و به‌صورت فارسی می‌‎نویسیم.

در این کتاب، نوشته‌های غیردانشگاهی ازنظر شیوه‌های ارجاع، در دسته‌هایی که درپی آمده گنجانده می‌شوند:

آگاهی: از این پس، به واژه‌های «ارجاع به» و «ارجاع در» دقت کنید.

۱. ۱. ۱. ۱ـ ارجاع به آیه‌های قرآن کریم

هنگامی که به آیه‌ای از قرآن کریم ارجاع می‌دهیم، داشته‌های زیر را درون پرانتز، در سمت چپ آیهٔ نوشته شده می‌گذاریم:

 (سوره‌ی...، آیه‌ی...)

و به‌جای «...» شمارهٔ سوره (نه نام آن) و شمارهٔ آیه را می‌گذاریم.

مثال: چنان‌که از آموزه‌های قرآن کریم درمی‌یابیم، آنان که برای انجام دستورهای خداوند سختی‌ها و محدودیت‌هایی را تحمل می‌کنند، نباید نگران آن باشند که پس از مرگ، با کسانی که چنین سختی‌ها و محدودیت‌هایی را نداشته‌اند، برابر خواهند بود؛ زیرا چنین چیزی با عدالت خداوند ناسازگار است و خداوند خود وعده داده است که:

 «ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لایظلمون» (سورهٔ ۲، آیه‌ی۲۸۱)

یعنی: «سپس [در آن روز] به هر کس، آن‌چه انجام داده، به‌طور کامل بازپس داده می‌شود و به آن‌ها ستم نخواهد شد.»

همان‌گونه که داشته‌های درون پرانتز نشان می‌دهد، برای ارجاع به آیه‌های قرآن کریم، نیازی به آوردن مشخصات چاپ در منابع و مآخذ پایان فصل نیست؛ زیرا با داشتن شمارهٔ سوره و آیهٔ مورد استناد، می‌توان آن را در هر نوع چاپی از قرآن کریم پیدا کرد.

۱. ۱. ۱. ۲ـ ارجاع به ترجمهٔ آیه‌های قرآن کریم

 هرگاه برای آیه‌ای از قرآن، ترجمه‌ یا ترجمه‌های مشخصی بیاوریم (برای مثال ترجمه‌ یا ترجمه‌هایی که با ترجمه‌های دیگر تفاوت دارند)، شمارهٔ سوره و آیه را پس از آیه نمی‌آوریم؛ ولی داشته‌های درون پرانتز را پس از ترجمهٔ آیه، مانند الگوی زیر می‌آوریم، و مشخصات چاپ آن قرآن را نیز در منابع و مآخذ پایان فصل، در ردیف خود می‌نویسیم:

 (شمارهٔ ردیف مشخصات چاپی قرآن، در منابع و مآخذ پایان فصل: سوره‌ی...، آیه‌ی...)

مثال: مترجمان قرآن کریم، برداشت‌های متفاوتی از واژهٔ «قوّامون» در آیهٔ «الرجال قوامون علی النساء» (سوره‌ی ۴، آیه‌ی۳۴) داشته‌اند که سه ترجمهٔ زیر، این برداشت‌ها را نشان می‌دهد:

 «مردان سرپرست زنانند...» (۷: ه‌مان)

 «مردان نگاهبان زنانند...» (۸: ه‌مان)

 «مردان بر زنان برتری دارند...» (۹: ه‌مان)

در سه نمونهٔ پیش، نویسنده، مشخصات چاپی قرآنی را که ترجمهٔ نخست در آن چاپ شده، در ردیف ۷، و مشخصات دیگر را نیز بهترتیب در ردیف ۸ و ۹ منابع و مآخذ پایان فصل آورده است.

۱. ۱. ۱. ۳ـ ارجاع به منابع رِوایی

منظور از منابع روایی، کتاب‌های حدیث و روایت است.

 (۱) همان‌گونه که در «ارجاع به قرآن کریم» آمد، یک آیه‌ی مشخص از قرآن کریم، در نسخه‌هایی با مشخصات چاپی گوناگون، لزوماً در یک صفحه قرار نمی‌گیرد؛ به همین علت، برای ارجاع به آیه‌های قرآن کریم نمی‌توان با دادن شمارهٔ صفحه، نشانی آیهٔ مورد نظر را داد، بلکه باید با دادن مشخصات ثابت (شمارهٔ سوره و آیه) نشانی آیه را نوشت.

 در ارجاع به منابع روایی نیز باید به‌ همین گونه رفتار کرد. برخی از منابع روایی به‌دست ناشران گوناگون و با مشخصات چاپی گوناگون به‌چاپ رسیده‌اند. برای مثال، حدیثی که در کتاب «اصول کافی» ۴جلدی در صفحهٔ ۱۰۳ جلد سوم است، ممکن است در «اصول کافی» ۲جلدی در صفحهٔ ۱۷ جلد دوم باشد. برای همین، در ارجاع به مطالب این کتاب‌ها، افزون بر شمارهٔ ردیف منبع و شمارهٔ صفحه، باید مشخصات زیر را نیز بهترتیب از راست به چپ، در پرانتز بیاوریم:

پرانتز باز، شمارهٔ ردیف منبع در منابع پایان فصل، نشانهٔ دونقطه، نام کوتاه کتاب، ویرگول، حرف ص، شمارهٔ صفحه، ویرگول، شمارهٔ حدیث، پرانتز بسته.

بدین‌سان، اگر مشخصات چاپی نسخهٔ خواننده‌ با نسخهٔ نویسنده یکسان نباشد، با استفاده از مشخصات آورده شده در پرانتز، می‌تواند به مطلب مورد نظر دست یابد.

مثال: امام صادق (ع) در این باره می‌فرماید:

 «ان سوء الخلق لیفسد العملَ کما یفسد الخلّ العسل» (۱۰: کافی، ص ۱۱، ح ۲۶۰۰)

 «بداخلاقی کردار را تباه می‌سازد،‌‌ همان گونه که سرکه عسل را تباه می‌کند.»

پس از این، نویسنده یا ویراستار باید مشخصات کتاب را ـ در این‌ مورد، در ردیف ۱۰ منابع و مآخذ پایان فصل ـ بهترتیب و صورت زیر بنویسد:

 (۱۰) ثقه‌الاسلام محمدبن یعقوب کلینی، «اصول کافی»، ۴جلد، جلد۴، ترجمه و توضیح سیدمهدی آیت‌اللهی، تهران، انتشارات جهان‌آرا، ۱۳۸۶، چاپ اول.

سپس هرگاه در همین فصل، حدیث دیگری از جلد ۴ همین کتاب آورده شود، باید دوباره خواننده را به ردیف ۱۰ منابع و مآخذ پایان فصل ارجاع دهیم؛ با این تفاوت که در هر بار ارجاع، باید در پرانتز درون متن، پس از شمارهٔ ردیف، شمارهٔ صفحه و شمارهٔ حدیث تازه را بیاوریم. برای مثال، آن‌چه درپی آمده، شیوهٔ نوشتن نشانی حدیث‌ دیگری از جلد ۴ همین کتاب را نشان می‌دهد:

مثال: امام صادق (ع) به‌نقل از پیامبر (ص) فرمود: «از حقوق شخصی که بر اهل خانه‌ای وارد می‌شود این است که هنگام ورود و خروجش کمی با او راه بروند (یعنی او را استقبال و بدرقه کنند)» (۱۰: کافی، ص۴۸۰، ح ۳۷۰۰)

 (۲) هرگاه در منبعی، حدیث‌ها از آغاز تا پایان هر جلد پشت سر هم شماره‌گذاری نشده باشند، بلکه در تقسیم‌ بندی‌هایی چون «کتاب» و «باب» و مانند آن شماره‌گذاری شده باشند‌، شمارهٔ باب و مانند آن را نیز با‌ترتیب زیر در پرانتز می‌گنجانیم:

مثال: پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «ملعون من القی کَلَّه علی الناس» (۱۱: بحار، ص ۱۴۲، باب ۷، ح ۱)؛ یعنی «کسی که بار زندگی خود را بر دوش مردم بیندازد مورد لعن است.»

در این‌جا، ردیف شمارهٔ ۱۱ در منابع و مآخذ پایان فصل، به جلد ۷۷ کتاب «بحارالانوار» داده شده است.

۱. ۱. ۱. ۴ـ ارجاع در پاورقی

هرگاه مطلبی را در پاورقی بیاوریم و نیاز باشد که منبع آن را نیز بنویسیم، مشخصات منبع آن را با شیوهٔ پیش-گفته، در خود پاورقی می‌آوریم:

مثال: براساس آموزه‌های عرفان حقیقی، کسانی که در جهت تأمین مخارج زندگی خود تلاش می‌کنند، پاداشی همسنگ پاداش مجاهدان و رزمندگان راه خدا، و بلکه بالا‌تر از اجر آنان دارند. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی می‌فرماید: «عبادت و پرستش خداوند هفتاد جزء دارد که بالا‌ترین و بر‌ترین جزء آن، «طلب حلال» است.»

نویسنده یا ویراستار پس از نوشتن شمارهٔ ردیف و مشخصات کوتاه منبع در جلوی حدیث در پاورقی، باید مشخصات کامل کتاب را ـ در این‌ مورد، در ردیف ۱۲ منابع و مآخذ پایان فصل ـ بهترتیب و صورت زیر بنویسد:

 (۱۲) محمد بن یعقوب الکلینی؛ «الفروع من الکافی»، ۲۶ جلد، جلد ۵، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ پنجم.

۱. ۱. ۱. ۵ـ ارجاع به منابع چند جلدی

منظور از منابع چند جلدی، نوشته‌هایی است که دو یا چند جلدی هستند. برای ارجاع به این نوشته‌ها (از کتاب تا پایان‌نامه) هر جلد را یک کتاب جدا در نظر می‌گیریم و به هر جلد، یک ردیف در منابع و مآخذ پایان فصل اختصاص می‌دهیم.

مثال: «آش ماست»، نام‌های دیگری چون آش «ماستبا، ماستوا، ماستاوه، و ماستینه» نیز دارد. (۱۳: ص۱۷۳۶) آش دیگری که با خمیر آرد گندم پخته می‌شود، «بُغرا» نام دارد. این آش –که مانند آش رشته است ـ «بغراخانی» (منسوب به «بغراخان» یکی از پادشاهان ترکستان) نیز نامیده شده است. (۱۴: ص ۳۶۲)

توضیح مثال: از آن‌جا که منبع جملهٔ نخست، جلد ۲، و منبع جملهٔ دوم و سوم، جلد ۱ «فرهنگ فارسی عمید» است؛ نویسنده یا ویراستار باید در منابع و مآخذ پایان فصل، دو ردیف جدا (در این مورد، ردیف ۱۳ و ۱۴) را به مشخصات این دو منبع اختصاص دهد. مشخصات این دو کتاب نیز در پایان فصل – نه پایان کتاب ـ بهترتیب و صورت زیر خواهد آمد:

 (۱۳) حسن عمید، «فرهنگ فارسی عمید» ۲ جلد، جلد ۲، تهران، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۷۷، چاپ سیزدهم.

 (۱۴) حسن عمید، «فرهنگ فارسی عمید» ۲ جلد، جلد ۱، تهران، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۷۷، چاپ سیزدهم.

۱. ۱. ۱. ۶ـ ارجاع به منبع نقل قول مستقیم

هنگام استفاده از آثار ـ فارسی و غیرفارسی دانشگاهی یا غیردانشگاهی ـ دیگران می‌توانید آن آثار را با آوردن منبع، به زبان خودتان خلاصه و تحلیل و تفسیر کنید، ولی نباید از روی آن‌ها نسخه‎برداری کرد؛ مگر جایی که لازم است تعریف، توضیح یا مطلبی را همان‎گونه که در منبع اصلی آمده نقل کنید که به این کار «نقل قول مستقیم» می‌گویند.

برای نقل قول‎ مستقیم از آثار دیگران یا حتی اثر دیگری از خودتان، عین مطلب نقل شده را درون نشانهٔ «...» نوشته و ساژهٔ ارجاع را پس از آن می‌‎آوریم.

مثال ۱: صاحب نظران تعریف‎های فراوانی از «استراتژی» ارائه کرده‌اند، ولی تعریف رستمی از استراتژی؛ یعنی «هنر و علم توسعه دادن و به‌کار بردن یا تهدید به‎وسیلهٔ نیروهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی و نظامی یک ملت، برای رسیدن به هدف‎های ملی در زمان صلح یا در زمان جنگ» (۱۵: ص ۷۸) با مباحث ما سازگار‌تر است.

مثال ۲: تعریف رستمی از استراتژی که از میان تعاریف دیگر، با مباحث ما سازگار‌تر است، عبارت است از: «هنر و علم توسعه دادن و به‌کار بردن یا تهدید به‎وسیلهٔ نیروهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی و نظامی یک ملت، برای رسیدن به هدف‎های ملی در زمان صلح یا در زمان جنگ.» (۱۶: ص ۷۸)

مثال ۳: فیاض‎بخش در تعریف «مُخَصَّص» چنین آورده است: «مُخَصَّص یا خاصّ، اصطلاحاً عبارت است از دلیلی که در برابر دلیل عام ـ با نسبت عموم و خصوص مطلق بین آن‌ها ـ قرار می‌گیرد، به‌گونه‌ای‌که در بیشتر موارد از نظر دلالت و ظهور، خاص از عام قوی‌تر است و این نیرومندی خاص سبب می‌شود که به‌وسیلهٔ آن به تخصیص عام مبادرت ورزیم و از ظهور عام چشم بپوشیم.» (۱۷: ص ۲۳۴)

آگاهی: هرگاه از بین دو جملهٔ نقل قول، یک یا چند جمله‎ حذف شود، پس از جملهٔ نخست چهار نقطه می‌گذاریم.

مثال: «این دیلم که مشیرِ او بود او را گفتی: آزاده را می‌ازار و چون آزردی بیوژن.... دیلم کسی فرستاد که: چندین مال بدهم مرا بکُش.»

ولی اگر در میان یک جمله، بخشی از آن را حذف کنیم، تنها سه نقطه به‌جای بخش حذف شده می‌‎گذاریم.

مثال ۱: «و از کار سلطان حشمت طلب کن... که عزِّ خدمتِ سلطانی به از عزِّ توانگری است.»

مثال ۲: امام صادق علیه‎السلام در این باره فرموده است:

 «هر که می‌خواهد بداند آیا نمازش پذیرفته شده یا نه، ببیند آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته است؟ به هر اندازه که نماز او، مانع گناه و منکر شده باشد، نمازش قبول است.... و نماز کسانی که به برهنگان و آوارگان بی‌اعتنایند، پذیرفته نیست.»

مثال ۳: پیامبر اکرم صلی‎الله علیه و آله فرمود:

 «کسی که نماز را سبک بشمارد، خداوند برکت و خیر را از عمر و مال او برمی‌دارد، پاداش کارهای او را از بین می‌برد، دعایش مستجاب نمی‌‎شود... در برزخ شکنجه و تاریکی و فشار را می‌چشد، و در قیامت حساب سختی از او کشیده می‌‎شود.»

۱. ۱. ۱. ۷ـ ارجاع به اینترنت

برای ارجاع در متن به منبع یا مأخذی که از اینترنت گرفته شده است از الگوی زیر پی‌روی می‌کنیم:

از راست به‌ چپ: پرانتز باز، شمارهٔ ردیف منبع یا مأخذ در منابع پایان فصل، نشانهٔ دونقطه، نام وبگاه، پرانتز بسته.

مثال:... نشانه‌های سجاوندی امروز، گسترش یافته و تکمیل شدهٔ‌‌ همان نشانه‌ها هستند. (۳: ویکی پدیای فارسی)

۱. ۱. ۱. ۸ـ ارجاع در اینترنت

هنگامی که مطلبی را در اینترنت می‌نویسیم، برای ارجاع دادن به منبع یا مأخذ آن، همهٔ مشخصات منبع یا مآخذ را با ترتیبی که در زیر عنوان «شیوه‎ی کلی نوشتن مشخصات منابع و مآخذ» خواهد آمد، درون پرانتز، در سمت چپ ساژهٔ نیازمند ارجاع می‌گذاریم.

مثال:‌‌ همان گونه که دکتر علی شریعتی نیز اشاره می‌کند: «این یک قانون است که همیشه باطل را برصورت حق می‌سازند و «قلب» را بر شکل رایج و اصل، سکه می‌زنند.» (علی شریعتی، «تشیع علوی و تشیع صفوی»، تهران، بی‌نا، ۱۳۵۰)

۱. ۱. ۱. ۹ـ ارجاع در کم‌نوشته‌ها

منظور از «‌کم‌نوشته» نوشته‌های کوتاهی مانند «پیش‌گفتار، سخن ناشر، مقدمهٔ نویسنده یا مترجم، نتیجه، مؤخره» و جز این‌هاست که از چند صفحه نمی‌گذرند.

منابع و مآخذ این نوشته‌ها به‌جای آن‌که ـ مانند منابع و مآخذ فصل‌ها ـ در پایان آن‌ها آورده شود، با ترتیبی که در زیر عنوان «شیوه‎ی کلی نوشتن مشخصات منابع و مآخذ» خواهد آمد، در پاورقی هر صفحه آورده می‌شود.

مثال: اگر فرض کنیم که نوشتهٔ زیر، بخشی از پیش‌گفتار یک کتاب است، شیوهٔ ارجاع به منبع در آن به‌صورتی است که درپی آمده:

آنان هم‌چنین قبه‌ای را که بر چاه زمزم بود و نیز ساختمان‌های دور خانهٔ خدا را ویران کردند. مردم مکه هم که به‌شدت از وهابیان می‌ترسیدند، با ترس نظاره‌گر ویران‌سازی بنا‌ها و آثار اسلامی خود بودند.

۱. ۱. ۱. ۱۰ـ ارجاع به مثال و شاهد

هرگاه نویسنده‌ای برای اثبات درستی ادعا و نظر خود، نمونه یا مثالی را از منبعی بیاورد، آن نمونه یا مثال را «شاهد» می‌نامیم.

روشن است، منبعی که شاهدی از آن گرفته شده باید منبعی مشخص و قابل‌اتکا و استناد باشد؛ و برای مشخص کردن آن منبع، باید مشخصات آن‌ را نوشت. ولی هنگامی که از منبعی برای تدوین داشته‌های نوشته‌ای استفاده نشود، و از آن، تنها برای تدوین مثال‌های یک نوشته استفاده شود، مشخصات آن نباید در منابع پایان فصل و کتاب، بلکه باید در‌‌ همان صفحه آورده شود.

 (۱) مشخصات منابع شناخته و مشهور را به‌صورت کوتاه، با ترتیب و شیوه‌ای که در مثال بعد آمده، درون پرانتز در متن می‌آوریم:

مثال: افعال کمکی را در زمان‌های کامل (حال کامل و گذشتهٔ کامل)، در میان جمله می‌توان بدون قرینه نیز حذف کرد؛ مانند آن‌چه در نمونهٔ زیر آمده است:

برادران...! در صورتی که خدا کار‌ها را این طور آسان کرده، چرا خودتان را... نمی‌رهانید. (دِه‌خدا، مقالات، ص ۴)

 (۱. ۱) برای نوشتن منبع شعر‌ها، تنها به نوشتن نام شاعر در سمت چپ شعر درون پرانتز بسنده می‌کنیم:

مثال: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/ قفسم برده به باقی و دلم شاد کنید.

 (محمدتقی بهار)

 (۲) مشخصات منابع شاهدهایی را که شناخته و مشهور نیستند، با شیوه‌ای که در زیر عنوان «شیوه‎ی کلی نوشتن مشخصات منابع و مآخذ» آمده، به‌صورت کامل در پاورقی می‌آوریم.

 (۳) هرگاه مثال به‌کار رفته، نقشی در اثبات مطلب یا ادعای نویسنده نداشته باشد، و تنها برای نشان دادن منظور او در قالب یک نمونه و مثال باشد، نیازی نیست که منبع آن را نوشت.

مثال: هرگاه در درون جمله یا بند نقل‎قول، نقل قول دیگری بیاید، برای نقل قول دوم از نشانه‎ی»... «استفاده می‌‎کنیم؛ مانند آن‌چه در نمونهٔ زیر آمده است:

هانتینگتون در این باره در کتاب «استراتژی نظامی» خود می‌‎گوید: «آن‎‌ها] ویتنامی‎‌ها [تقریباً بدون استثنا، اول از تحرک ما به‎وسیله‎ی بالگرد، دوم از قدرت مخرب آتش توپ‌خانه‎ی ما، و سوم از تخریب فیزیکی، و مهم‎‌تر از همه، از تأثیرات روانی فلج‎کننده‎ی بمب‎باران هواپیماهای «B-۵۲» ما می‌‎ترسیدند. ویتنامی‎‌ها می‌‎گویند:» ما عملاً هنگامی که می‌‎توانستیم به شما دست‎رسی پیدا کنیم تا با شیوه‎ی «واحدهای کوچک» خود، یعنی شیوه‎ی «جنگ تن‎به‎تن» در جنگل با شما بجنگیم، می‌‎توانستیم شما را شکست دهیم. «پس اگر دوباره به‎ناچار، درگیر چنین وضعیتی شدیم، باید بر برتری فن‎آوری تکیه کنیم.»

۱. ۱. ۲ـ ارجاع به نوشته‌های دانشگاهی

هرگاه پدیدآورنده، خواننده را به نوشته‎ای دانشگاهی (مانند مقاله، پایان‎نامه، رساله، تحقیق و جز این‌ها) بازگشت دهد، ساژه‌های ارجاع را با الگوی پیش‎گفته درباره‎ی نوشته‎های غیردانشگاهی می‌‎آوریم؛ ولی از آن‎جا که آوردن نام پژوهشگر در متن این نوشته‌ها اهمیت فراوان دارد، شیوه‎ی بیان این نوع از ارجاع با گونهٔ پیشین ناهمانندی‎هایی ناچیز دارد که درپی خواهد آمد:

 (۱) برای ارجاع به این نوشته‎‌ها، معمولاً نام‎خانوادگی پدید‎آورنده (پژوهشگر)، بدون القابی مانند «آقا، خانم، دکتر، مهندس، حجت‎الاسلام» و مانند این‌ها در متن نوشته می‌‎آید:

آگاهی: از آن‌جا که نویسندگان این گونه نوشته‌ها معمولاً خوانندگان را به همهٔ پژوهش بازگشت می‌دهند، نه به یک یا چند صفحهٔ مشخص، شمارهٔ صفحه در ساژهٔ ارجاع نیز کمتر، و تنها هنگامی آورده می‌شود که نویسنده خواننده را به‌‌ همان صفحه (‌ها) بازگشت دهد.

مثال ۱: در پژوهشی که چندی پیش به‌قلم محمدی (۱: ـ) در این باره منتشر شد، اثبات شده است که...

مثال ۲: ارجمندی (۲: ـ) رابطه‎ی هم‎بستگی «۸۵%= r» را برای این دو متغیر نشان داده است.

 (۲) هرگاه ارجاع بعدی بدون فاصله، به‌‌ همان صفحه از منبع پیش باشد، نیازی به آوردن دوباره‎ی ساژه‌های ارجاع نیست:

مثال: جمشیدی (۳: ص ۱۵) در پژوهش اخیر خود درباره‎ی زمان واکنش، این نکته را به‌اثبات رساند که...

] جمله‎ی بعد بدون فاصله در‌‌ همان بند [جمشیدی هم‎چنین نشان داد که...

 (۳) ولی اگر ارجاع بعدی ـ با فاصله یا بدون فاصله ـ به صفحه‎ی دیگری از‌‌ همان نوشته انجام شود، ساژهٔ ارجاع نوشته می‌‎شود:

مثال:] جمله‎ی بعد، در دنباله‎ی‌‌ همان بند [نکته‎ی دیگری که پژوهش جمشیدی (۳: ص۳۱) به آن اشاره کرده، این است که...

 (۴) و اگر به اثر دیگری از‌‌ همان نویسنده اشاره شود نیز ساژهٔ ارجاع تازهٔ آن اثر را درون پرانتز می‌‎آوریم:

مثال: جمشیدی در پژوهشی دیگر (۴: ـ) خلاف این نکته را به‌اثبات رساند.

 (۵) برای استناد به نوشته‎ای که دو نویسنده دارد، هر بار، نام خانوادگی هر دو نویسنده را ـ با ترتیبی که بر روی جلد آمده، نه با ترتیب الفبایی ـ در متن می‌‎آوریم:

مثال:] بار نخست: [دانا و حسینی در... (۵: ـ) به این نکته دست یافتند که...

] بار دوم و پس از آن: [نتایج پژوهش دانا و حسینی (۵: ـ) بر این یافته تأکید دارد که...

 (۶) برای استناد به نوشته‎های دارای سه تا پنج نویسنده، بار نخست نام خانوادگی همه‎ی نویسندگان را ـ مانند روی جلد ـ می‌‎آوریم؛ ولی بار دوم و پس از آن، برای استناد به‌‌ همان نوشته، تنها نام خانوادگی نویسنده‎ی نخست را آورده و به‌دنبال آن عبارت «و همکاران» را می‌‎نویسیم:

مثال:] بار نخست: [محمدی، ارجمندی، شکیب، اسلامی و صادقی (۶: ـ) در پژوهشی که در این باره انجام دادند، نشان دادند که...

] بار دوم و پس از آن برای استناد به‌‌ همان صفحه از‌‌ همان اثر: [محمدی و همکاران (۶: ص ۴۱) به این نتیجه اشاره کرده‎اند که...

] بار دوم و پس از برای آن برای استناد به صفحه‎ی دیگر از‌‌ همان اثر: [محمدی و همکاران (۶: ص ۸۹) اثبات کرده‎اند که...

 (۷) برای استناد به نوشته‎هایی که بیش از پنج نویسنده دارند ـ بار نخست و پس از آن ـ تنها نام خانوادگی نویسنده‎ی نخست را آورده و پس از آن عبارت «و همکاران» را می‌‎نویسیم:

مثال: رضوی و همکاران (۷: ـ) در یافته‎های خود...

آگاهی: در منابع و مآخذ پایان کتاب باید نام همه‎ی نویسندگان نوشته شود و از آوردن عبارت «و همکاران» پرهیز شود.

 (۸) برای استناد به نوشته‎هایی که به‌نام سازمان‎‌ها یا نهاد‌ها به‌چاپ رسیده‎اند، نام آن سازمان یا نهاد را به‌جای نام نویسنده می‌‎گذاریم:

مثال: در پژوهشی که مرکز اسناد و مدارک علمی (۸: ـ) منتشر کرده...

 (۹) هنگام استناد به دو یا چند نوشته که نام خانوادگی نویسنده‎ی آن‌ها یکسان است، نام آن‌ها را نیز پیش از نام خانوادگی می‌‎آوریم:

احمد نیک‎خواه (۹: ـ) و جمشید نیک‎خواه (۱۰: ـ) در این باره...

 (۱۰) برای استناد به دو یا چند نوشته‎ از یک نویسنده، عددهای درون ‎پرانتزی مربوط به هر اثر او را بهترتیب تاریخ انتشار می‌‎آوریم:

مثال ۱: یافتــه‎های پژوهــش‎های والان (۱۱: ـ)، (۱۲: ـ)، (۱۳: ـ) و (۱۴: ـ) نشان می‌‎دهد که...

مثال ۲: در آثار نیمه‎ی قرن بیستم، برای نمونه آثار اسکینر (۱۵: ـ) و (۱۶: ـ)...

 (۱۱) هرگاه تاریخ انتشار پژوهش‎‌ها یکسان باشد؛ نیازی به رعایت ترتیب زمانی نیست:

مثال: پژوهش‎هایی که احمدی (۱۷: ـ)، (۱۸: ـ) و جمشیدی و حسنی (۱۹: ـ)، (۲۰: ـ) در این باره انجام داده‎اند نشان می‌‎دهد که...

 (۱۲) برای استناد به پژوهش‎های ترجمه شده نیازی به آوردن نام مترجم نیست؛ نام مترجم در منابع و مآخذ خواهد آمد.

مثال: پژوهش اسکینر (۲۱: ص ۷۰ تا ۷۹) نشان می‌‎دهد که...

 (۱۳) برای استناد به مآخذ همانند مثالی که درپی آمده عمل می‌‎کنیم:

مثال: در تعریف ریس از رفتار، به‌نقل از سیف (۲۲: ص ۱۵۳) چنین آمده که...

آگاهی ۱: تا جای ممکن باید از استناد به مآخذ پرهیز کرد؛ تنها هنگامی می‌‎توانیم به مأخذ‌ها استناد کنیم که به منبع دست‎رسی نداشته باشیم یا دست‎رسی به آن سخت باشد.

آگاهی ۲: برای نوشتن منبع و مأخذ یک مطلب در منابع و مآخذ، نخست مشخصات کامل «مأخذ» را آورده و سپس هراندازه از مشخصات «منبع» (منبع اصلی) را که در دست داشته باشیم، در پرانتز پس از عبارت «نقل از» (برای منابع فارسی و عربی) یا پس از «form» (برای منابع لاتین) می‌‎آوریم.

۱. ۲ـ شیوه‎ی کلی نوشتن مشخصات منابع و مآخذ (در پایان فصل‌ها)

پس از آن‌که شماره‌های درون‌پرانتزی را درون متن در کنار مطلب استفاده شده در نوشتهٔ خود گذاشتیم، نوبت به نوشتن مشخصات کامل هر منبع یا مأخذ در پایان آن فصل می‌رسد. اکنون با این پیش‌فرض که از راست به چپ، شمارهٔ نخست درون پرانتز داخل متن، شمارهٔ ردیف هرمنبع در پایان فصل است، پس از نوشتن شمارهٔ ردیف هر منبع، مشخصات کامل آن منبع را با ترتیب و شیوه‌ای که درپی می‌آید، می‌نویسیم:

 

مشخصات پدیدآورنده یا پدیدآورندگان] شامل: نام و نام‎خانوادگی نویسنده یا نویسندگان، نام سازمان یا نام و نام‎خانوادگی گردآورنده یا ویراستاری که به‌جای نویسنده است [، مشخصات عنوان] شامل: «عنوان اصلی: عنوان فرعی»، (عنوان و شماره‎ی مجموعه، سلسله یا سری مباحث) [، مشخصات جلد] شامل: شمار جلد‌ها، شماره‎ی جلد یا جلدهای مورد استناد: «عنوان جلد مورد استناد» [، نام و نام‎خانوادگی مصحح یا مترجم، مشخصات چاپ (جاناتان)] شامل: جای (شهر) ناشر، نام ناشر، تاریخ (سال) چاپ، نوبت چاپ و ویرایش [.

 

آگاهی: شیوه‎ی گذاشتن نشانه‌های سجاوندی (ویرگول، گیومه پایین، دونقطه و پرانتز) در میان اجزای مشخصات منابع و مآخذ دقیقاً از الگوی پیش‎گفته پی‌روی می‌‌کند، جز آن‎که عنوان‎های اصلی و فرعی نوشته‎های لاتین در گیومه بالا («») گذاشته می‌‎شوند.

مثال: با فرض اینکه در سه جا از فصل یکم کتابی، در کنار مطلب‌هایی که از منبعی گرفته شده‌اند، شماره‌های درون‌پرانتزی (۱: ص ۴۹)، (۲: ص ۸۶) و (۳: ص ۱۰۸) را گذاشته‌ایم؛ مشخصات منابع آن مطلب‌ها را در پایان‌‌ همان فصل، در زیر عنوان «منابع و مآخذ فصل یکم» چنین می‌آوریم:

 (۱) ویل دورانت و آریل دورانت، «تاریخ تمدن»، ۱۱ جلد، جلد ۸: «عصر لویی چهاردهم»، ترجمه‎ی پرویز مرزبان، ابوطالب صارمی و عبدالحسین شریفیان، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸، ویرایش دوم.

 (۲) محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، «راه‎نمای نگارش و ویرایش»، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷، چاپ پانزدهم. ‌

 (۳) Carl Von Clausewitz «On War» trans. By Michael Howard and Peter، Princeton، Princeton University Press، ۱۹۷۶.

 (۲) اگر کتابی به‌نام سازمانی باشد نه به‌نام نویسندهٔ آن، نام آن سازمان‌ به‌جای نام نویسنده می‌نشیند:

مثال ۱: مرکز اسناد و مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، «صحیفهٔ نور: مجموعهٔ رهنمودهای امام خمینی (ره)»، ۲۲ جلد، جلد ۱۵، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱.

مثال ۲:

U. S. Congress، Office of Technology، …

 (۳) هرگاه نویسنده و ناشر، یکی باشد، در فارسی به‌جای نام ناشر، کلمهٔ «مؤلف»، و در لاتین کلمهٔ «Author» را می‌آوریم:

مثال ۱: بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، «دانش‌نامهٔ جهان اسلام»، تهران، مؤلف، ۱۳۷۵.

مثال ۲:

U. S. Chiefs of Staff، «Joint Doctrine Encyclopedia»، Washington D. C، Author، ۱۹۹۷.

 (۴) برای کتاب‎هایی که مجموعه‌ای از مقاله‎‌ها یا فصل‎هایی هستند که به‌قلم نویسندگان مختلف‌ نوشته شده‎اند ولی یک یا چند نفر آن‌ها را گردآوری کرده یا بر گردآوری آن‌ها نظارت داشته‌اند، و برای کتاب‎هایی که به‌جای نویسنده ویراستار یا گردآورنده دارند، در جلوی نام (‌ها)، عبارت «گردآورنده/ گردآورندگان» را در پرانتز می‌آوریم:

مثال: نصرالله پورجوادی (گردآورنده)، «دربارهٔ ویرایش»، …

در کتاب‎های لاتین نیز «ed.» یا «eds.» (کوتاه‌نوشتهٔ editor یا editors) را برای گردآورنده یا گردآورندگان می‌گذاریم؛ مانند:

H. Bradford Westerfild، ed.،

 (۵) اگر کتابی دارای دو یا سه نویسنده باشد نام و نام خانوادگی هر دو یا سه نویسنده را با ترتیب روی جلد کتاب می‌نویسیم، ولی اگر نویسندگان بیش از سه تن باشند، تنها نام و نام خانوادگی نویسندهٔ نخست را نوشته و در فارسی عبارت «و دیگران» و در لاتین «et al.» (کوتاه‌نوشتهٔ et alii) را درپی آن می‌آوریم:

مثال ۱: حسن احمدی گیوی و حسن انوری، «دستور زبان فارسی»،...

مثال ۲: رشید یاسمی و دیگران، «دستور زبان پنج استاد»،...

مثال ۳:

George A. Steinter، John B. Miner، and Edmund R. Gray، «Management Policy and Strategy»، …

۱. ۲. ۱ـ مشخصات مقاله‌های چاپ شده در کتاب‌ها

 برای نوشتن نام نویسندهٔ مقاله‌ای از مجموعه‌ مقالات یا فصلی از یک کتاب که به‌دست نویسندگان مختلف نوشته شده، ولی یک فرد یا سازمان، آن‌ها را گردآوری کرده، الگوی زیر را پیش می‌گیریم:

 (۱) برای کتاب‎های فارسی:

نام نویسنده‎ی مقاله یا فصل، «عنوان مقاله یا فصل»، در: ‌نام گردآورنده (گردآورنده)، «عنوان مجموعه مقالات یا کتاب»،...

مثال: احمد سمیعی، «نکته‌هایی در باب تصحیح متون»، در: نصرالله پورجوادی (گردآورنده)، «دربارهٔ ویرایش»،...

 (۲) برای کتاب‎های لاتین نیز از الگوی پیش پی‎روی می‌‎کنیم؛ با این ملاحظه که به‎جای «در»، حرف اضافه‎ی «in» و به‎جای کلمه‎ی گردآورنده در پرانتز، «ed.» (کوتاه‎نوشته‎ی editor) را برای مفرد و «eds.» را برای جمع، بدون پرانتز می‌‎آوریم و عنوان‎‌ها را درون گیومه بالا («») می‌‎گذاریم.

مثال:

Jerome S. Bruner and Leo Postman، «on the Perception of Incongruity: A Paradigm»، in: Jerome S. Bruner and David Kraut، eds.، «Perception and Perssonality: A Symposium»، …

 (۳) اگر گردآورندگان تا سه نفر باشند، نام همهٔ آن‌ها را می‌نویسیم، ولی اگر بیش از سه نفر باشند نام گردآورنده‎ی نخست را نوشته و در فارسی پس از آن عبارت «و دیگران (گردآورندگان)»، و در لاتین کوتاه‎نوشته‎های «et al.، eds.» را درپی آن می‌نویسیم:

مثال: اصغر قائدان، «سازمان نظامی در عصر پیامبراعظم (ص) و تحولات آن براساس نوع جنگ»، در: حسین کریمی و دیگران (گردآورندگان)، «چکیده‎ی مقالات همایش مدیریت دفاعی در سیره‎ی پیامبر (ص)»،...

۱. ۲. ۲ـ مشخصات مقاله‌های چاپ شده در نشریه‌ها

برای ارجاع به مقاله‌هایی که در نشریه‌ها چاپ شده‌اند، مشخصات را با ترتیب زیر می‌آوریم:

نام و نام خانوادگی نویسنده،... «عنوان مقاله»، نام مترجم، نام نشریه (نام تکمیلی آن)، شماره یا دورهٔ نشریه، تاریخ انتشار (تاریخ انتشار به‌زبان اصلی).

مثال: محمود یزدانی فام، «حماسهٔ هویزه و تأثیر آن بر روند جنگ»، نگین ایران (فصل‌نامهٔ مطالعات جنگ ایران و عراق)، شمارهٔ ۳، زمستان ۱۳۸۱.

۱. ۲. ۳ـ مشخصات رساله و پایان‎نامه

در ارجاع به رساله‌های دکتری یا پایان‎نامه‌ها‌ (ی کار‌شناسی و کار‌شناسی ارشد) هریک از مشخصات برشمرده شده برای کتاب را ـ در صورتی که وجود داشته باشند ـ با تفاوتی اندک می‌نویسیم، و برخی از مشخصات که ویژهٔ رساله یا پایان‎نامه‎اند به‌شرح زیر به آن‌ها افزوده می‌شود:

نام و نام خانوادگی پژوهشگر، «عنوان پژوهش» (رساله/ پایان‎نامه، چاپ شده یا چاپ نشده)، شمار جلد‌ها، شماره‎ی جلد، شهر محل ارائه، دانشگاه محل ارائه، سال ارائه.

مثال: محمد حسین افشردی، «شناخت منطقهٔ قفقاز و تحلیل ژئوپولیتیکی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» (رسالهٔ دکتری، چاپ شده)، تهران، دانشکدهٔ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، ۱۳۸۰.

۱. ۲. ۴ـ مشخصات منابع رایانه‌ای

 (۱) منظور از منبع رایانه‌ای، منابعی مانند اینترنت، سی‌دی‌ها و نرم‌افزارهای رایانه‌ای و جز این‌هاست که راه دست-رسی به آن‌ها «رایانه» است. برای ارجاع به منابع رایانه‌ای، از الگوی زیر پی‌روی می‌کنیم:

 «عنوان مطلب»؛ برگرفته از: مشخصات منبع مطلب؛ در: نشانی منبع

یعنی نخست عنوان مطلب مورد استناد را درون گیومه می‌آوریم، سپس واژهٔ «برگرفته از» و پس از دونقطه، مشخصات منبعی را که در رایانه (اینترنت، سی‌دی، نرم‌افزار و...) در آغاز یا پایان مطلب آمده– بسته به این‌که کتاب، مقاله، رساله یا پایان‌نامه و یا جز این‌ها باشد- برابر با شیوه‌های پیش‌گفته می‌نویسیم؛ پس از این‌‌ها نیز نشانی وبگاهی را که مطلب مورد استناد در آن آمده، می‌آوریم. برای نمونه، منبع مطلبی را که با عنوان «ملاک‌های زشت شدن واژه‌ها» در وبگاهی با نشانی زیرآمده، این‌گونه می‌نویسیم:

مثال۱: «ملاک‌های زشت شدن واژه‌ها»؛ برگرفته از: جمشید سرمستانی، «قواعد جامع املای فارسی»، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۰؛ در:

 www. virastari. persianblog. ir

آگاهی ۱: باید دقت کرد که نشانی به‌گونه‌ای نوشته شود که جست‌و‌جوگر را به آن مطلب برساند. برای این منظور، اگر ارجاع به اینترنت باشد، نشانی را‌‌ همان گونه که در نوار بالای صفحهٔ مطلب مورد استناد درج شده، می‌نویسیم تا خواننده با دست‌رسی به پایگاه اینترنتی مورد نظر، به‌طور مستقیم به‌‌ همان مطلب دست یابد. مانند آن‌چه در نمونهٔ بعد آمده است: مثال ۱: «ادبیات فارسی معاصر در خارج از ایران»، برگرفته از: حسن ذوالفقاری و دیگران، «کتاب زبان و ادبیات فارسی» (عمومی)؛ در:

www. persian-language. org/iran/article-۵۶۸. html

آگاهی ۲: نشانی‌های رایانه‌ای فارسی، با شماره ‌ردیف فارسی، در سمت راست، و نشانی‌های رایانه‌ای لاتین، با شماره ردیف لاتین، در سمت چپ صفحه حروف‌چینی می‌شوند.

 (۲) هرگاه نرم‌افزار یا پایگاه اینترنتی، مطلب مورد استفاده را از منبعی نگرفته یا منبع آن را ننوشته باشد، تنها نام نویسنده، «عنوان مطلب» و سپس نشانی رایانه‌ای را می‌آوریم:

جمشید سرمستانی، «نرخ‌نامهٔ ویرایش» در:

www. virastari. persianblog. ir

۱. ۲. ۵ ـ مشخصات مأخذ

همان‎گونه که در تعریف مأخذ آمد: «مأخذ، نوشته‎ای است که پدیدآورنده با واسطه‎ی آن، به‎طور غیرمستقیم، مطلبی را از منبعی نقل کرده و یا به آن مطلب استناد کرده است.»

برای نوشتن مشخصات مأخذ، نخست مشخصات کامل مأخذ را ـ بسته به این‎که کتاب، مقاله، نشریه و... باشد ـ برابر شیوه‎های پیش‎گفته می‌‎نویسیم، و در پایان نیز هراندازه از اجزای مشخصات منبع را که در دسترس باشد، در پرانتز پس از عبارت «نقل از» (برای منابع فارسی و عربی) یا پس از «from» (برای منابع لاتین) می‌‎آوریم:

مثال: علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، «حیات پس از مرگ»، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، ۱۳۷۳. (نقل از: شیخ مفید، «امالی»)

۱. ۳ـ شیوه‌ی‌ تنظیم فهرست منابع و مآخذ (در پایان کتاب)

فهرست منابع و مآخذ، نشان‌دهندهٔ منابع و مآخذی است که در سرتاسر یک کتاب (در همهٔ فصل‌ها و گفتار‌ها و نوشته‌های پیش یا پس از آن‌ها) به‌کار پدیدآورنده آمده‌اند.

 (۱) هریک از منابع و مآخذی که - چه کم، چه زیاد ـ در نگارش کتاب از آن‌ها استفاده شده است، با شیوه و شرحی که درپی می‌آید، در پایان کتاب، زیر عنوان «فهرست منابع و مآخذ»، آورده می‌شود:

 (۱. ۱) همهٔ منابع و مآخذی که در منابع و مآخذ فصل‎‌ها آمده‌اند، در فهرست منابع و مآخذ نیز - تنها یک بار - می‌آیند.

 (۲. ۱) منابع و مآخذ استفاده شده در کتاب باید زیر عنوان‎هایی که درپی می‌‎آید، دسته‎بندی و نوشته شوند:

۱ـ منابع و مآخذ فارسی

۱. ۱ـ کتاب‌ها

۲. ۱ـ نشریه‌ها

 (شامل مجله‎‌ها، روزنامه‎‌ها، خبرنامه‎‌ها، جزوه‎‌ها، بروشور‌ها و مانند این‌ها)

۳. ۱ـ پایگاه‌های اینترنتی

۲ـ منابع و مآخذ عربی

۱. ۲ـ کتاب‌ها

۲. ۲ـ نشریه‌ها

۳. ۲ـ پایگاه‌های اینترنتی

۳ـ منابع و مآخذ لاتین

۱. ۳ـ کتاب‌ها

۲. ۳ـ نشریه‌ها

۳. ۳ـ پایگاه‌های اینترنتی

 

۱. ۴ـ تفاوت منابع و مآخذ پایان فصل و کتاب

شیوهٔ کلی نوشتن مشخصات هر منبع یا مأخذ در پایان کتاب، مانند شیوهٔ تنظیم مشخصات منابع و مآخذ پایان فصل‎هاست، ولی تفاوت‎هایی دارد که درپی می‌‎آید:

 (۱) منابع و مآخذ هر فصل یا گفتار در پایان‌‌ همان فصل یا گفتار، و منابع و مآخذ کل کتاب را در پایان کتاب می‌-آوریم.

 (۲) در منابع پایان فصل، نخست نام و نام خانوادگی و در منابع پایان کتاب، نخست نام خانوادگی و نام پدیدآورنده را می‌آوریم.

 (۳) منابع پایان فصل با ‌ترتیبی که در متن از آن‌ها استفاده شده و منابع پایان کتاب با ترتیب حروف الفبای آغاز نام خانوادگی پدیدآورنده چیده می‌شوند.

 (۴) در منابع پایان کتاب، برای منابع و مآخذ چند جلدی، تنها شمارهٔ جلد یا جلدهایی که از آن‌ها استفاده شده، آورده می‌شود؛ و اگر از همهٔ جلد‌ها در نوشته‌ای استفاده شده باشد، نیازی به نوشتن شمارهٔ جلد یا جلد‌ها نیست. در این کتاب‎‌ها، در قسمت سال چاپ، تنها سال چاپ جلد یا جلدهای مورد استناد را می‌‎نویسیم، نه سال چاپ همهٔ دوره‎ی چندجلدی را.

 (۵) در منابع پایان فصل، به هر یک از جلدهای یک کتاب، یک ردیف مشخصات منبع اختصاص داده می‌شود.

برپایهٔ آن‎چه تاکنون گفته شد، اجزای مشخصات هر منبع یا مأخذ در فهرست منابع و مآخذ پایانِ نوشته، با ترتیب زیر پشت سر هم می‌‎آیند:

مشخصات پدیدآورنده یا پدیدآورندگان] شامل: نام خانوادگی، نام نویسنده و نام و نام خانوادگی نویسندگان دیگر، نام سازمان یا نام خانوادگی و نام گردآورنده یا ویراستاری که به‌جای نویسنده است، نام و نام خانوادگی گردآورنده یا ویراستاران دیگر [؛ مشخصات عنـوان] شامل: «عنوان اصلی: عنوان فرعی»، (عنوان و شماره‎ی مجموعه، سلسله یا سری مباحث) [، مشخصات جلد] شامل: شمار جلد‌ها، شماره‎ی جلد یا جلدهای مورد استناد: «عنوان جلد مورد استناد» [، نام و نام خانوادگی مصحح یا مترجم، نام و نام خانوادگی مصححان یا مترجمان دیگر، مشخصات چاپ (جاناتان)] شامل: جای (شهر) ناشر، نام ناشر، تاریخ (سال) چاپ، نوبت چاپ و ویرایش [.

آگاهی۱: شیوه‎ی گذاشتن نشانه‎های سجاوندی در میان اجزای مشخصات منابع و مآخذ دقیقاً از الگوی بالا پی‎روی می‌‎کند، جز آنکه عنوان‎های اصلی و فرعی نوشته‎های لاتین در گیومه بالا («») گذاشته می‌‎شوند.

آگاهی۲: همان‌گونه که در الگو می‌بینید، پس از «نام خانوادگی»، ویرگول و پس از «نام»، نقطه‌ویرگول می‌گذاریم.

آگاهی۳: هرگاه منبع یا مأخذی یک یا چند جزء از مشخصات پیش‎گفته را نداشته باشد، جزء بعدی به‌جای آن نوشته می‌‎شود:

آگاهی۴: همان‎گونه که در مثال ۲ می‌‎بینید، هرگاه کتابی دارای دو یا سه نویسنده باشد، برای نوشتن نام نویسندهٔ اول، نخست نام خانوادگی و سپس نام وی را می‌نویسیم، ولی برای نویسندگان دوم و سوم، نخست نام و سپس نام خانوادگی آن‌ها را می‌آوریم.

مثال ۱: مرکز اسناد و مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی؛ «صحیفهٔ نور: مجموعهٔ رهنمودهای امام خمینی (ره)»، ۲۲ جلد، جلد ۱۵، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱.

مثال ۲: دورانت، ویل و آریل دورانت؛ «تاریخ تمدن»، ۱۱ جلد، جلد ۸: «عصر لویی چهاردهم»، ترجمه‎ی پرویز مرزبان، ابوطالب صارمی و عبدالحسین شریفیان، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸، ویرایش دوم.

 (۳) برای نوشتن مشخصات منابع و مآخذی که جزو نشریه‎‌ها (مجله، روزنامه، خبرنامه، گاه‌نامه و...) هستند از الگوی زیر پی‎روی می‌‎کنیم:

نام خانوادگی نویسنده، نام نویسنده؛ «عنوان اصلی مقاله: عنوان فرعی مقاله»، نام مترجم، نام نشریه (نام تکمیلی آن)، شماره و دورهٔ نشریه، تاریخ انتشار، (تاریخ انتشار مقاله به‌زبان اصلی).

آگاهی: روشن است که هرگاه نشریه‌ای هریک از اجزای مشخصات پیش‎گفته را نداشته باشد، آن جزء حذف می‌شود و جای خود را به جزء بعدی می‌دهد.

مثال ۱: یزدان فام، محمود؛ «حماسهٔ هویزه و تأثیر آن بر روند جنگ»، مجلهٔ نگین ایران (فصل‌نامهٔ مطالعات جنگ ایران و عراق)، شمارهٔ ۳، زمستان ۱۳۸۱.

مثال ۲: اسکینر، بی. اف؛ «چه بر سر روان‌شناسی به‌عنوان علم رفتار آمده است؟»، ترجمهٔ علی اکبر سیف، فصل‌نامهٔ روان‎‌شناسی و علوم تربیتی، ‌ دورهٔ اول، شمارهٔ ۱، ۱۳۷۲، (انتشار به‌زبان اصلی ۱۹۸۷).

۲ـ ارجاع درون‎متنی

هرگاه پدیدآورنده، خواننده را به مطلبی (شامل نشانگر، پیوست، پاورقی، جمله، بند یا...) در درون نوشته‎ی خود ـ نه خارج از آن ـ ارجاع دهد، چنین ارجاعی را «ارجاع درون‎متنی» می‌‎نامیم.

۲. ۱ـ ارجاع به نشانگر‌ها

بستینه‌ها، تصویر‌ها، جدول‌ها، نقشه‌ها و نمودار‌ها را نشانگر می‌نامیم.

ارجاع به نشانگر‌ها هنگامی است که پدیدآورنده، خواننده را به نشانگری در‌‌ همان صفحه یا در صفحه‎ای دیگر از نوشته‎ی خود ارجاع دهد. پدیدآورنده می‌‎تواند ارجاع به نشانگر‌ها را در قالب جمله‎هایی گوناگون انجام دهد، ولی در هر صورت شماره‎ی نشانگر باید درون متن، در پرانتز آورده شود:

مثال ۱: همان‎گونه که در نمودار رشد جمعیت (نشانگر ۱۷. ۱) می‌‎بینید، رشد جمعیت در سال‎های....

مثال ۲: هانی‎بال (بانی‎پال) در این لشکرکشی معروف (نشانگر ۱۸. ۱) با به‎کارگیری...

۲. ۲ ـ ارجاع به پیوست‌ها

پدیدآورنده می‌‎تواند ارجاع دادن خواننده به پیوست‎‌ها را در هر قالبی انجام دهد، ولی در هر صورت شماره‎ی پیوست باید درون‎ متن در پرانتز آورده شود. مثال‎هایی که درپی می‌‎آید نمونه‎هایی از ارجاع‌ به پیوست‎های بخش پایانی یک کتاب است:

مثال ۱: «کاربرگ بررسی و سطح‎بندی ویرایش» (پیوست ۲) دارای شکل و گنجانیده‎هایی است که لازم است نوشته‎‌پرداز با آن‌ها آشنا شود.

مثال ۲: حروف‎چین باید نوع و اندازه‎ی حرف‎‌ها و عددهای نوشته را برابر «جدول فونت‎‌ها و قلم‎های اجزای کتاب» (پیوست ۳) تنظیم کند.