منبع: جمشید سرمستانی، قواعد جامع املای فارسی، تهران، نشر سرمستان، 1390؛ در:

آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش، با نشانی www.virastari.persianblog.ir

واژه‌های مرکب (که از ترکیب دو یا چند واژه پدید آمده‌اند)، و واژه‌های مشتق (که از ترکیب با پسوند، پیشوند یا می‌انوند پدید آمده‌اند) را «ترکیب» می‌نامیم. ترکیب‌ها در قالب ساژه‌های دستوری و املایی گوناگون می‌آیند، ولی ترکیب‌های پرکاربرد معمولاً در قالب‌های زیر گنجانده می‌شوند:


 (۱) اسم ابزار مرکب: می‌خکش و سیم‌ لختکن.
 (۲) اسم خاص مرکب: می‌گل و علی‌رضا.
 (۳) اسم عام مرکب: شاهرگ و شاه‌دانه.
 (۴) اسم زمان مرکب: صبحدم و خروس‌خوان.
 (۵) اسم مکان مرکب: خاکریز و شاه‌نشین.
 (۶) اسم صوت مرکب: بع‌بع و تالاپ‌تولوپ.
 (۷) اسم عطفی: سردوگرم، کاردوپنیر.
 (۸) ترکیب پی‌درپی (مرکب اتباعی): پول‌مول و یللی‌تللی.
 (۹) اسم فاعل (صفت فاعلی) مرکب: دلبر و دل‌نواز.
 (۱۰) اسم مفعول (صفت مفعولی) مرکب: دستباف و دست‌پرورده.
 (۱۱) اسم معنی مرکب: دلدرد و دل‌پیچه.
 (۱۲) شبه جمله: به‌به، ای‎کاش.
 (۱۳) صفت مرکب: خوبرو و خوش‌حساب.
 (۱۴) ضمیر اشارهٔ مرکب: این‌طور.
 (۱۵) ضمیر مبهم مرکب: هیچ‌یک.
 (۱۶) عدد مرکب: یکصد و یک‌ هزار.
 (۱۷) ترکیب عددی: چهل‌ستون، هفت‌سین.
 (۱۸) فعل مرکب: حرف زد و نشان داده شده است.
 (۱۹) قید مرکب: کم‌کم و پریشان‌حال.
 (۲۰) مصدر مرکب: نگه داشتن و نگاه داشتن.
 (۲۱) اسم مصدر مرکب: پیشرفت و پیش‌روی.
 (۲۲) مضاف و مضاف الیه: دست تقدیر و ولی‌عصر.
 (۲۳) منادا:‌ای خدا.