آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش

برای آگاهی از دوره‌های ویرایش، در پایین ستون موضوعات وبلاگ، مطلب مشخص‌شده با @@@@@ را بخوانید یا با 09196662166 تماس بگیرید

تعریف واژه‌ها و مفاهیم ویرایشی- نگارشی

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲؛ در:

 آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش، با نشانی www.virastari.persianblog.ir

تعریف‌ واژه‌ها و مفهوم‌ها

نویسنده برای بیان مفاهیم مورد نظر خود واژه‎‌ها و اصطلاحاتی را به‌کار برده که در مواردی، تعریف و معنی آن‎‌ها با آن‎چه در خارج از این کتاب آمده متفاوت، و در مواردی نیز همانند است. از این‎رو، دانستن معنی مورد نظر نویسنده برای دانستن مفاهیم این کتاب ضروری است. این واژه‎‌ها و اصطلاحات، و تعریف آن‎‌ها به‌شرحی هستند که درپی می‌‎آید:


آگاهی: مدخل‌های یک‌ستاره، ساژه‌هایی هستند که ازپیش وجود داشته‌اند، ولی تعریف آن‌ها در این کتاب با تعریف‌های موجود در منابع دیگر تفاوت دارد؛ و مدخل‌های دوستاره، ساژه‌هایی هستند که نویسنده آن‌ها را پدید آورده است. مدخل‌های بی‌ستاره نیز ساژه‌هایی هستند که تعریف آن‌ها در این کتاب و بسیاری از منابع دیگر تفاوت چندانی ندارد.

 (۱) **ساژه: هریک از صورت‎های «عدد، فرمول، حرف، کلمه، عبارت، جمله و بند (پاراگراف)» را ساژه می‌‎نامیم.

 (۲) *عبارت: دو یا چند کلمه‎ی بدون صیغهٔ صرفی فعل را که با هم ساژه‎ای غیر از «واژه‎ی مرکب» یا «جمله» بسازند و معنایی جدید پدید آورند، عبارت می‌‎نامیم. برای مثال، ساژه‌های «سر به‌زیر انداختن، زیر آسمان کبود، دست از سر کسی برداشتن، آدم سر به‌زیر، همه‎جا برو، دل به‌دریا زدن» و مانند این‌ها را «عبارت» می‌نامیم؛ ولی ساژه‌های «محبت‌آمیز، تلاش‌کننده، ازخود گذشته» و «به مدرسه رفتم، باید شما را ببینم، آیا می‌توانم کتابتان را ببرم؟» را بهترتیب «واژهٔ مرکب» و «جمله» می‌نامیم.

 (۳) *بند: سطرهای مستقل و پاراگراف‎‌ها، در این کتاب بند نامیده می‌‎شوند. برای مثال، هریک از تعریف‎های این فصل، یک بند است.

 (۴) *کلمه/ واژه: هریک از ساژه‎های اسم، حرف، صفت، قید، فعل، مصدر و مشتقات آن‌ها را کلمه یا واژه می‌‎نامیم.

 (۵) **پیش‌ساژه: هر ساژه‌ای که پیش از ساژه‌ای دیگر بیاید و متعلق به آن ساژه باشد؛ مانند: پیش‌ساژهٔ «هیچ-یک از» در «هیچ‌یک از کالاهای ترخیص‌شده»؛ این پیش‌ساژه (صفت مبهم) متعلق به ساژهٔ «کالاهای ترخیص-شده» است.

 (۶) ** پس‌ساژه: هر ساژه‌ای که پس از ساژه‌ای دیگر بیاید و متعلق به آن ساژه باشد؛ مانند: پس‌ساژهٔ «که روزی دو سطل شیر می‌داد» در جملهٔ «آن‌ها گاو شیردهی داشتند که روزی دو سطل شیر می‌داد»؛ این پس‌ساژه (جملهٔ وصفی) متعلق به ساژهٔ «گاو شیرده» است.

 (۷) **ساژهٔ ارجاع: ساژه‌ای (کلمه، جمله، عبارت یا عددی) است که برای ارجاع دادن خواننده به مشخصات یک منبع، مأخذ یا مطلب، در متن درون پرانتز نوشته می‌شود؛ مانند ساژه‌های ارجاعی که در نمونه‌های زیر آمده‌اند:

 «ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لایظلمون» (سورهٔ ۲، آیه‌ی۲۸۱)

 «ان سوء الخلق لیفسد العملَ کما یفسد الخلّ العسل» (۱۰: کافی، ص ۱۱، ح ۲۶۰۰)

 «آش ماست»، نام‌های دیگری چون آش «ماستبا، ماستوا، ماستاوه، و ماستینه» نیز دارد. (۱۱: ص۱۷۳۶) آش دیگری که با خمیر آرد گندم پخته می‌شود، «بُغرا» نام دارد. این آش -‌ که مانند آش رشته است‌- «بغراخانی» (منسوب به «بغراخان» یکی از پادشاهان ترکستان) نیز نامیده شده است. (۱۲: ص ۳۶۲)

 (برای آگاهی از کارهای ویراستاران ویژه و عمومی به بخش سوم کتاب نگاه کنید)

 (به جدول ۲-۶ نگاه کنید.)

 (۸) **گروه‌واژه: گروهی از واژه‎‌ها که دست‌کم در یک ویژگی (صرفی یا دستوری) با هم مشترکند و می‌توانند در یک گروه گنجانده شوند؛ یا گروهی از واژه‌ها که دارای صورت صرفی یا ساختار دستوری همانند هستند؛ مانند واژه‌هایی که می‌توانند جزو یکی از گروه‌واژه‌های «دوهجایی، چندهجایی، اسم مصدر، صفت، قید، پسونددار، پیشونددار و جز این-‌ها» باشند.

 (۹) واج: حروف الفبای فارسی، آواهای زبان فارسی را نشان می‌‎دهند. هر کدام از آواهای زبان فارسی -‌و هر زبان دیگر- را «واج» می‌‎گویند.

واج‎‌ها به دو دسته تقسیم می‌‎شوند: واج‎های صامت یا «هم‎خوان» و واج‎های مصوّت (صدادار) یا «واکه».

 (۱۰) واج‎های صامت (هم‎خوان): در زبان فارسی لهجه‎ی مرکزی ۲۳ واج را صامت می‌‎نامند.

ء، ب، پ، ت، ج، چ، خ، د، ر، ز، ژ، س، ش، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن، و، ه‍، ی.

در زبان فارسی، برای نشان دادن برخی از واج‎های صامت چند نشانه (=حرف) به‌کار می‌‎بریم. برای مثال چهار حرف «ز، ذ، ض، ظ» برای نشان دادن یک واج به‌کار می‌‎روند.

 (۱۱) واج‎های مصوت (واکه): در زبان فارسی امروز شش مصوت وجود دارد که عبارتنداز: «ـَ، ـِ، ـُ» (مانند: سَر، سِرّ، سُر) و «آ،‌ای، او» (مانند: کارا، کافی، کاهو).

 (۱۲) **حرف‌ها (نشانه‌ها) ی الفبای زبان فارسی: حرف‌ها یا نشانه‌هایی که امروزه برای نشان دادن واج‌ها (آوا‌ها) ی زبان فارسی به‌کار می‌روند ۳۴ حرف به‌شرح زیرند:

ء (همزه)، آ (آی کلاه‌دار)، ا («آی بی‌کلاه» یا «الف»)، ب، پ، ت، ث، ج، چ، ح، خ، د، ذ، ر، ز، ژ، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن، و، ه‍، ی.

آگاهی: منابع کنونی، حروف الفبای فارسی را ۳۲ حرف، و برخی نیز، ۳۳ حرف شمرده‌اند.

 «ء» (همزه‌)، نشانه‌ یا حرفی است که بر کرسی «و» و «ی» و گاهی بر کرسی «الف» می‌نشیند؛ مانند آن‌چه در واژه‌های «سؤال، مؤبد، مؤمن» و «خائن، زائو، سوئیس، شیئ» و «تأمین، تأکید، تفأل» آمده است.

حرف الف هنگامی که حرکت یا سکون دارد، نشانهٔ آوای همزه است. این حرف با یکی از چهار صورت «اَ»، «اِ»، «اُ» و «أ» می‌آید؛ مانند آن‌چه در «ابر»، «انگار»، «اتاق» و «تأمین» آمده است.

 درواقع، «الف حرکت‌دار یا سکون‌دار»، بیان کنندهٔ آوای همزه‌ای است که بر کرسی «الف» نشسته؛ ولی در نوشته-های فارسی تنها کرسی این آوا نوشته می‌شود. مانند آن‌چه در «ابر»، «انگار»، «اتاق» و «تامین» نوشته می‌شود.

 «آی کلاه‌دار»، نشانه یا حرفی است که در واژه‌هایی مانند «آش و مآخذ» آمده است.

 «آی بی‌کلاه» یا «الف بی‌حرکت» که هیچ حرکتی بر روی خود ندارد، همواره برای بیان حرکت حرف پیش از خود می‌آید؛ مانند آ‌ن‌چه در واژه‌های «کار، پایان و کالا‌ها» آمده است.

حرف‌های «ء»، «آ»، و «ا» (الف حرکت‌دار)، همگی نشانهٔ آوای «همزه» هستند.

 (۱۳) **حروف پس‎بریده: حرف‎های الف، د، ذ، ر، ز، ژ، واو، و «ه/ ‍ه» ی ناملفوظ را که همیشه از حرف پس از خود، بریده و جدا هستند، حروف پس‎بریده می‌‎نامیم.

 (۱۴) **حروف چسبنده: هریک از حروف غیر پس‎بریده را که می‌‎توانند به حرف پیش یا پس از خود بچسبند، حرف چسبنده می‌‎نامیم.

 (۱۵) **حروف قوس‌دار: به حروفی گفته می‌‎شود که در قسمت روی خط، خمیدگی، انحنا یا قوس دارند. این حروف عبارتنداز: «ج، چ، ح، خ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ه‍».

آگاهی: حرف «و»، هر چند طبق این تعریف باید در دسته‎ی حروف قوس‌دار گنجانده شود، جزو این حروف نیست.

 (۱۶) * ترکیب: دست‌کم دو «واژه» یا دو «واژه و لفظ» که با‌هم یک واژهٔ تازه پدید آورند (مانند دو واژهٔ «قرآن» و «خوان» در «قرآن‌خوان»، یا دو واژه و لفظ «آهن» و «گر» در «آهنگر»)، یا باهم خوانده شوند (مانند جفت واژه‌ها‌ی «آن‌کس»، «این‌طور»، «هیچ‌یک» و «کدام‌ یک»)، در این کتاب، «ترکیب» نامیده می‌شوند.

 (۱۷) *انواع ترکیب‌ها: ترکیب‌ها از نظر «ساخت» و «معنی» به گونه‌های زیر تقسیم می‌شوند:

 (۱۸) واژه‌های مشتق و مرکب: واژه‌های پسونددار (مانند آهنگر) و پیشونددار (مانند بی‌کار) را واژه‌های مشتق، و واژه‌های ساخته شده از دو یا چند واژه (مانند «دلبر»، «تولیدکننده»، «برف پاک‌کن» و «خوش خط و حال») را واژه‌های مرکب می‌نامیم.

 (۱۹) **ترکیب‌های حقیقی و ترکیب‌های مجازی: واژه‌هایی مانند «کم‌حرف، نیم‌جان، ته‌دیگ، چشم‌سیر، خوش‌طرح و شال‌دار» را که هم در کنار یک‌دیگر نوشته می‌شوند و هم معنایی پیوسته دارند، «ترکیب‌های حقیقی» می‌نامیم؛ و واژه‌هایی مانند «آن مرد، چه‌وقت، کتاب را و هیچ‌وقت» را که در کنار هم نوشته می‌شوند، ولی و معنایی گسسته دارند، «ترکیب‌های مجازی» نام نهاده‌ایم.

 (۲۰) ترکیب‌های/ واژه‎های مرکب چندهجایی: واژه‎های مرکبی هستند که تلفظ آن‎‌ها دارای بیش از دوهجا، بخش یا سیلاب است. این واژه‌ها اگر جزو «ترکیب‌های چسبیده» نباشند، جدا نوشته می‌شوند؛ مانند: تمامیت‎خواه (پنج‎هجایی)، ‌ دل‎ستانی (چهارهجایی)، دل‎سوخته (سه‎هجایی) و...

 (۲۱) ترکیب‌های/ واژه‎های مرکب دوهجایی: ترکیب‌هایی هستند که تلفظ آن‌ها دارای دوهجا، بخش یا سیلاب است؛ مانند: لبخند، راهکار، دلبند، هم‌عصر و....

 (۲۲) **نشانگر: هریک از صورت‎های «بستینه، تصویر، جدول، نقشه و نمودار» را که برای نشان دادن چیزی به‌کار می‌‎روند، نشانگر می‌‎نامیم.

 (۲۳) **بستینه: به ساژه‎هایی گفته می‌‎شود که برای نشان دادن چیزی غیر از پیوست، یا تصویر، جدول، نقشه و نمودار، درون پیرابند (کادر)، در متن آمده باشند. با این توضیح، بستینه‌ها دارای ویژگی‌های زیر هستند:

برای نشان دادن چیزی در متن آورده می‌شوند.

تصویر، جدول، نقشه یا نمودار نیستند که بتوان آن‌ها را در قالب نشانگر در متن آورد.

نمی‌توان آن‌ها را در پیوست آورد؛ زیرا –به‌علت تأثیری که در روشن شدن مطلب دارند- باید در جای خود درون متن گنجانده شوند نه در پایان کتاب.

ساژه‌هایی که درپی می‌آیند -اگر در متن درون پیرابند گنجانده شوند، نه در پیوست‌- نمونه‌هایی از بستینه‌ها به‌شمار می‌آیند:

نمونه‌ای از یک نامه‌ی اداری.

نمونه‌ای از یک فرم اداری.

بخشی از یک سخنرانی یا همهٔ آن.

نمونه‌ای از یک استشهاد محلی.

نمونه‌ای از فهرست تصویر‌ها.

نمونه‌ای از فهرست نشانگر‌ها.

نمونه‌ای از فهرست پیوست‌ها.

نمونه‌ای از یک پیغام اداری و...

 (۲۴) عکس: نمایی از اشیا و جان‌داران که به‎وسیله‎ی دستگاه (دوربین عکس‎برداری یا فیلم‎برداری، گوشی تلفن همراه، ماهواره و مانند این‎‌ها) پدید آمده باشد.

 (۲۵) شکل: آن‎چه را می‌‎نامیم که به‌دست انسان، با قلم یا رایانه از اشیا و جان‌داران ترسیم یا نقاشی شده باشد.

 (۲۶) *تصویر: در این کتاب، برای اشاره به عکس و شکل از کلمهٔ «تصویر» استفاده می‌شود.

 (۲۷) جدول: به خط‎های افقی و عمودی گفته می‌شود که از تقاطع آن‌ها ستون و ردیف تشکیل شده باشد.

 (۲۸) نقشه: به شکلی گفته می‌شود که از محدوده و اجزای کلی زمین‎‌ها، شهر‌ها، کشور‌ها، قاره‌ها یا جهان ترسیم شده باشد.

 (۲۹) نمودار: به خط‎هایی گفته می‌شود که میزان بالا و پایین رفتن شمار یا مقدار مواد یا پدیده‌ها، فعالیت‎‌ها و جز این‌ها را نشان داده باشند.

 (۳۰) *نوشته: هر نوع متن حروف‎چینی شده یا حروف‌چینی نشده‎ی کتاب، مقاله، مجله، روزنامه، پایان‎نامه و مانند این‎‌ها را که هنوز به‌چاپ نرسیده باشد، نوشته می‌‎نامیم.

 (۳۱) **پارنوشته: هر یک از تقسم‌بندی‌های «بخش، فصل، گفتار و دفتر» را «پارنوشته» می‌نامیم.

 (۳۲) **کم‌نوشته: نوشته‌هایی غیر ازبخش، فصل و گفتار و دفتر، چون «پیش‌گفتار، سخن ناشر، مقدمهٔ نویسنده یا مترجم، نتیجه، مؤخره» و مانند این‌ها که نوشته‌های آن‌ها معمولاً کم‌ است و از چند صفحه بیشتر نیست، بخش‌های «کم-نوشته» نامیده می‌شوند.

 (۳۳) *ویرایش: دانشی منطق‌پایه است که به درست کردن نادرستی‎‌ها، زدودن کاستی‎‌ها، رسا کردن معنی، روان‎کردن و فارسی کردن نوشته، سامان دادن به سازه‎‌ها، و هم‎خوان کردن نوشته با قواعد و شیوه‎های مشخص ویرایش می‌‎پردازد.

 (۳۴) *انواع ویرایش: ویرایش به دو نوع اصلی «ویرایش ویژه» و «ویرایش عمومی» تقسیم می‌‎شود.

 (۳۵) **ویرایش عمومی: ویرایش‎های «صوری»، «زبانی» و «محتوایی- ساختاری» که همه‎ی (عموم) نوشته‎‌ها بدون توجه به محتوایشان به همه‎ی آن‎‌ها نیاز دارند، روی هم رفته ویرایش عمومی نامیده می‌‎شوند. این سه نوع ویرایش معمولاً به‌دست یک ویراستار با نام «ویراستار عمومی» انجام می‌‎شود.

 (۳۶) **ویرایش ویژه: هریک از ویرایش‎های «ترجمه»، «علمی»، «تخصصی»، «گفتاری»، «تصویری»، «نمایه‎ای»، «ادبی»، ‌ «تلخیصی» و «تصحیحی» که هر نوشته بسته به محتوایش، ممکن است به یکی یا بیش از یکی از آن‎‌ها نیاز داشته باشد، ویرایش ویژه نامیده می‌‎شوند.