به‌نام خدا

ملاک‌های زشتی و زیبایی املای واژه‌های مرکب

نویسنده: جمشید سرمستانی

نخستین مقالهٔ کمّی ساز ملاک‌های زشتی و زیبایی واژگان

پذیرفته‌شده در هفتمین مجمع بین‌المللی استادان زبان و ادبیات فارسی، دی‌ماه ١٣٨٩

آگاهی: هرگونه بهره‌برداری فقط با ذکر منبع این مقاله، به‌شرح زیر مجاز است:

جمشید سرمستانی، «شیوه‌نامه و املانامهٔ جامع خط فارسی»، تهران، انتشارات سرمستان، ١٣٨٧

چکیده

همهٔ کتاب‌های دستور خط و شیوه‌نامه‌های املای واژگان در یک قاعده با هم مشترکند و دربارهٔ اصل قاعده با هم اختلافی ندارند:

 «هرگاه واژهٔ مرکبی با چسبیده نویسی زشت شود، آن را جدا می‌نویسیم.»

 اما آنچه این قاعدهٔ مشترک را ناکارآمد کرده این است که تا کنون هیچ مرجعی به این پرسش پاسخی روشن نداده است که:

 «ترکیب‌ها را چه هنگام زشت و چه هنگام زیبا می‌نامیم؟»


از همین رو شیوه‌نامه‌های گوناگون و کابران این قاعده در اصل قاعده با هم اختلافی ندارند؛ اما از آن‌جا که همهٔ کاربران برای شناخت زشتی یا زیبایی ترکیب‌ها باید به «سلیقه» ی خود رجوع کنند، بسیاری از آن‌ها در مورد مصداق‌های قاعده با هم اختلاف دارند. برای مثال،‌‌ همان گونه که عده‌ای صورت املایی چسبیدهٔ ترکیب «باجخواه» را زشت می‌دانند، عده‌ای دیگر همین صورت را زیبا می‌دانند.

این مقاله بر آن است تا با بیان «ملاک‌های زشت شدن ترکیب‌ها» این قاعدهٔ ناکارآمد را کارآمد کند.

واژگان کلیدی: زشتی و زیبایی واژه‌های مرکب، رسم‌الخط فارسی، ملاک‌های زشتی واژ‌ه‌ها، ترکیب‌های فارسی.

 مقدمه

زشت یا زیبا دانستن آن‌چه با چشم دیده می‌شود، امری است که به سلیقه و خوش‌آیند آدمی بستگی دارد؛ زیرا آن‌چه را کسی زشت می‌بیند، ممکن است کسی دیگر زیبا ببیند، و برعکس. بنابراین زشتی و زیبایی پدیده‌های دیدنی (قابل رؤیت) امری مطلق نیست؛ بلکه امری است نسبی، و بسته به سلیقهٔ کسان (افراد)، متغیر است. اما از سوی دیگر، زشتی یا زیبایی برخی پدیده‌های دیدنی آن‌قدر مورد توافق همگان است و همه دربارهٔ آن هم‌نظرند که به آدمی می‌نمایاند که زشتی یا زیبایی آن‌ها باید از ملاکی مشخص و مورد توافق همگان پی‌روی کند.

زشتی یا زیبایی املای واژگان پارسی نیز همین گونه است؛ برای مثال، با این‌که بیشتر (یا همه‌ی) فارسی نویسان، صورت املایی چسبیدهٔ ترکیب «همعصر» یا «همصنف» را زشت می‌دانند، تا کنون علت دقیق و مشخصی برای آن بیان نشده‌، جز این‌که این صورت با «سلیقه» ‌ی بیشتر فارسی نویسان هم‌خوانی ندارد. البته در برخی شیوه‌نامه‌ها «پر نقطه شدن»، «پر دندانه شدن» و «بلند شدن» به‌عنوان ملاک برشمرده شده است؛ اما در هیچ‌یک بیان نشده که ترکیب چند نقطه‌ای را پر نقطه، ترکیب چند دندانه‌ای را پر دندانه و ترکیب چند حرفی را بلند می‌نامند.

 بنابراین، تا هنگامی که خاستگاه و ملاک زشتی و زیبایی چسبیده یا جدا نویسی واژه‌ها «سلیقه» باشد؛ نه می‌توان صورتی را درست و نه می‌توان صورتی را نادرست دانست؛ زیرا نه می‌توان سلیقه‌ای را درست، و نه می‌توان سلیقه‌ای را نادرست خواند. بر همین پایه، نمی‌توان «زشت شدن» را ملاکی برای جدا نویسی برخی ترکیب‌ها بیان کرد؛ زیرا زشتی و زیبایی، تعریف‌شده، دارای ملاک مشخص، و در نتیجه، مورد توافق همگان نیست.

از آن‌جا که همهٔ شیوه‌نامه‌های خط فارسی، «زشت شدن واژه» را به‌عنوان ملاکی برای جدا نویسی آن برشمرده‌اند، این مقاله نخست در پی آن است که چرایی و علت «زشت بودن» صورت چسبیدهٔ واژه‌های مرکب را بیان کند؛ سپس این علت‌ها را به‌عنوان «ملاک‌های زشت شدن واژه‌های مرکب»، به همهٔ واژه‌های مرکب در زبان فارسی تعمیم دهد تا با در نظر داشتن آن‌ها بتوان زشتی یا زیبایی املای واژگان فارسی را از وابستگی به «سلیقه‌ «- که مورد توافق همگان نیست- درآورد، و به «ملاک و قاعده» - که باید مورد توافق همگان باشد- وابسته کند. روشن است که اگر بتوان به «ملاک‌های زشت شدن واژه‌ها» دست یافت، هر واژه‌ای که این ملاک‌ها و ویژگی‌ها را نداشته باشد، «زیبا» به‌شمار می‌آید.

در این پژوهش، نویسنده واژه‌های مرکبی را که صورت چسبیدهٔ آن‌ها، در همهٔ نوشته‌ها و در نزد همگان زشت و نامأنوس به‌شمار می‌آید، گرد آورده و سپس ملاک‌ها و قاعده‌هایی مشخص برای زشت بودن صورت چسبیدهٔ آن‌ها بیان نموده است.

تعریف واژگان

کلمه‎ها‎ی مرکب/ واژه‎ها‎ی مرکب: هرگاه دو یا چند کلمه­ی دارای معنی مستقل با هم کلمه­ای جدید پدید آورند، کلمه‎ی مرکب نامیده می‌‎شوند. مانند دلبر، خوش‌حال، دربازکن، سربه‎راه، خودنگهدار، تولیدکننده، خرمن‎کوب، معنی‎دار و....

ترکیبات: عبارتند از واژه­های مشتق (پسونددار و پیشونددار) و واژه­های مرکب.

لَخت: دو یا چند حرف به‎هم چسبیده و یا یک حرف جدا در یک کلمه را لَخت می‌‎نامند؛ مثلاً کلمه‎ی «هشلهف» یک لخت، «سرد» دو لخت، «فردا» سه لخت، «دراز» چهار لخت، «دکاندار» پنج لخت، و «کار‌پرداز» شش لخت دارد.

حروف یک­شکل [۱]: حروف تکراری که شکل آن‌ها یکی است؛ مانند «ب و ب».

حروف همگون۱: حروفی که شکل آن‌ها ـ با تفاوت‎هایی ـ شبیه به‎هم است. مانند «ب، پ، ‌ ت، ث»، «ج، چ، ح، خ»، «د، ذ»، «ر، ز، ژ»، «س، ش»، «ص، ض»، «ط، ظ»، «ع، غ»، «ف، ق» و «ک، گ».

حروف چسبنده۱: حرف‎های غیر از «الف، د، ذ، ر، ز، ژ، واو، و‌های ناملفوظ» را که می‌توانند به حرف پیش یا پس از خود بچسبند، حرف چسبنده می‌‎نامیم.

حروف قوسدار۱: به حروفی گفته می‌‎شود که در قسمت روی خط، خمیدگی، انحنا یا قوس دارند. این حروف عبارتنداز: «ج، چ، ح، خ، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ه‍».

آگاهی: حرف «و»، هر چند طبق این تعریف باید در دسته‎ی حروف قوسدار گنجانده شود، جزو این حروف نیست.

حرفتاج۱: به قسمتی از حرف گفته می‌‎شود که در هنگام نوشتن، بر روی سطر قرار می‌‎گیرد؛ خواه این مقدار کم باشد (مانند آن‌چه از حروف «ر، ز، ژ» بر روی سطر قرار می‌‎گیرد)، خواه زیاد باشد (مانند آن‌چه از حروف «ا، ک، گ، ل» بر روی سطر قرار می‌‎گیرد). بنابراین، دو حرف «س» و «ش» هر یک دارای سه حرفتاج، دو حرف «ص» و «ض» هر یک دارای دو حرفتاج، و باقی حروف هر یک دارای یک حرفتاج هستند.

آگاهی: حروف «ب، پ، ت، ث، ف، ق، ک، گ، ن» در حالت چسبیده، دارای یک حرفتاج هستند، حتی اگر در پایان کلمه قرار بگیرند؛ برای مثال کلمه‎ی «گفتن»، دارای چهار حرفتاج است (نه پنج حرفتاج)، کلمه‎ی «نشست» دارای هشت حرفتاج است (نه نُه حرفتاج).

 ملاک‎های زشت شدن واژه‌های مرکب

واژه‌های مرکب در هفت صورت زشت می‌‎شوند. هرگاه واژه‌ای مرکب، دست کم یکی از ویژگی‌هایی را که در پی خواهد آمد، داشته باشد، «ترکیب زشت» نامیده می‌شود و اگر هیچ یک از این ویژگی‌ها در آن نباشد، آن را «ترکیب زیبا» می‌نامیم. این ملاک‌ها و ویژگی‌ها به‌شرحی است که در پی می‌آید:

 (۱) هنگامی که از به‎هم چسبیدن اجزای یک ترکیب دوهجایی، یک لَخت بلند، یعنی لختی با بیش از نُه «حرفتاج» پدید آید:

بنویسید ننویسید

پیش‎قسط پیشقسط (دارای ده حرفتاج است)

سست‎عهد سستعهد (دارای ده حرفتاج است)

چشم‎سیر چشمسیر (دارای ده حرفتاج است)

چشم‎سبز چشمسبز (دارای ده حرفتاج است)

سست‎مهر سستمهر (دارای ده حرفتاج است)

سخت‎پشت سختپشت (دارای ده حرفتاج است)

سست‎سر سستسر (دارای یازده حرفتاج است)

 

 (۲) هنگامی که در واژه‎ی مرکب دوهجایی، دو حرف «همگون» چسبنده (به‎جز حروف ب، پ، ت، ث) یا دو حرف «یک‎شکل»، براثر به‎هم چسبیدن اجزای یک ترکیب به‎هم بچسبند:

بنویسید ننویسید

اسب‎باز اسبباز

باج‎خواه باجخواه

پاک‎کن پاککن

پس‎سوخت پسسوخت

پس‎سوز پسسوز

پوش‎سنگ پوشسنگ

پیش‎شرط پیششرط

خاک‎گیر خاکگیر

خرج‎خور خرجخور

خوش‎ساخت خوشساخت

خوش‎شانس خوششانس

رنگ‎کور رنگکور

سرخ‎چشم سرخچشم

سست‎تن سستتن

سگ‎کش سگکش

شوخ‎چشم شوخچشم

صبح‎خوان صبحخوان

عیب‎بین عیببین

کج‎خلق کجخلق

کج‎خو کجخو

کک‎گیر ککگیر

کیف‎قاپ کیفقاپ

لوح‎خوان لوحخوان

هم‎مرز هممرز

هوش‎سنج هوشسنج

استثنا: کلمه‎ی «یخچال» چسبیده نوشته می‌‎شود.

 (۲. ۱) هنگامی‎که کلمه‌ا‎ی بر اثر ترکیب با پسوند پدید آمده باشد، جدا نوشته نمی‌‎شود؛ مانند: می‌خچه، شاخچه، چرخچی.

 (۲. ۲) دو حرف «س و س» یا «ش و ش» و یا «س و ش» هرگاه بر اثر به هم چسبیدن اجزای یک ترکیب در یک لخت قرار بگیرند، حتی اگر به هم نچسبند، کلمه را جدا می‌‎نویسیم (اصل زیبایی):

بنویسید ننویسید

اسب‎سر اسبسر

پشم‎شو پشمشو

چشم‎سبز چشمسبز

چشم‎سرخ چشمسرخ

چشم‎سیر چشمسیر

چشم‎شو (ی) چشمشو (ی)

خشت‎ساز خشتساز

دست‎ساز دستساز

دست‎سوز دستسوز

سخت‎سر سختسر

شمع‎ساز شمعساز

 (۲. ۲. ۱) مگر هنگامی‎که یکی از دو حرف «ک» یا «گ» میان آن‎‌ها بیاید:

بنویسید ننویسید

خشکسال خشک‎سال

دوستکش دوست‎کش

سنگساب سنگ‎ساب

سنگسر سنگ‎سر

سنگشور سنگ‎شور

سیمکش سیم‎کش

شنکش شن‎کش

 (۲. ۳) دو حرف «ک و ک» یا «گ و گ» و یا «ک و گ» نیز هرگاه بر اثر به هم چسبیدن اجزای یک ترکیب در یک لخت قرار گیرند، حتی اگر به هم نچسبند، کلمه را جدا می‌‎نویسیم:

بنویسید ننویسید

پوک‎سنگ پوکسنگ

تک‎سنگ تکسنگ

تک‎شکل تکشکل

خاک‎سنگ خاکسنگ

رگ‎سنگ رگسنگ

کفش‎کن کفشکن

کف‎گیر کفگیر

کم‎گاز کمگاز

کم‎گوشت کمگوشت

گچ‎کوب گچکوب

گچ‎گیر گچگیر

گل‎سنگ گلسنگ

گل‎کش گلکش

گل‎گشت گلگشت

یک‎شکل یکشکل

 (۲. ۳. ۱) هنگامی‎که کلمه‌ا‎ی بر اثر ترکیب با پسوند پدید آمده باشد، جدا نوشته نمی‌‎شود؛ مانند:

بنویسید ننویسید

کشتگر کشت‎گر

گلگون گل‎گون

گیجگاه گیج‎گاه

 (۳) هنگامی‎که بر اثر به هم چسبیدن اجزای ترکیب دوهجایی، کلمه پرنقطه شود؛ یعنی شمار نقطه‎های آن بیش از ده نقطه [۲] شود:

بنویسید ننویسید

پچ‎پچ پچپچ

پشت‎بست پشتبست

پشت‎پا پشتپا

پشم‎چین پشمچین

پیچ‎پیچ پیچپیچ

پیش‎بین پیشبین

پیش‎خیز پیشخیز

پیش‎قبض پیشقبض

پیش‎کش پیشکش

چپ‎چپ چپچپ

چپ‎چشم چپچشم

چپ‎چین چپچین

چنگ‎پشت چنگپشت

خشت‎چین خشتچین

سخت‎پشت سختپشت

مچ‎پیچ مچپیچ

می‌خ‎پیچ می‌خپیچ

نی‎پیچ نیپیچ

 (۴) هنگامی‎که ترکیبی بر اثر چسبیده‎نویسی دگرگون [۳] شود؛ یعنی به‎گونه‎ای شود که مانند کلمه‎ای دیگر خوانده شود و یا احتمال نادرست خواندن آن وجود داشته باشد. این ترکیبات را «ترکیبات دگرگون» نیز می‌‎نامیم:

بنویسید ننویسید

برگ‎ریز برگریز

بوغ‎زن بوغزن

بیخ‎بر بیخبر

تک‎بیت تکبیت

تلخ‎وش تلخوش

جان‎ده جانده

خوش‎هضم خوشهضم

خوش‎یمن خوشیمن

سخت‎پی سختپی

سرخ‎مو سرخمو

شاه‎مات شاهمات

عشق‎ورز عشقورز

قوس‎وار قوسوار

راه‎بین راهبین

لات‎وار لاتوار

ماه‎وش ماهوش

نان‎ده نانده

نی‎بست نیبست

واک‎بر واکبر

یک‎وزن یکوزن

 (۵) هنگامی‎که ـ دست کم‌ ـ دو حرف قوسدار بر اثر چسبیدن اجزای یک ترکیب، در یک لخت گنجانده شوند:

بنویسید ننوسید

برف‎چال برفچال

جفت‎چرخ جفتچرخ

چشم‎چپ چشمچپ

حرص‎خور حرصخور

حرف‎چین حرفچین

حق‎جو حقجو

حق‎خواه حقخواه

خشک‎جان خشکجان

خط‎چین خطچین

خط‎خوان خطخوان

روح‎بخش روحبخش

زاغ‎چشم زاغچشم

ساق‎پیچ ساقپیچ

سخت‎جان سختجان

سخت‎خو سختخو

صف‎جمع صفجمع

عمق‎سنج عمقسنج

غم‎خوار غمخوار

غم‎خور غمخور

فیض‎بخش فیضبخش

قرض‎خواه قرضخواه

کتف‎خوان کتفخوان

کج‎فکر کجفکر

کف‎چین کفچین

کف‎خواب کفخواب

نبض‎سنج نبضسنج

نخ‎پیچ نخپیچ

نفت‎خیز نفتخیز

نفع‎جو نفعجو

وصل‎جو وصلجو

هم‎بخت همبخت

هم‎تخت همتخت

هم‎جا همجا

هم‎جفت همجفت

هم‎جنس همجنس

هم‎جوش همجوش

هم‎چشم همچشم

هم‎چند همچند

هم‎حزب همحزب

هم‎حس همحس

هم‎خرج همخرج

هم‎خو همخو

هم‎خواب همخواب

هم‎خون همخون

هم‎سطح همسطح

هم‎سنخ همسنخ

هم‎شغل همشغل

هم‎صف همصف

هم‎صنف همصنف

هم‎طبع همطبع

هم‎عرض همعرض

هم‎عصر همعصر

هم‎عهد همعهد

هم‎لخت هملخت

 

 (۱. ۵) هنگامی‎که حرف قوسدار «ه‍» با یکی از دو حرف «ف» یا «ق» در یک لخت گنجانده شود، جدا نوشته نمی‌‎شود:

بنویسید ننویسید

همفکر هم‎فکر

همقد هم‎قد

 (۲. ۵) هنگامی‎که کلمه‎‌ای بر اثر ترکیب با پسوند پدید آمده باشد، جدا نوشته نمی‌‎شود؛ مانند: نعلچه، کفچه، باغچه، تاقچه.

 (۳. ۵) کلمه‎های همچه، همچی، همچون، همچو جدا نوشته نمی‌‎شوند.

 (۶) هنگامی‎که بر اثر چسبیده‎نویسی کلمه، یکی از دو حرف «ک» یا «گ» با یکی از دو حرف «ط» یا «ظ» در یک لخت گنجانده شوند:

بنویسید ننویسید

قسط‎گیر قسطگیر

تک‎ظرف تکظرف

تک‎طرح تکطرح

خط‎کش خطکش

پاک‎طبع پاکطبع

پاک‎طرح پاکطرح

قطع‎کن قطعکن

گل‎طرح گلطرح

 

 (۷) هنگامی‎که یکی از حروف «ج، چ، ح، خ، ص، ض، ع، غ» پس از حرف‎های «ک» یا «گ» بیایند و به آن‎‌ها بچسبند (اصل زیبایی):

بنویسید ننویسید

تک‎حزب تکحزب

تک‎جنس تکجنس

تک‎چاپ تکچاپ

تک‎خال تکخال

تک‎خوان تکخوان

تک‎خط تکخط

تک‎خور تکخور

تک‎خوار تکخوار

خاک‎جوش خاکجوش

تک‎خو تکخو

پاک‎خو پاکخو

پاک‎چشم پاکچشم

پاک‎عهد پاکعهد

رنگ‎خور رنگخور

تک‎صوت تکصوت

نیک‎عهد نیکعهد

نیک‎خو نیکخو

نیک‎خواه نیکخواه

تنگ‎خلق تنگخلق

تنگ‎جای تنگجای

تنگ‎چشم تنگچشم

جنگ‎خواه جنگخواه

جنگ‎جو جنگجو

چاک‎خور چاکخور

خوک‎خور خوکخور

ریگ‎جوش ریگجوش

خشک‎جان خشکجان

خشک‎خوار خشکخوار

رگ‎چین رگچین

رنگ‎خور رنگخور

سگ‎جان سگجان

سگ‎خلق سگخلق

سنگ‎جان سنگجان

سنگ‎چال سنگچال

سنگ‎چین سنگچین

سنگ‎خور سنگخور

مرگ‎خواه مرگخواه

مشک‎خیز مشکخیز

دیگ‎چال دیگچال

آگاهی: هرگاه این حروف پیش از دو حرف «ک» یا «گ» بیایند، کلمه جدا نوشته نمی‌‎شود؛ مانند:

بنویسید ننویسید

باجگیر باج­گیر

تیغکش تیغ­کش

تیغگیر تیغ­گیر

چرخکش چرخ­کش

 

 (۱. ۷) هنگامی‎که کلمه‎‌ای بر اثر ترکیب با پسوند پدید آمده باشد، جدا نوشته نمی‌‎شود؛ مانند:

بنویسید ننویسید

خوکچه خوک‎چه

دیگچه دیگ‎چه

 

آگاهی: برخی از واژه‎های مرکب دوهجایی، در صورتی که چسبیده نوشته شوند ـ برابر قواعد پیش‎گفته ـ بیش از یک علت برای زشت شدن آن‌ها وجود دارد؛ برای مثال کلمه‎های سخت‎پشت و پشت‎بست به علت قواعد گفته شده در بندهای (۲. ۲) (قرار گرفتن س و ش در یک لخت) و (۳) (پرنقطه شدن لخت)، باید جدا نوشته شوند.

نتیجه

از آن‌جا که با بهره‌گیری از ملاک‌های آورده شده به‌روشنی می‌توان «ترکیب‌های املایی زشت» را شناخت، در قواعد رسم‌الخط فارسی می‌توان به تعریفی دقیق از «زشتی و زیبایی» دست یافت؛ بنابراین، زشتی یا زیبایی این ترکیب‌ها بسته به سلیقه‌ها متفاوت نخواهد بود و «قاعدهٔ زشتی ترکیب‌ها» به شرح زیر نیز به قاعده‌ای روشن و بی‌ابهام تبدیل می‌شود:

 «هرگاه واژهٔ مرکبی با چسبیده نویسی زشت شود، آن را جدا می‌نویسیم»

 

 ([۱]) این واژه‎‌ها و اصطلاحات، از ساخته‎های نویسنده هستند که در متن مقاله برای بیان برخی قواعد و مفاهیم به‎کار خواهند رفت.

 ([۲]) اگر ده نقطه یا کم‎‌تر ملاک زشتی کلمه می‌‎شد، کلمه‎هایی مانند پیشتاز (با ده نقطه) و پیشخور (با نُه نقطه) نیز زشت شمرده می‌‎شدند؛ حال آنکه چنین نیست.

 ([۳]) از آن‌جا که ترکیبات بر اثر دگرگونی زشت می‌‎شوند، نویسنده «دگرگون شدن» را نیز جزو ملاک‎های زشت شدن ترکیبات برشمرده است.