مقدمه

       در سال 1387 پس از هفت سال تلاش، کتابی با عنوان «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» -در 556 صفحه- به قلم نویسنده­ی این مطلب نوشته شد که به لطف خداوند، مخاطبان به­خوبی از آن استقبال کردند؛ به­گونه­ای که  پس از مدت کمی، از چاپ نخست آن نسخه­ای باقی نماند. درپی چاپ آن کتاب و بر پایه­ی قواعد نوشته شده در آن، به بررسی کتاب «دستور خط فارسی» مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی پرداختم و اشکال­های مورد نظر را در 37 بند- در نامه­ای برای رئیس محترم فرهنگستان، جناب آقای دکتر حداد عادل، نوشتم و داشته­های همان نامه را نیز در قالب مقاله­ای برای «ششمین مجمع بین­المللی استادان زبان و ادبیات فارسی» فرستادم که از سوی شورای بررسی پذیرفته و در کتاب «مجموعه مقالات» آن همایش به­چاپ رسید. گروه دستور زبان فارسی و رسم­الخط فرهنگستان نیز پس از بررسی نامه، پاسخ­ها و توضیحات خود را در نامه­ای 21صفحه­ای به­دست سرکار خانم زهرا زندی مقدم، کارشناس ارشد گروه، به مدیر محترم  گروه  نوشت، که نویسنده پس از پی­گیری­هایی موفق به دریافت نسخه­ای از رونوشت آن شد. آن­چه درپی می­آید دربر دارنده­ی نامه­ی نویسنده به فرهنگستان، پاسخ فرهنگستان، و پاسخنامه­ی نویسنده به فرهنگستان است. البته برای رعایت کوتاه­نویسی، مقدمه­ی نامه­ی نخست را نیاورده­ام.

اگر نظر خود را بنویسید از شما سپاس‌گزار خواهم شد.

       

                          جمشید سرمستانی، اسفند 1388


 

توضیح

(1) هر یک از مطالبی که پس از مقدمه­ی این نامه نویسنده آمده، دربر دارنده­ی سه بخش است:

بخش یکم، اشکال یا ایرادی است که نویسنده درباره­ی یکی از قواعد دستور خط فرهنگستان برای آن نهاد نوشته است.

بخش دوم، پاسخ فرهنگستان به آن اشکال یا ایراد است.

بخش سوم، پاسخ نویسنده به فرهنگستان است.

(2)نوشته­های فرهنگستان با شیوه­ی خط فرهنگستان، و نوشته­های نویسنده

برابر با «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» حروف چینی شده­اند.

(3)همه­ی شماره صفحه­های داده شده از کتاب «شیوه­­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی »[1] مربوط به چاپ اول این کتاب است.

(4) برای آن­که به همه­ی موارد مطرح شده در پاسخ­های فرهنگستان پاسخ دهم، بیش­تر پاسخ­ها را  به بندهایی تقسیم کرده و به هر بند پاسخ مناسب داده­ام.

آمار محتوای پاسخ­ها

 از آن­جاکه در بسیاری از پاسخ­های فرهنگستان (68بخش) نمی­توان تأیید یا رد ایرادهای بیان شده را به­روشنی دریافت، و برای آن­که بتوان درباره­ی این پاسخ­ها به جمع­بندی روشنی رسید؛ برای هر پاسخ، عنوانی به­شرح زیر در پرانتز آورده­ و درصد بسامد آن را نیز در جلوی آن نوشته­ام.

 تأیید کاستی/ نادرستی (7مورد=2/10درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی مطرح شده در نامه­ را به­روشنی تأیید کرده است.

 رد کاستی یا نادرستی (11مورد=1/16درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی مطرح شده در نامه­ را نپذیرفته است. البته نویسنده نیز پاسخ مناسب به رد فرهنگستان را داده، و داوری را بر عهده­ی بررسی کننده گذاشته

است.

 هم رد و هم تأیید (5مورد=3/7درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی مطرح شده ­ را هم تأیید و هم رد کرده، یا بخشی از آن را تأیید و بخشی را رد کرده است.

 نه رد و نه تأیید (7مورد=2/10درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی­ را نه تأیید و نه رد کرده است.

 توضیح بدون رد = تأیید (14مورد=5/20درصد): فرهنگستان علت وجود کاستی یا نادرستی را توضیح داده، و از آن­جا که دلیلی برای رد آن هم نیاورده آن را تأیید به­شمار آورده­ام.

 توضیح همراه با رد (6مورد=8/8درصد): فرهنگستان علت وجود کاستی یا نادرستی را توضیح داده، ولی آن را نپذیرفته است.

 ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید (15مورد=22درصد):  پاسخ فرهنگستان این بوده  که این کاستی یا نادرستی مورد نظر، در کتاب «فرهنگ املایی » فرهنگستان  برطرف شده،  و از آن­جا که هر گونه پاسخ فرهنگستان به این دسته از کاستی­ها و نادرستی­ها، نخست مستلزم پذیرفتن کاستی یا نادرستی در کتاب «دستور خط» است، نویسنده آن را تأیید به­شمار آورده است.

 ایراد را پس می­گیرم (2مورد=9 /2درصد): ایراد بنده به فرهنگستان وارد نبوده و آن را پس گرفته­ام.

 بی­پاسخ (1مورد=4/1 درصد): فرهنگستان در این باره پاسخی نداده است.

 

جمع­بندی آمار محتوای پاسخ­ها

(1) اگر همه­ی موارد « تأیید کاستی/ نادرستی، نه رد و نه تأیید، توضیح بدون رد، و ارجاع به فرهنگ املایی» و نصف «هم رد و هم تأیید» را «تأیید» (مستقیم و غیر مستقیم) ایرادها به­شمار آوریم، جمع موارد تأیید شده از سوی فرهنگستان «5/45 مورد = 5/66 درصد» است.

(2) اگر همه­ی موارد « رد کاستی یا نادرستی، توضیح همراه با رد» و نصف « هم رد و هم تأیید» را  «رد» (مستقیم و غیر مستقیم) ایرادها بدانیم، جمع موارد رد شده «5/19 مورد = 5/28 درصد» است.

(3)«2مورد=9 /2درصد» ایرادها را پس گرفته­ام و« 1مورد=4/1 درصد» نیز از سوی فرهنگستان بی­پاسخ مانده است.

 

کاستی‎ها و نادرستی‎های دستور خط فارسی

     پاسخ­های فرهنگستان و پاسخنامه­ی نویسنده

1 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 1 مقدمه، درباره‎ی خط فارسی بیان شده است که ”طبعاً چنین خطی باید قواعد و ضوابطی معلوم و مدوّن داشته باشد“، ولی در صفحه‎های 3 و 5 همین مقدمه، در چهار جا برای «سلیقه» ـ که با قاعده در تعارض است ـ جایگاه تعیین‎کننده قائل شده است.

 

1.1-پاسخ فرهنگستان (توضیح همراه با رد)

مدیرمحترم گروه دستور زبان فارسی و رسم الخط

جناب آقای دکتر علی اشرف صادقی

با عرض سلام و احترام

پیرو دستور جناب عالی ضمیمۀ حاضر را مطالعه کردم و توضیحات مربوط به هر شماره در زیر تقدیم   می­گردد.

(1)در صفحه1 مقدمه دستور خطّ فارسی، آمده است:

(1.1) خطّ فارسی به موجب اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خط رسمی کشور ماست و کلیه اسناد رسمی و مکاتبات در کتاب های درسی باید به این خط نوشته شود و طبعاً چنین خطی باید قواعد و ضوابطی معلوم و مدوّن داشته باشد تا همگان با رعایت آنها، هویت خود را تثبیت کنند و محفوظ دارند؛

(1.2) در صفحه 3 مقدمه چنین آمده است:

«به اعتقاد اعضای فرهنگستان، خط اصولاً طبیعت و ماهیتی دارد بسی پیچیده تر از علائم علومی مانند ریاضیات و توقع قانونمندی مطلق و قاطع از خط داشتن و راه را بر هر گونه استنباط بستن با این طبیعت ناسازگار است.»

(1.3) در همان صفحه همچنین آمده است:

«فرهنگستان در پی آن بود که تا سرحد امکان خطّ فارسی را قانونمند و قاعده پذیر سازد تا از آشفتگی و هرج و مرج جلوگیری شود. اما از توجه طبیعت خط به طور کلی و به ویژه طبیعت خطّ فارسی و نیز ذوق و سلیقه و پسند اهل فن غفلت نکرده، در هر جا اعمال قانون را موجب پدید آمدن فهرست بالا بلندی از استثناها دید، از تصویب و تجویز آن خوداری کرد، و با رعایت انعطاف، میدان را برای ذوق و سلیقه باز گذاشت.»

(1.4) درست است که در صفحه نخست مقدمه گفته شده چنین خطی باید قواعد و ظوابطی معلوم و مدرن داشته باشد ولی توضیحاتی که در صفحات بعد آمده علت باز گذاشتن میدان برای ذوق و سلیقه نویسنده را روشن نموده است.

 

پاسخ 1 نویسنده

با عرض سلام و احترام

به عنوان کسی که سال­ها در حرفه­ی خود ( نویسندگی، ترجمه، ویرایش، و تدریس ویرایش و نویسندگی) با گروه­ها و مراکز مخاطب کتاب دستور خط کار کرده و ارتباط داشته­ام، باید عرض کنم: آنان را کسانی یافته­ام که انتظارشان از دستور خط فرهنگستان برآورده نشده است.  انتظار نویسنده و دیگران تا آن­جا که از که از آنان دریافته­ام- آوردن عذر و علت برای وجود این نارسایی بزرگ در کتاب دستور خط نیست؛ انتظار از فرهنگستان به عنوان بالاترین  و رسمی­ترین مرجع در این زمینه، برآورده کردن هدفی است که در بند (1.3) به آن اشاره شده ولی متاسفانه آن را محقق نکرده­اید؛ یعنی «قانونمند  و قاعده­پذیر کردن خط فارسی برای جلوگیری از آشفتگی و هرج و مرج» و برای آسان و ممکن ساختن آموزش آن به نوآموزان و غیرفارسی زبانان.

اهمیت علت بیان شده از سوی فرهنگستان (یعنی غفلت نکردن از ذوق و سلیقه­ و پسند اهل فن) هیچ­گاه با قانونمند کردن خط و پایان دادن به آشفتگی و هرج و مرج در آن، قابل مقایسه نیست. به­یقین اهل فن نیز حاضرند برای پایان دادن به این آشفته بازار، از ذوق و سلیقه و پسند خود بگذرند.

2 ـ کاستی

در صفحه‎ی 5 بیان شده است:

]فرهنگستان[ کوشیده است تا فقط مواردی را که جدا نوشتن و یا پیوسته نوشتن آن‎ها الزامی است تحت قاعده و ضابطه درآورد.“

در حالی که برای رعایت یک‎دستی و یکسانی شیوه‎ی خط در کشور و پایان دادن به پراکنده‎کاری در این زمینه، تعیین قواعد چسبیده یا جدانویسی همه‎ی کلمه‎های مرکب کاری لازم است.

 

2.1-پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

همان گونه که مطلع هستید، ابتدا درخصوص اینکه جدا نویسی مبنای کار قرار گیرد و یا پیوسته نویسی، اختلاف نظر وجود داشت. فرهنگستان برای جلوگیری از جدا نویسی و یا پیوسته نویسی افراطی هیچ یک (جدا نویسی و یا پیوسته نویسی) را مبنا قرار نداد     

پاسخ 2 نویسنده

 همان­گونه که در مدخل واژه­های مرکب  کتاب شیوه­نامه و املانامه...دیده می­شود، مبنای کار در نوشتن واژه­های مرکب، نه جدا نویسی محض است و نه پیوسته نویسی محض.

 

2.2-دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

و تنها مواردی را که  جدا نوشتن و یا پیوسته نوشتن آن ها الزامی بود تحت قاعده و ضابطه درآورد و بقیه موارد را به ذوق و سلیقه نویسنده واگذار کرد.    

پاسخ 3 نویسنده

 چنین رویکردی شاید به این علت باشد که قانون­گذاران به اندازه­ی استفاده کنندگان از قوانین، به اهمیت و کاربرد آن­ها پی نبرده باشند؛ درست مانند آن است که مثلاً دو یا چند نفر که در باره­ی کاری باهم اختلاف دارند،  کسی را به عنوان داور بپذیرند، ولی داور برخلاف انتظار آنان- بگوید که در این مورد، به  سلیقه­ی خود عمل کنید؛ زیرا راه را بر سلیقه­ی شما نبسته­ام.

 

2.3-دنباله­ی پاسخ فرهنگستان  (توضیح بدون رد = تأیید)

و همان گونه که پیش از این گفته شد علت انتخاب چنین شیوه­ای توجه به طبیعت و ماهیت خط بود که با بستن راه بر هر گونه سلیقه همخوانی نداشت. توضیحاتی که در صفحه 2 مقدمه آمده تا حدودی علت را مشخص کرده است: «در باب دستور خطّ فارسی، همواره اختلاف سلیقه و مشرب وجود داشته؛ بعضی طرفدار باز گذاشتن دست نویسنده در انتخاب شیوه نگارش بوده و حداکثر جواز و رخصت را تجویز می کرده اند و بعضی دیگر برعکس، گرایش به وضع قوانینی عام و قطعی و تخلف ناپذیر داشته و آروز می کرده اند که در عالم خط و کتابت نیز قوانینی شبیه قوانین حاکم بر علائم ریاضیات حاکم باشد. از جهتی دیگر، برخی از اهل فن معایب و مشکلات موجود در خطّ فارسی را تا آن اندازه فراوان و جدی دانسته­اند که رفع آن را جز با افزودن و در کار آوردن حروف و علائم جدید میسّر نمی شمرده اند و گروهی دیگر کمترین تحویل و تبدلی را در خطّ فعلی نپذیرفته و آن را به زیان زبان می دانسته اند، «فرهنگستان زبان و ادب فارسی جمهوری اسلامی ایران...، در این کار راه میانه را برگزید و کوشید تا در تدوین «دستور خطّ فارسی» اعتدال را رعایت کند....»  

پاسخ 4 نویسنده

 میانه­روی کار بسیار خوبی است؛ به­شرط آن­که مشکلی را حل کند، نه این­که آن را باقی گذارد.

 

3 ـ کاستی

در صفحه‎ی 8 بیان شده است:

”برخی اصلاحات جزئی که موجب روشن‎تر شدن قواعد می‎شد در متن حاضر جانشین توضیحات پیشین گردید.“ ولی در چاپ کنونی کتاب (چاپ چهارم) وضعیت چسبیده یا جدانویسی «ها»ی جمع در صفحه‎ی 23 از چاپ‎های پیش نامعین‎تر شده است.

 

3.1-پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

در چاپ چهارم برخی اصطلاحات صورت گرفته که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: تبصره افزوده شده به فواعد مربوط به «به» در صفحه 22، افزودن توضیحات مربوط به قاعده شماره 2 «هم» در صفحه 23، تکمیل تبصره مربوط به «الف کوتاه» در صفحه 36 و یا تکمیل توضیحات ارائه شده در پانوشت همان صفحه در خصوص پسوند جمع «ها» در جلسه شورای فرهنگستان، از سوی گروه دستور پیشنهاد شد که صورت جدای «ها» بر صورت پیوسته­ آن مرجح دانسته شود، زیرا استثناهای آن تقریباً به صفر می رسد. و در صورت امکان صورت جدای آن پذیرفته شود. بنده در مقاله خود با عنوان «نگاهی درباره شیوه نگارش چند تکواژه دستوری زبان فارسی» که در ویژه نامه دستور (3) در بهمن ماه 1386 به چاپ رسید، در این خصوص توضیحاتی ارائه نموده ام. همان گونه که مطلع هستید در متن پیشنهادی دستور خط صورت جدای این پسوند پذیرفته شده بود که مدت شش ماه، این جزوه به نظر خواهی گذاشته شد و پس از بررسی اظهار نظرهای رسیده در شورای فرهنگستان، درجزوه مصوب صورت پیوسته آن به تصویب رسید. دلایل ارائه شده از سوی اظهار نظر کنندگان به شرح زیر است: برخی معتقد بودند با توجه به اینکه در خط زبان های شناخته شده از جمله عربی، انگلیسی و فرانسه نشانه جمع به واژه می چسبد و به علاوه نشانه های دیگر جمع در زبان فارسی، «ان» و «جات» و جز این ها نیز جدا نوشته نمی شوند، بهتر است نشانه جمع «ها» نیز به استثنای مواردی که امکان صورت چسبیده نیست مانند «خانه ها» و «زاندها» و یا مواردی چون کلمات طولانی، پر دندانه و بیگانه به صورت چسبیده نوشته شود. پیشنهاد دیگری که در این زمینه وجود داشت این بود که برای نشانۀ جمع «ها» در واژه های تک هجایی و دو هجایی شکل چسبان بهتر است و در واژه های چهار هجایی و بزرگ تر جدا نوشتن رجحان دارد و به آسانی قرائت کمک می کند. در واژه های سه هجایی می شود تصمیم گیری در این باب را به عهده نویسنده گذاشت. به هر حال، در این جلسه، پس از بحث و بررسی، برخی اعضای شورای فرهنگستان بنا به دلایل ارائه شده با پیوسته نویسی «ها» موافق بودند و برخی دیگر بر جدا نویسی آن اصرار داشتند. از این رو، فرهنگستان هر دو صورت آن را صحیح دانست. 

پاسخ 5 نویسنده

  نویسنده در کتاب «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» صورت جدای «ها» را برگزیده است؛ زیرا با برگزیدن این صورت، از آموختن و رعایت 7 استثنا بی­نیاز خواهیم شد. ولی به نظر بنده حتی اگر صورت پیوسته­ی «ها» نیز تصویب می­شد، بهتر از این بود که هردو صورت را درست بدانیم؛ زیرا این مورد مانند همان مثالی که در پاسخ 3 آوردم، از موارد بزرگ اختلاف است که بهترین مرجع پایان دادن به آن، فرهنگستان است.

 

4 ـ کاستی

در مباحث و مدخل‎هایی که درپی می‎آید، قاعده‎ی بیان شده، شیوه‎ی نوشتن کلمه‎ها را به‎صورت قطعی بیان نکرده و در مواردی نیز دو صورت را برای یک کلمه درست دانسته‎ است:

(1) در صفحه‎ی 22،‌ مدخل «ابن»؛

(2) در صفحه‎ی 23، مدخل «ها»ی جمع؛

(3) در صفحه‎ی 28، برای کلمه‎هایی مانند «پرتو آفتاب»/ «پرتوی آفتاب»؛

(4) در صفحه‎ی 40، درباره‎ی پسوند «وار»؛

(5) در صفحه‎ی 40، در تبصره‎ی چهارم، درباره‎ی کلمه‎هایی که جزء دوم آن‎ها با «آ» آغاز می‎شود؛

(6) در صفحه‎ی 42، درباره‎ی کلمه‎ی «باسمه‎تعالی»/ «بسمه‎تعالی»؛

(7) در صفحه‎ی 42، درباره‎ی کلمه‎هایی مانند «یکسویه»/ «یک‎سویه».

4.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

البته درست است که فرهنگستان در برخی موارد دو صورت را برای یک کلمه پذیرفته و در برخی موارد هم قاعده ای قطعی ارائه نکرده است، ولی این مربوط می شود به همان سیاستی که فرهنگستان در تعیین قواعد نگارش اتخاذ نموده که پیش از آن شرح آن از نظر گذشت.

پاسخ 6  نویسنده

پاسخ شماره­ی 1 و3 برای این بند هم مناسب است.

 

4.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

البته بسیاری از مواردی که قاعده آن به طور قطعی در جزوه «دستور خط فارسی» نیامده، در فرهنگ املایی خط فارسی، آن قاعده روشن است.

پاسخ 7  نویسنده

  پاسخ شماره­ی  10 برای این بند هم  مناسب است.

 

4.3- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان  (توضیح بدون رد = تأیید)

از جمله مواردی که هر دو صورت آن پذیرفته شده: (1) مدخل «ابن»  (ص 22) به هر دو صورت صحیح دانسته شده و توضیحات آن پیش از این آمده است.

پاسخ 8  نویسنده

 کلمه­ی «ابن» قاعده و صورت مشخص دارد.(به مدخل «ابن» کتاب «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» نگاه کنید.)

 

4.4- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (توضیح همراه با رد)

در برخی موارد انتخاب یکی از دو صورت تابع تلفظ است برای مثال ترکیب هایی نظیر "پرتوی آفتاب، و یا پرتو آفتاب" ،  (ص 28) که آوردن یا نیاوردن صامت میانجی «ی» تابع تلفظ است. البته این تنها موردی نیست که در دستور خط فارسی، تلفظ ملاک انتخاب یکی از دو صورت است. در خصوص املای کلمات مأخوذ از عربی که داری همزه وسط هستند نیز از این ملاک استفاده شده است.

پاسخ 9  نویسنده

 ملاک دانستن تلفظ واژه، در هنگامی که واژه­­ای در زبان فارسی معیار فقط یک تلفظ داشته باشد، کاری بجا و بقاعده است؛ مثلا درباره­ی املای واژه­های برگرفته از عربی که داری همزه وسط هستند، مانند «مسایل» یا «مسائل»، باید دومی را که با تلفظ هم­خوانی دارد برگزید. اما درباره­ی واژه­هایی مانند «پرتو آفتاب» یا «پرتوی آفتاب» که بیش از یک تلفظ دارند باید قاعده را ملاک دانست، نه تلفظ را؛ زیرا با ملاک دانستن تلفظ، بیش از یک صورت املایی مجاز خواهیم داشت، که این امر موجب باقی ماندن آشفتگی و پراکنده نویسی خواهد شد.

 

4.5- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

 در برخی موارد قاعده قطعی و مشخصی داده نشده است، برای مثال پسوند «وار» (ص 40).

در خصوص این پسوند  در دستور خط چنین آمده است: «پسوند وار» از حیث جدا و یا پیوسته نویسی تابع قاعده ای نیست. در بعضی کلمه ها جدا و در بعضی دیگر پیوسته نوشته می شود: طوطی وار، فردوسی وار، بزرگوار، سوگوار، خانوار. البته در فرهنگ املایی شکل صحیح آنها آمده است.

پاسخ 10  نویسنده

 بنده عرض می­کنم کتاب «دستور خط» در این مورد اشکال دارد، شما می­فرمایید کتاب« فرهنگ املایی» در این مورد ایراد ندارد. قواعد دستور خط فارسی باید به اندازه­ای جامع و مانع باشند که به کتاب مکمل نیاز نداشته باشند، ضمن این­که:

(1) همان گونه که فرموده­اید: «در فرهنگ املایی شکل صحیح آن­ها آمده است»، نه قاعد­­ه­ای که بتوان برپایه­ی آن شکل درست واژه­های دارای پسوند «وار» یا دیگر گروه­واژه­ها را پیدا کرد. درباره­ی گروه­واژه­های دیگری نیز که در کتاب دستور خط قاعده­ی مشخصی ندارند، چنین است.

(2) اگر املای واژه­ای در کتاب «فرهنگ املایی» مشخص شده باشد، آن صورت املایی باید قاعده­ای هم داشته باشد، که اگر داشته باشد  باید، برای تکمیل  کتاب دستور خط، در آن بیاید.

(3) رویکرد« نامعین و دو وجهی گذاشتن» املای واژه­ها (مثلاً نام­برده / نامبرده) در سرتاسر این کتاب نیز نمایان است.

(4) معلوم نیست املای برخی از واژه­های هم­گروه، برپایه­ی چه قاعده­ای است که برای آن­ها صورت­های املایی ناهم­خوان را جایز شمرده است. (مثلاً املای «راه­پیمایی / راه­پپمائی» با «راهنمایی / راهنمائی» هم­خوانی ندارد.)

 

4.6- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

یا در صفحه 40، تبصره قاعده (4) در خصوص کلماتی که جزء دوم آن ها با «آ» آغاز می شود چنین آمده است: جزء دوم اگر با «آ» آغاز شود و بیش از یک هجا داشته باشد، از قاعده ای تبعیت نمی کند: گاهی پیوسته نوشته می شود، مانند دلاویز، پیشاهنگ، بسامد، و گاهی دانش آموز، دل آگاه، زبان آور. در این مورد هم شکل صحیح ترکیبات در فرهنگ املایی مشخص شده است.

پاسخ 11 نویسنده

 پاسخ شماره­ی 10 برای این بند هم مناسب.

 

4.7- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

از دیگر مواردی که هر دو صورت آن پذیرفته شده است صورت های «بسمه تعالی» و «باسمه تعالی» می باشد. علت پذیرش دو صورت در زیر آمده است: در قرآن فقط در «بسم الله الرحمن الرحیم» و «بسم الله» است که «الف» افتاده. اگر به قیاس «بسم الله» باشد باید آن را بدون الف نوشت «بسمه تعالی»، و اگر به قیاس «باسم ربک» و موارد دیگر از این دست باشد باید «الف» آن حذف شود.

پاسخ 12 نویسنده

 صورت  «باسم ربک» فقط در  یک جای قرآن کریم ( در آیه­ی 74 سوره­ی واقعه) آمده و مورد یا موارد دیگری با این صورت در قرآن کریم وجود ندارد؛ ولی صورت «بسم الله» در 115 جای قرآن کریم ( در آغاز 111سوره، در آغاز و آیه­ی 30 سوره­ی نمل، ودر آغاز و آیه­ی 41 سوره­ی هود) آمده است.

 

4.8- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

 «باسمه تعالی» در رسم الخط عربی «باسمه» با همزه آمده است. ولی از آنجا که بسیاری از فارسی زبانان همزه را انداخته­اند، با توجه به بسامد «بسمه تعالی» و اینکه ممکن است اگر الف گذاشته شود «به اسمه» خوانده شود بهتر است صورت بدون الف آن پذیرفته شود.

پاسخ13  نویسنده

 تا این­جا استدلال­های  شما با استدلالی که بنده در  بند 28 و پاسخ شماره­ی 10 خود آورده­ام همانند است، ولی با وجود این استدلال­­های محکم، علت جمله­ی بعد شما پذیرفته نیست:

 

4.9- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

 به هر حال، با توجه به دلایل ارائه شده هر دو صورت پذیرفته شد.

 

4.10- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان(ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

از مواردی که در «دستور خط فارسی» قاعده قطعی و روشنی در خصوص آن ارائه نشده است، ترکیباتی است که با عدد یک ساخته می شوند که توضیح آن در مقدمه "فرهنگ املایی خط فارسی" (ص16) به شرح زیر آمده است:

 

 

پاسخ 14 نویسنده

 پاسخ شماره­ی10 برای این بند هم مناسب.

 

4.11- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

 کلماتی که جزء اول آن ها عدد است طبق قاعده باید جدا نوشته شوند، مانند پنج گانه، پانزده گانه،

پاسخ 15  نویسنده

 درست است، ولی استثناهایی مانند  « سیصد، هفتصد، نهصد، سیمرغ، هفتگل، پنجشیر، و یکتا» هم وجود دارد.

 

4.12- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

 اما در مورد کلمات ساخته شده با عدد یک همان طور که در دستور خط آمده است به استثناهایی قائل شده ایم. می دانیم که در بعضی از این ترکیبات عدد یک، تکیه خود را از دست می دهد و تکیه اصلی ترکیب روی هجای آخر معدود قرار می گیرد، مانند یک دنده، یک پارچه، یک دست (به معنی سرتاسر، هماهنگ، متحدالشکل)، یک راست و یک نواخت. در این گونه موارد این کلمات به صورت جدا اما بدون فاصله، پیوسته نوشته شده اند. اما در صورتی که این گونه کلمات از نظر دستوری عدد و معدود شمرده شود، حتی اگر معنی اصطلاحی داشته باشد مانند یک پارچه آبادی، یک پارچه خانم، یک عالم، یک عالمه و غیره با فاصله تمام ظبط شده اند.

پاسخ 16 نویسنده

 ملاک دانستن تکیه­ در واژه­های مرکب، ملاک مناسبی نیست؛ زیرا موجب دوگونه نوشتن یک واژه در دو نقش می­شود (مثلاً در « آبادی­های یکپارچه» و «یک پارچه آبادی»)؛ اما قاعده­­های بیان شده در مدخل «ترکیبات عددی» صفحه­های 108تا 111 کتاب «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی»، برای هر واژه فقط یک صورت وجود خواهد داشت (مثلاً در  « آبادی­های یک­پارچه» و «یک پارچه آبادی»).

 

4.13- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

بدین ترتیب، برخی موارد که در «دستور خط» به طور دقیق قاعده اش مشخص نشده در "فرهنگ املایی خط فارسی" مشخص گردیده است.

پاسخ 17 نویسنده

 پاسخ شماره­ی10 برای این بند هم مناسب.

 

5 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 22 بیان شده:

”«بی» همیشه جدا از کلمه‎ی پس از خود نوشته می‎شود، مگر آن‎که کلمه بسیط‎گونه باشد؛ یعنی معنی آن دقیقاً مرکب از معانی اجزای آن نباشد.“

و سپس کلمه‎های «بیهوده، بیخود، بیراه، بیچاره، بینوا و بیجا» با این استدلال مستثنا شده‎اند؛ در حالی که از میان این شش کلمه، کلمه‎های «بیچاره، بینوا و بیجا» برخلاف آن‎چه در قاعده گفته شده، «دقیقاً مرکب از اجزای معانی خود» هستند و این دلیل که «مرکب از اجزای معاونی خود نیستند» درباره‎ی این کلمه‎ها مصداق ندارد. پس این کلمه‎ها نیز همانند کلمه‎های دیگری که جزء نخست آن‎ها «بی» است باید جدا (یعنی به‎صورت بی‎چاره، بی‎نوا و بی‎جا) نوشته شوند.

5.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد)

اینجا از سه مثال آخر ایراد گرفته شده و گفته شده که این سه مثال طبق تعریف ارائه شده در "دستور خط" بسیط گونه نیستند زیرا معنی آنها دقیقاً مرکب از معانی اجزای آن هاست.

بیچاره: درمانده و ناتوان در معنی اصطلاحی «طفلک» هم معنی می دهد. بیچاره گناهی هم مرتکب نشده بود.

بینوا: عاجز و درمانده

بیجا: بی مورد و در بافتی چون بیجا کرد= غلط کرد و یا بیخود کرد و منظور بدون جا و مکان نیست. البته در اینجا شاید بهتر بود مثال های مناسب تری آورده می شد. به هر حال این مثال ها هم در معنی اصطلاحی خود بسیط گونه محسوب می شوند.

پاسخ 18  نویسنده

 هر واژه­ای ممکن است معنی اصطلاحی هم داشته باشد (مانند بی­چاره که به­جز معنی  «بدون چاره»، معنی «درمانده، ناتوان و  طفلک» هم دارد) ولی ملاک تعیین قاعده، معنی اصلی آن است؛ زیرا اگر معنی اصطلاحی واژه­ها را نیز ملاک تعیین قاعده بدانیم، استثناهای آن قاعده بیش­تر می­شود، که بیش­تر شدن استثنا برخلاف «اصل فراگیر بودن(اطراد) قاعده» است.]

 

6 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 23 در بند 1 مدخل «هم»، کلمه‎های «همشهری، همشیره و همسایه» بسیط‎گونه نامیده شده‎اند، یعنی «دقیقاً مرکب از اجزای معانی خود» نیستند. اگر این کلمه‎ها را بسیط‎گونه بدانیم کلمه‎های فراوان دیگری از این دست (مانند هم‎قطار، هم‎پیمان، هم‎پایه، هم‎پیاله، هم‎کلاس و...) نیز باید بسیط‎گونه باشند، در حالی که چنین نیست و کلمه‎های بسیط‎گونه در زبان فارسی بسیار کم‎شمار هستند و بیش‎تر کلمه‎های مرکب، «مرکب از معانی اجزای خود هستند».

(قواعد پیشوندِ «هم» در صفحه‎های 204 تا 207 و قواعد «ترکیبات بسیط‎گونه» در صفحه‎ی 106 کتاب «شیوه‎نامه و املانامه‎ی جامع خط فارسی» آمده است.)

 

6.1- پاسخ فرهنگستان (ایراد را پس می­گیرم)

در صفحه 23، بند 1 مدخل «هم» ، کلمه های همشهری، همشیره، همسایه، بسیط گونه نامیده شده اند و از این جهت سر هم نوشته شده اند. شاید بهتر بود در تعریف بسیط گونه، کلمه هایی که به صورت یک کل یا واحد در آمده اند، یعنی در اثر کثرت استعمال به یک شکل نگارشی نهادینه شده اند. البته در این صفحه و قاعده مربوط به «هم» بسیط گونه تعریف نشده و تعریف آن در بخش مربوط به کلمات ساخته شده با «بی» آمده است.

پاسخ 19  نویسنده

 تعریف شما از «بسیط­گونه» درست است. در بازنگری چاپ دوم  کتاب «شیوه نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» نیز آورده­ام که «همشیره و همسایه» چسبیده نوشته می­شوند، زیرا بسیط گونه هستند؛ یعنی  مرکب از اجزای معنی­های خود نیستند. ( اولی به معنی «خواهر» است، نه به معنی کسی که در شیر یا شیره با کسی دیگر مشترک است، و دومی نیز به­معنی کسی است که نزدیک خانه­ی کس دیگری زندگی می­کند، نه به­معنی کسی که در سایه با دیگری مشترک است.)اما واژه­ی «هم­شهری» به­علت چندهجایی بودن باید جدا نوشته شود و حتی اگر اصل آن را بدون «ی»- دوهجایی بدانیم به­علت این­که دو حرف قوسدار  «ه» در یک لخت گنجانده می­شوند، باید جدا نوشته شوند. بنابراین، شیوه­ی شما درباره­ی «همشیره و همسایه»  درست، و شیوه­ی بنده  -درچاپ نخست کتاب- نادرست بوده است.

 

7 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 23 در بند 2 مدخل «هم» آمده است:

”در صورتی که پیوسته‎نویسی «هم» با کلمه‎ی بعد از خود موجب دشوارخوانی شود، مانند همصنف، همصوت، همتیم، جدایی آن مرجّح است.“

پیوسته‎نویسی کلمه‎هایی مانند «همصنف و همصوت» موجب دشوارخوانی نمی‎شود، بلکه چسبیده‎نویسی آن‎ها به‎علت گنجانده شدن دو «حرف قوسدار» («ه‍« و «ص») در یک لخت موجب زشت شدن کلمه می‎گردد. (برای آشنایی با ملاک‎های زشت شدن واژه‎های مرکب دوهجایی در صورت چسبیده‎نویسی، به صفحه‎های 186 تا 198 «شیوه‎نامه»‎ نگاه کنید؛ به‎ویژه بند «5» که دربردارنده‎ی توضیح همین بند است.)

کلمه‎ی «همتیم» نیز به‎علت آن که جزو «ترکیبات بیگانه‎دار» است (یعنی یک جزء آن بیگانه است) باید جدا نوشته شود، نه به‎علت آن‎که موجب دشوارخوانی می‎شود. (قواعد «ترکیبات بیگانه‎/ بیگانه‎دار» در صفحه‎های 107 تا 108 «شیوه‎نامه» آمده است.)

7.1- پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

آقای جمشید سرمستانی معتقد است که چسبیده نویسی این واژه ها موجب دشوار خوانی نمی شود. در مورد دو مثال اول گنجانده شدن دو حرف قوس دار ("ه" و "ص") را در یک لخت موجب زشت شدن کلمه می داند و علت جدا نویسی مثال سوم را بیگانه بودن یک جزء ترکیب می داند و نه دشوار خوان شدن آن. به هر حال، به عقیده بنده چسبیده نویسی ترکیبات فوق موجب دشوار خوانی می شود و این قاعده نادرست نیست.

پاسخ  20 نویسنده

 اصولاً عبارت «دشوار خوانی» در رسم­الخط فارسی حتی برای نوآموزان- بی­معنی است، زیرا هیچ واژه­ای دشوار خوانده نمی­شود. «دشوار خوانی» شاید فقط در مورد کسانی معنی پیدا کند که دارای اختلال­های گفتاری هستند، زیرا آنان برخی واژه­ها را به­سختی و دشواری بیان می­کنند. در عوض، عبارت «نادرست خوانی» عبارت معنی­داری است، زیرا هر خواننده­ای ممکن است واژه­ای را« بیخبر» بخواند، درحالی که آن واژه «بیخ بُر» باشد، یا واژه­ای را «شرور» بخواند، درحالی­که «شُرور» (جمع شر) باشد. واژه­های «همصنف» ، «همصوت» و «همتیم» نه دشوار (سخت) خوانده می­شوند و نه نادرست؛ یعنی خواننده با خواندن آن­ها مشکلی ندارد، ولی در عوض با شکل آن­ها مشکل دارد، زیرا آن­ها را «زشت»  یا «ناهم­خوان» (ناهم­سنخ) می­داند، که  علت زشت بودن  «همصنف و همصف» و علت ناهم­خوان بودن «همتیم» را در بالا گفتم.

 

8 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 23، بند 3 آمده است:

“در صورتی که قبل از «آ»، همزه در تلفظ ظاهر شود، «هم» جدا نوشته می‎شود؛ مانند: هم‎آرزو،‌ هم‎آرمان.“

ملاک بیان شده برای پیوسته یا جدانویسی کلمه‎هایی که جزء دوم آن‎ها با «آ» شروع می‎شود (یعنی «در تلفظ ظاهر شدن یا نشدن همزه‎ی حرف «آ») ملاکی معین و قطعی نیست؛ زیرا در برخی کلمه‎ها (مانند دانش‎آموز) تلفظ همزه‎ی «آ»، مشخص و قطعی است، ولی در کلمه‎هایی مانند هماهنگ، هماورد، هم‎آرزو، هم‎آرمان و... تلفظ شدن یا نشدن همزه‎ی «آ» مشخص، قطعی و یکسان نیست.

(قواعد ترکیبات «آ»دار در صفحه‎های 100 تا 103 «شیوه‎نامه» به‎صورت قطعی آمده است.)

 

8.1- پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

در اینجا تلفظ، ملاک جدا یا سر هم نویسی «هم» با جز بعد می باشد.

پاسخ 21  نویسنده

 ملاک جدا یا سر هم نویسی یا ملاک هر چیز دیگر، باید چیزی «ثابت» باشد. هر گاه در زبان فارسی معیار، «تلفظ» واژه­ای «ثابت و یکسان» باشد، می­توان آن را ملاک چه­گونه نوشتن واژه دانست. مثلاً   فارسی زبانان درباره­ی چه­گونگی تلفظ واژه­ی «هم­آرمان» (درباره­ی تلفظ شدن یا نشدن همزه­ی «آ» پس از «هم») اتفاق نظر ندارند:  برخی معتقدند که همزه­ی «آ»  تلفظ می­شود و برخی معتقدند که تلفظ نمی­شود، بنابراین نمی­توان به­صورت قطعی گفت که آیا همزه در این واژه تلفظ می­شود یا نه. درعوض درباره­ی تلفظ همزه در واژه­هایی مانند «رئیس» و «مسائل» اتفاق نظر دارند و هیچ گاه بر این باور نیستند که می­توان این دو واژه را به­صورت «رییس» و «مسایل» تلفظ کرد. بنابراین، در مورد واژه­ی «هم­آرمان» و مانند آن -که « تلفظ» آن­ها ثابت و مورد اتفاق نیست- نمی­توان «تلفظ» را «ملاک» دانست؛ زیرا اگر تلفظ ملاک باشد، هر کس باید  واژه­ی «هم­آرمان» را به­گونه­ای که تلفظ می­کند یا فکر می­کند که تلفظ می­شود، بنویسد. بر این پایه،  این واژه باید به دو صورت «هم­آرمان» و «همارمان» نوشته شود، درحالی که فقط شکل نخست درست است؛ ولی در مورد واژه­ی «رئیس» یا «مسائل» و مانند آن­ها   برپایه­ی «اصل همانندی خواندن و نوشتن کلمه­ها» ( یا همان «تطابق مکتوب و ملفوظ»)- باید «تلفظ» را «ملاک» املای واژه دانست.

 

8.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

 البته این ملاک تنها در این مورد استفاده نشده بلکه در موارد دیگر هم تلفظ، شکل صحیح واژه را تعیین می کند که پیش از این به آن ها اشاره شد.

پاسخ  22  نویسنده

 با توجه به پاسخ شماره­ی 21، در موارد دیگر  نیز اگرتلفظ واژه­ای ثابت و مورد اتفاق باشد،  می­تواند «ملاک تعیین شکل درست واژه» باشد؛ ولی اگر چنین نباشد نمی­تواند «ملاک » باشد.

 

9 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 24، در بند 3، یکی از موارد الزامی جدانویسی «ها»ی جمع به‎صورت زیر بیان شده است:

”هرگاه کلمه پردندانه (بیش از سه دندانه) شود و یا به «ط» و «ظ» ختم شود؛ مانند: پیش‎بینی‎ها، حساسیت‎ها، استنباط‎ها، تلفظ‎ها.“

در این بند، ملاک پردندانه شدن کلمه، «]داشتن[ بیش از سه دندانه» بیان شده است، در حالی که کلمه‎هایی مانند شبها، سیبها، شنها و... همگی بیش از سه دندانه دارند ولی چسبیده‎نویسی «ها» در آن‎ها، صورت نامأنوس ناشی از چسبیده‎نویسی «ها» در مثال‎های «پیش‎بینی‎ها و...» را پدید نمی‎آورد.

 

9.1- پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

در این قاعده (در دستور خطّ فارسی) به هیچ عنوان در خصوص نامأنوسی یا مأنوسی واژه صحبتی به میان نیامده است که آقای سرمستانی از آن به عنوان یک مورد از نادرستی‏ها یاد کرده است.

پاسخ 23  نویسنده

 البته فرهنگستان در بند 10 صفحه­ی 42 ، «طولانی شدن، پردندانه شدن و نامأنوس شدن» را به­عنوان ملاک جدا نویسی آورده است، ولی مشکل این­جاست که متأسفانه در این پاسخ، به اصل ایراد بیان شده از سوی بنده توجهی نشده و پاسخ فرهنگستان با تکیه بر  واژه­ی «نامأنوس» نوشته شده (که فقط صفتی برای بیان صورت چسبیده­ی «ها» در «پیش­بینیها، حساسیتها، استنباطها و تلفظها» است) و در نتیجه­ی آن، اصل ایراد نادیده گرفته شده است.  نادرستی ملاک بیان شده برای جدا نویسی الزامی «ها»ی جمع، در این است که کلمه­های فراوانی (مانند شبها، سیبها، شنها و...) هستند که بیش از سه دندانه دارند، ولی این تعداد دندانه نمی­تواند الزامی برای جدانویسی آن­ها ایجاد کند. (البته شیوه­ی بیان شده از سوی بنده در کتاب «شیوه­­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی » جدا نویسی بدون استثنای «ها»ی جمع است.) بنابراین، این ملاک را نمی­توان ملاکی درست دانست.

 

10 ـ کاستی

در صفحه‎های 23 و 24، پنج مورد الزامی برای جدانویسی «ها»ی جمع برشمرده شده است. با فرضِ پذیرفتن تعیین موارد الزامی جدانویسی[2] باید دو مورد زیر نیز به موارد پنج‎گانه افزوده می‎شد:

ـ جدانویسی «ها»ی جمع پس از یای ساکن؛ مانند خط‎مشی‎ها، زردپی‎ها، نی‎ها و... .

ـ جدانویسی «ها»ی جمع پس از همزه‎ی پایانی؛ مانند منشأها و خلأها.

 

10.1- پاسخ فرهنگستان (هم رد و هم تأیید)

در صفحه‏های 23 و 24 دستورخط، پنج مورد الزمی برای جدانویسی‏های جمع بر شمرده شده است که آقای سرمستانی دو مورد دیگر به آن‏ها افزوده است:

- جدا نویسی‏ های جمع پس از یای ساکن، مانند خط مشی‏ها، زرد پی‏ها، و نی‏ها و ...

- جدا نویسی ‏های جمع پس از همزة پایانی، مانند منشأها و خلأها.

مورد اول را می‏توان پذیرفت ولی مورد دوم نیاز به ذکر ندارد و اصولاً چون اکثراً به الف ختم می‏شوند بالطبع نمی‏چسبند.

پاسخ 24  نویسنده

 دستور خطی جامع است که همه­ی موارد در آن به روشنی بیان شده باشد. از نظر شما امکان ندارد کسی بنویسد «منشئها» یا «خلئها»؛ اما اگر از شما هم بپرسند « منشأها/ خلأها» درست است یا «منشئها/ خلئها»؟ یا اگر احتمال دهید که پنجاه سال دیگر مردم واژه­ها را مانند امروز ننویسند، برای چنین احتمالی هم پاسخی مانند مورد دوم را در دستور خط می­گنجانید.

 

10.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (تأیید کاستی)

 به هر حال به عقیده بنده بهتر است تنها صورت جدای ‏ها پذیرفته شود تا از این هم استثنا پرهیز گردد.

پاسخ 25  نویسنده

 آفرین ! خدا رحمت کند رفتگان شما را! اگر می­دانستم شما هم با این نظر بنده موافقید، این همه خود را زحمت نمی­دادم و دیگر نیازی به  نوشتن چند پاسخ از جمله پاسخ 24- نمی­دیدم. ای­کاش موارد دیگر را نیز این­گونه بدون توضیح می­پذیرفتید.

 

 

11 ـ نادرستی

اکنون که «ها»ی جمع ـ با شمارش دو مورد پیش‎گفته ـ هفت مورد الزامی برای جدانویسی دارد، آیا بهتر نیست برای رعایت اصل «فراگیر بودن قاعده» و «سهولت آموزش قواعد» (اصل چهارم و ششم) در همه‎جا، «ها»ی جمع را بدون آوردن استثنا جدا نوشت.

 

11.1- پاسخ فرهنگستان(تأیید نادرستی)

در خصوص جدا نویسی ‏های جمع و رجحان آن به صورت پیوستة آن، پیش از این توضیحاتی ارائه شد که به عقیده بنده هم، صورت جدا بر پیوستة آن رجحان دارد.

پاسخ 26  نویسنده

 پاسخ شماره­ی 25 برای این­ بند هم مناسب است.

 

12 ـ کاستی

در صفحه‎ی 27، در جدول یای نکره، مصدری و نسبی، شیوه‎ی نوشتن «ی» پس از کلمه‎های پایان‎یافته به «ی» (مانند نی‎یی، پی‎یی،‌کشتی‎یی، طوطی‎یی، بازی‎یی و...)، کلمه‎های پایان‎یافته به «ای» (مانند جنگ هسته‎ای‎یی، کیف قهوه‎ای‎یی و...)، کلمه‎های پایان‎یافته به «و» با صدای «ow» یا «o» (مانند مترویی، اُسلویی، دلکویی، خودرویی، ویدئویی و پیشرویی) بیان نشده است.

 

12.1- پاسخ فرهنگستان (ایراد را پس می­گیرم)

 در جدول مربوط به یای نکره و مصدری و نبی، شیوة نوشتن ی، پس از کلمه‏های پایان یافته به «ی» آمده است. کلمات مختوم به «اِی» نیز «پی­ای»، کلمات مختوم به «ای»، «کشتی­ای»، و کلماتی چون نی، طوطی و بازی به همین قیاس به صورت نی­ای، طوطی­ای، بازی­ای، نوشته می‏شوند.

پاسخ 27  نویسنده

 در این مورد پاسخ شما درست و قانع کننده است. بنده باید بیش­تر دقت می­کردم.

 

12.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (تأیید کاستی)

 ولی در مورد کلماتی چون هسته‏ای یی و غیره صحبتی به میان نیامده است.

 

12.3- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان  (رد کاستی)

 اما در مورد کلمه‏های پایان یافته به «و»، قاعده داده شده است: کلمه‏های مختوم به «و»، با صدایی نظیر آنچه در «دانشجو» به کار رفته است: دانشجویی. متأسفانه‏ آقای سرمستانی به آن‏ها توجه نکرده است.

پاسخ 28  نویسنده

 «دانش­جویی» فقط مثالی برای «ی» پس از «و» با صدای« او»  (u)است. کاستی بیان شده این است که فرهنگستان باید برای «ی» پس از کلمه‎های پایان‎یافته به «و» با صدای «ow» یا «o» (مانند مترو، اُسلو، دلکو، خودرو و پیشرو) نیز قاعده می­داد که نداده است. (قواعد کامل مربوط به این بند در جدول صفحه­ی 218 «شیوه­­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی » آمده است.)

 

13 ـ کاستی

در صفحه‎ی 29، شیوه‎ی نوشتن همزه‎ی میانی پس از «الف» (مانند جایز، بایر، مایل و کائنات، علائم، خائن و قائم) بیان نشده است.

 

13.1- پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

توضیح این مورد در صفحات 14 و 15 «فرهنگ املایی خطّ فارسی» آمده است: در فرهنگ املایی در خصوص کلمات مأخوذ از عربی که دارای همزة وسط هستند چنین آمده است: دراین سال‏ها مرسوم چنان شده است که کلمات رئیس، ارائه جزئی و قرائت را در بعضی نوشته‏ها به شکل به کلی غلطِ رییس، ارایه، جزیی و قرایت می‏نویسند که مغایر تلفظ متداول آن‏هاست. این کلمات در این فرهنگ به صورت صحیح خود مدخل شده‏اند. بعضی کلمات دیگر عربی الاصل نیز دارای همزة وسط‏اند که در فارسی با همزة ملینه (یا به تعبیر زبان شناسان همزة سایشی) تلفظ می‏شوند، این همزة ملینه شبیه تلفظ «ی» (y) است، مانند دایر، زایر و غیره، اما در بعضی موارد فقط تلفظ با همزة این کلمات در میان فارسی زبانان رایج است، مانند صائب، خائن، سائل، ائمه، امام (قائم). ما در این فرهنگ از تلفظ رایج پیروی کرده‏ایم. در مواردی که هر دو تلفظ- با همزة ملینه و همزة کامل- متداول بوده است، انتخاب اول ما املای با «ی» و انتخاب دوم املای با همزه بوده است، به جز مواردی که املای با همزه متداول‏تر بوده است، مانند آئروبیک، آیروبیک. در کلمات فارسی نیز چنین تلفظ‏هایی وجود دارد، مانند پایین/ پائین، پاییز/ پائیز و غیره.

پاسخ 29  نویسنده

  پاسخ شماره­ی  10 برای این بند هم  مناسب است.

 

14ـ کاستی

در صفحه‎ی 30، بند «ج»، کلمه‎ی «نشأت» نیز باید به استثنا افزوده شود.

 

14.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

پیشنهاد شده که به استثنای بند ج صفحة 30، کلمة نشأت افزوده شود.

 قاعده به این صورت است: اگر حرف پیش از آن مفتوح یا ساکن و پس از آن حرف «آ» باشد به صورت تا/ آ نوشته می‏شود: مآخذ، لآلی، قرآن، مرآت.

در بقیة موارد و در کلیة کلمات دخیل فرنگی با کرسی «ی» نوشته می‏شود:

لئام، رئاست، قرائات، استثنائات، مسئول، مسئله، هیئت، لئون، سئول، تئاتر، نئون.

استثنا: توأم

در جدول راهنمای کتاب همزه، ص34، «نشئت» روی کرسی «یـ» نوشته شده است (طبق قاعدة مندرج در دستور خط فارسی) ولی آقای سرمستانی معتقد است که این واژه با «الف» به صورت «نشأت» نوشته شود و این مورد به استنا افزوده شود به صورت استثنا: توأم، نشأت.

پاسخ 30  نویسنده

 پیشنهاد می­کنم که «جرأت » هم به استثنا افزوده شود. در این صورت روشن­تر می­شود که نشأت به قیاس «جرأت» و «توأم»- باید به همین صورت نوشته شود، نه به صورت «نشئت».

 

15 ـ کاستی

در صفحه‎ی 30، بند «الف» شیوه‎ی نوشتن کلمه‎های خلأ، ملأ، منشأ، ملجأ و متلألئ هنگامی‎که «ی» به‌ آن‎ها افزوده شود، بیان نشده است.

 

15.1- پاسخ فرهنگستان (رد کاستی)

شیوة نوشتن کلمه‏های خلأ، ملأ، منشأ،ملجأ، متلألئ در تبصره (2) صفحة 31 آمده است

پاسخ 31  نویسنده

 تبصره­ی 2 صفحه­ی 31 مربوط به واژه­هایی مانند «جزئی، شیئی و لؤلوئی» است و کلمه­ی« منشأ» نیز هنگامی که «ی» به آن افزوده می­شود، به­غلط به­صورت «منشائی» آمده است.

 

15.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

و شکل صحیح املای آن‏ها در «فرهنگ املایی خط فارسی» ارائه شده است.

پاسخ  32 نویسنده

 پاسخ شماره­ی  10 برای این بند هم  مناسب است.

 

16 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 30، بند «ج»، کلمه‎های شیء و بطیء باید به‎صورت شیئ و بطیئ نوشته شوند تا در صورت افزودن «ی» به آن‎ها، به‎صورت‎ شیئی و بطیئی نوشته شوند (هم‎چنان‎که در صفحه‎ی 31 نیز به‎صورت شیئی نوشته شده است.)

 

16.1- پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

 در صفحة 31 «دستور خطّ فارسی» نحوه­ی نگارش آن‏ها آمده است. در تبصرة (2) این صفحه چنین آمده است: هر گاه همزة پایانی ما قبل ساکن (بدون کرسی) ... با یای وحدت یا نکره متصل شود، کرسی «یـ»می‏گیرد و کرسی قبلی آن نیز حفظ می‏شود. جزئی، شیئی...

پاسخ 33  نویسنده

(1) به اصل ایراد  توجه نکرده­اید :کلمه‎های شیء و بطیء باید به‎صورت شیئ و بطیئ نوشته شوند؛ زیرا برپایه­ی «اصل حفظ چهره­ی خط فارسی»-در رسم­الخط فارسی، همزه فقط پس از حروف پس بریده (الف، د، ذ، ر، ز، ژ، و، های ناملفوظ؛ مثلاً در «آراء، جزء و سوء») کرسی ندارد، و در جاهای دیگر همواره بر کرسی (الف، و، ی) می­نشیند؛ همان گونه که  خودتان نیزدر صفحه­ی 31 ،آن را در واژه­ی «شیئی» بر کرسی «ی» آورده­اید. تبصره­ی 2  صفحه­ی 31 مربوط به «افزودن ی به واژه­های پایان یافته به همزه» است (مانند جزئی، شیئی، لؤلوئی)؛ درحالی­که ایراد بنده به «شیوه­ی نوشتن همزه پس از ی» است (مانند شیئ و بطیئ).

(2) هم­چنین دربیان تبصره­ی  2 (هرگاه...و کرسی قبلی آن نیز حفظ می­شود) این ایراد دیده می­شود که: این واژه­ها در دستور خط فرهنگستان کرسی ندارند (به صورت جزء، شیء آمده­اند) تا کرسی قبلی آن­ها حفظ شود.

 

17 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 31، صورت نوشتن کلمه‎ی منشأ پس از افزودن «ی» به آن (یعنی «منشائی») نادرست است، زیرا حرف «الف» در خواندن نادیده گرفته شده است. برای پرهیز از نادرست‎خوانی باید به‎صورت «منشئی» نوشته شود.

 

17.1- پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

 در صفحة 31 «دستور خط فارسی» نحوة نگارش «منشأ» پس از اتصال به یای وحدت یا نکره [به­صورت «منشائی»] آمده است. اگر «منشأ» پس از اتصال به یای وحدت یا نکره به جای «منشائی» به صورت «منشئی» درآید (طبق نظر آقای سرمستانی) اجزای ترکیب معلوم نمی‏شود و سبب اشتباه در تشخیص واژة «منشأ» می‏شود.

پاسخ 34  نویسنده

تشخیص اجزای ترکیب با «شیوه­ی  خواندن» واژه امکان پذیر است، و  شیوه­ی خواندن را نیز «شیوه­ی نوشتن» مشخص می­کند: «منشائی» -که مطابق دستور خط فرهنگستان است- ترکیبی از «منشا» و «ئی» است و باید «منشا»«ئی» خوانده شود؛ بنابر این چون نادرست خوانده می­شود، اجزای آن هم نامعلوم می­شود. ولی «منشئی» -که مطابق  «شیوه­نامه»ی بنده است- چون درست خوانده می­شود، اجزایش هم مشخص است.

 

18 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 39، بند 3 فرهنگستان «در باب پیوسته‎نویسی و یا جدانویسی ترکبیات» سه فرض را برشمرده و فرض سوم به شرح زیر را برگزیده است:

”تدوین قواعدی برای جدانویسی الزامی بعضی از کلمات مرکب و پیوسته‎نویسی بعضی دیگر، و دادن اختیار در خصوص سایر کلمات به نویسندگان.“

«دادن اختیار در خصوص سایر کلمات به نویسندگان» موجب باقی ماندن اختلاف در شیوه‎ی خط برخی کلمه‎ها می‎شود که «دادن اختیار» با عنوان کتاب (دستور خط فارسی) تعارض دارد؛ زیرا در دستور خط، «اختیار» هیچ جایگاهی ندارد.

 

18.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح همراه با رد)

 در خصوص دادن اختیار به نویسنده در مواردی که پیوسته نویسی و یا جدا نویسی آن‏ها الزامی نیست، پیش از این صحبت شد و علت اتخاذ چنین سیاستی در مقدمة دستور خط آمده است.

پاسخ  35نویسنده

پاسخ­های شماره­­ی 1و3 برای این بند هم  مناسب است.

 

19 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 39، عنوان مبحث، «کلمات مرکبی که الزاماً پیوسته نوشته می‎شود» است، ولی بند «1» به کلمه‎هایی پرداخته که همیشه جدا نوشته می‎شوند. در بخش مستثنا شده‎ی آن هم (مرکب‎هایی که با «به»، «بی» و «هم» ساخته می‎شوند) اصل بر جدانویسی پیشوندهای «به»، «بی» و «هم» است. البته، برخی پیشوندهای دیگر مانند «اِم، مَ‍، نَ‍، ودُش‍ » نیز چسبیده نوشته می‎شوند. (قواعد پیشوندها در صفحه‎های 97 تا 99 «شیوه‎نامه» بیان شده است.)

 

19.1- پاسخ فرهنگستان (هم رد و هم تأیید)

 البته به عقیدة بنده این ایراد تا حدودی وارد است. ولی از آنجا که اصولاً واژه‏های مشتق به پسوند و پیشوند ساخته می‏شوند. بهتر است واژه‏هایی که از ترکیب با پیشوند ساخته می‏شوند مقدم بر واژه‏هایی بیایند که با پسوند ساخته می‏شوند. از این جهت، ابتدا در خصوص ترکیبات مشتقی که با پیشوند ساخته می‏شوند، صحبت شده است.

پاسخ 36  نویسنده

 بابت وارد دانستن ایراد متشکرم، ولی ای کاش جمله­های بعد را نمی­نوشتید؛ زیرا ایرادی که گرفته­ام این است که موضوع شما «کلمه­های پیوسته» است، در حالی که بخشی از متن زیر این موضوع به «کلمه­های جدا» پرداخته است. بنابراین  تقدم «واژه­هایی که از ترکیب با پیشوند ساخته می­شوند»  بر «واژه­هایی  که با پسوند ساخته می­شوند» نمی­تواند  توجیهی برای این ایراد باشد.

 

20 ـ کاستی

در صفحه‎ی 40، در بند 2 آمده است:

”کلمات مرکبی که از ترکیب با پسوند ساخته می‎شود همیشه پیوسته نوشته می‎شود، مگر هنگامی‎که:

الف) حرف پایانی جزء اول با حرف آغازی جزء دوم یکسان باشد؛ مانند نظام‎مند و آب‎بان.

ب) جزء اول آن عدد باشد؛ مانند پنج‎گانه، ده‎گانه، پانزده‎گانه.

استثناء: بیستگانی“

به‎جز در موارد یاد شده در بند «2»، پسوندهای دیگری هم هست که جدانوشته می‎شوند؛ از جمله پسوند «آگین» (مانند شرم‎آگین و خشم‎آگین)، پسوند «بار» در ترکیبات چندهجایی (مانند شیطنت‎بار و تکلف‎بار)، پسوند «باره» (مانند غلام‎باره و شکم‎باره)، پسوندهای تر و ترین (مانند مهم‎تر و مهم‎ترین)، پسوند «وار» (مانند درویش‎وار و حلال‎وار)، پسوند «وش» (مانند ماه‎وش و تلخ‎وش)، پسوند «گانه» (مانند بچه‎گانه)، و پسوندهای «دان» و «گون» در برخی موارد استثنا (مانند بیضی‎گون و ماهی‎دان).

(قواعد پسوندها در صفحه‎های 88 تا 94 «شیوه‎نامه» به‎طور مشروح بیان شده است.)

 

20.1- پاسخ فرهنگستان (رد کاستی)

 در خصوص پسوندهای «تر» و «ترین» (ص23) و پسوند «وار» (ص40) دستور خط صحبت شده است.

پاسخ 37 نویسنده

 قواعد دستور خط نباید یک­دیگر را نقض کنند. آن­چه در این بند بیان شده با آن­چه در صفحه­های 23 و 40 آمده تناقض دارد: در این بند آورده­اید که پسوندها به­جز در دو مورد الف و ب همیشه پیوسته نوشته می­شوند؛ درحالی که صفحه­ی 23 پسوند «تر» را جدا و صفحه­ی 40 پسوند «وار» را بی­قاعده دانسته­اید.

 

20.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

در خصوص پسوندها در صفحة 13، بند 3 «فرهنگ املایی خطّ فارسی» چنین آمده است:

در مورد کلمات مشتق، یعنی کلمات ساخته شده با پسوندها که طبق دستور خط باید آن را پیوسته نوشت، به استثنای پسوند «وار» که طبق دستور خطّ فارسی در بعضی کلمه‏ها جدا و در بعضی دیگر پیوسته نوشته می‏شوند، یک استثنا قائل شده‏ایم و آن، کلمات ساخته شده با «فام» است؛ زیرا در بعضی شهرها مانند همدان این کلمه هنوز به صورت مستقل و به معنی «رنگ» به کار می‏رود. به همین جهت سرخ فام، سیاه فام و غیره به همین صورت نوشته شده‏اند. کلمات مشتقی را که پس از ترکیب با پسوند دشوار خوان می‏گردند به دو صورت پیوسته و جدا آورده‏ایم، مانند آیینمند / آیین‏مند، آئینمند/ آئین‏مند، پرستشگر/ پرستش‏گر، تلخوش/ تلخ وش.

در صفحة 16، بند 8 فرهنگ املایی در خصوص کلماتی که جزء دوم آن‏ها بن مضارع است چنین آمده است: کلماتی که جزء دوم آن‏ها بن مضارع فعل است، هر چند این بُن به صورت مستقل به کار نمی‏رود، اما از آنجا که این بُن همان دوم شخص فعل امر بدون «بـ» است آن را مستقل تصور کرده‏ایم و بیشتر آن‏ها را به صورت جدا ثبت کرده‏ایم، مگر آنکه کلمة ساخته شده با یک بُن نهادینه شده باشد، مانند آبشار در اصطلاح نظامی یا املای پیوستة آن بسیار رایج باشد، مانند رگبار، بنابراین اسف بار، خون‏بار، مرگ‏بار، اندوه‏بار، پاک‏ساز، پیش‏بینی و غیره در این فرهنگ به همین صورت نوشته شده‏اند.

 

پاسخ 38  نویسنده

 در این باره در پاسخ شماره­ی  10 مطالبی را نوشته­­ام. کتابی که قواعد آن جامع باشد نباید به کتاب دیگری نیاز داشته باشد. قواعد دستور خط را در یک­ کتاب جمع کنید؛ ولی اگر برای واژه­ها به کتاب دیگری ارجاع بدهید اشکالی ندارد. ضمن این­که به مطالب نوشته شده از «فرهنگ املایی خط فارسی» در این باره نیز ایرادهایی دارم که قصد پرداختن  به آن­ها  در این­جا را ندارم. اگر قصد اصلاح آن کتاب را داشتید، نظرهای خود درباره­ی آن کتاب را جداگانه برایتان خواهم نوشت.

 

21 ـ کاستی

در صفحه‎ی 40، در بند 2 قسمت «ب» کلمه‎ی «یکسان» نیز باید به استثنا افزوده شود.

 

21.1- پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

 آقای سرمستانی معتقد است به مثال بند 2، صفحة 40 دستور خط، علاوه بر بیستگانی (واحد پول)، «یکسان» هم افزوده شود.

 

22 ـ کاستی

در صفحه‎ی 40، تبصره‎ی بند 2، پسوند «وار» از نظر پیوسته یا جدانویسی، بی‎قاعده دانسته شده است، ولی در «دستور خط» نباید چیزی بدون قاعده بماند.

پسوند «وار» در همه‎جا ـ در کلمه‎های دوهجایی و چندهجایی ـ به‎جز در کلمه‎های «بزرگوار، خانوار و سوگوار» جدا نوشته می‎شود؛ مانند مس‎وار، جهش‎وار، خصم‎وار، رعیت‎وار، حلال‎وار، مست‎وار، پلنگ‎وار، لات‎وار، شیطان‎وار، دشمن‎وار و... (مثال‎های بیش‎تر در صفحه‎های 173 تا 174 «شیوه‎نامه» آمده است.)

 

22.1- پاسخ فرهنگستان (بی­پاسخ)

فرهنگستان دراین باره پاسخی ننوشته است.

 

23 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 40، بند 3، کلمه‎های «نیشکر، رختخواب، یکشنبه، پنجشنبه، هفتصد و آبرو» بسیط‎گونه دانسته شده‎اند و با همین استدلال حکم به پیوسته‎نویسی آن‎ها شده است؛ در حالی که چنین نیست، زیرا این کلمه‎ها «دقیقاً مرکب از معانی اجزای خود هستند». در نتیجه این کلمه‎ها بسیط‎گونه نیستند. ولی کلمه‎های «آبْرو، آبشار، سیصد، هفتصد، و یکتا» به‎علت آن‎که دوهجایی هستند ـ و برخی از آن‎ها به بیش از یک علت ـ چسبیده نوشته می‎شوند، و کلمه‎های «نی‎شکر، رخت‎خواب، یک‎شنبه، و پنج‎شنبه» به‎علت آن‎که چندهجایی هستند ـ و برخی از آن‎ها به بیش از یک علت ـ جدا نوشته می‎شوند؛ و کلمه‎ی «الفبا» نیز با تعریفی که کتاب «شیوه‎نامه» از ترکیبات بسیط‎گونه دارد، چسبیده می‎شود.

23.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

 در صفحة 40، بند 3 دستور خط، کلمه‏های نیشکر، رختخواب، یکشنبه، پنجشنبه، هفتصد و آبرو بسیط گونه دانسته شده‏اند که به اعتقاد آقای سرمستانی این واژه‏ها با تعریفی که در دستور خط از بسیط گونه داده شده است (کلمه‏هایی که دقیقاً مرکب از معانی اجزای خود نباشند)، بسیط‏گونه نیستند. البته شاید بهتر بود به تعریف «بسیط­گونه» جملة زیر افزوده می‏شد: کلماتی که به دلیل کثرت استعمال به صورت یک شکل نگارشی نهادینه شده‏اند.

پاسخ 39  نویسنده

 همان­گونه که پیش از این نیز نوشتم،  تعریف شما از« بسیط گونه» درست است، ولی مصداق­هایی که آورده­اید درست نیست. تعریف پیشنهادی نیز تعریف درستی نیست( در این­جا به ذکر علت نمی­پردازم).

 

23.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

 البته کلماتی همچون «یکشنبه و پنجشنبه» به معنای یک عدد شنبه و یا پنج‏ عدد شنبه نمی‏باشند.

پاسخ 40  نویسنده

بله، ولی «یک­دنده» نیز به­معنی «یک عدد دنده» نیست، ولی جدا نوشته می­شود.

 

24 ـ کاستی

در صفحه‎ی 40، در تبصره‎ی بند 4، چنین آمده است:

”تبصره: جزء دوم، اگر با «آ» آغاز شود و بیش از یک هجا داشته باشد از قاعده‎ای تبعیت نمی‎کند: گاهی پیوسته نوشته می‎شود، مانند دلاویز، پیشاهنگ، بسامد، و گاهی جدا، مانند دانش‎آموز، دل‎آگاه، زبان‎آور.“

بی‎قاعده دانستن شیوه‎ی نوشتن کلمه‎های مرکبی که جزء دوم آن‎ها با «آ» آغاز می‎شود و بیش از یک هجا دارد، با عنوان کتاب (دستور خط فارسی) در تعارض است؛ زیرا دستور خط باید برای نوشتن همه‎ی کلمه‎ها قاعده داشته باشد.

(قواعد این ترکیبات که ترکیبات «آ»دار نامیده می‎شوند در صفحه‎های 100 تا 103 «شیوه‎نامه» آمده است.)

 

24.1- پاسخ فرهنگستان (تأیید کاستی)

 در صفحة 40، تبصرة بند 4 آمده است: جزء دوم اگر با «آ» آغاز شود و بیش از یک هجا داشته باشد از قاعده‏ای تبعیت نمی‏کند: گاهی پیوسته نوشته می‏شود، مانند دلاویز، ‌پیشاهنگ، بسامد، و گاهی جدا، مانند دانش‏آموز،‌ دل‏آگاه، زبان آور. در دستور خط برایش قاعدة قطعی و مشخصی ارائه نشده است.

 

 

25 ـ کاستی

در صفحه‎ی 41، در بند 7 (یکی از موارد الزامی پیوسته‎نویسی کلمات مرکب) چنین آمده است:

”مرکب‎هایی که جدا نوشتن آن‎ها التباس یا ابهام معنایی ایجاد کند؛ مانند بهیار (به‎یار)، بهروز (به‎روز)، بهنام (به‎نام)“.

مثال‎هایی که برای «بند 7» در آغاز صفحه آمده مثال‎های خوبی هستند، ولی این ترکیبات و ترکیبات همانند آن‎ها که ترکیبات «بهدار» نامیده می‎شوند، حتی اگر «التباس یا ابهام معنایی» هم ایجاد نکنند باید چسبیده نوشته شوند (قواعد کلمه‎ی «بهْ» با های ملفوظ، در صفحه‎های 80 تا 81 «شیوه‎نامه» آمده است.)

 

25.1- پاسخ فرهنگستان (رد کاستی)

 به عقیدة آقای سرمستانی مثال‏های ارائه شده مثال‏های خوبی هستند، اما[حتی]اگر این ترکیبات و ترکیبات همانند آن‏ها التباس یا ابهام معنایی ایجاد نکنند باید چسبیده نوشته شوند. البته به عقیدة بنده این گونه نیست. برای مثال می‏توان به صورت‏های به گزینی، به گویی، به لیمو اشاره نمود.

پاسخ 41  نویسنده

نویسنده درصفحه­های 80 تا 81 شیوه­نامه قواعد کاملی درباره­ی این گروه­واژه آورده ، ولی با استدلالی کوتاه می­توان گفت: به همان علت که واژه­های «بهداری، بهدینی، بهروزی، بهزراعی، بهزیستی، بهسازی، بهسوزی،  بهنامی، بهورزی، بهیاری و...» چسبیده نوشته می­شوند، واژه­های « بهگزینی و بهگویی» نیز باید چسبیده نوشته شوند. اما «به» در« به­لیمو» به­معنی «خوب یا بهتر» نیست، بلکه به­معنی «میوه­ی به» است و برابر ص 81 «شیوه­نامه»- باید جدا نوشته شود.

 

26 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 41 در بند 8 (یکی از موارد الزامی پیوسته‎نویسی) چنین آمده است:

”کلمه‎های مرکبی که جزء دوم آن‎ها تک‎هجایی باشد و به‎صورت رسمی یا نیمه‎رسمی، جنبه‎ی سازمانی و اداری و صنفی یافته باشد؛ مانند استاندار، بخشدار، کتابدار، آشپز.“

علتی که برای چسبیده‎نویسی کلمه‎های «استاندار و بخشدار» آمده علت درستی نیست، زیرا کلمه‎هایی مانند «طرفدار و بالدار، پولدار و...» هم چسبیده نوشته می‎شوند، ولی همه‎ی شرایط گفته شده را ندارند.

علت اصلی چسبیده‎نویسی این کلمه‎ها به‎صورت کلی در مدخل «پسْ‎واژه‎ها» در صفحه‎های 83 تا 87، و به‎صورت ویژه در مدخل «دار» در صفحه‎های 128 تا 129 «شیوه‎نامه» آمده است.

علت چسبیده بودن کلمه‎ی «آشپز» و کلمه‎هایی از این دست نیز دوهجایی بودن آن‎هاست نه علت یاد شده. (به مدخل «اسم فاعل/ صفت فاعلی مرکب» در صفحه‎های 59 تا 60 «شیوه‎نامه» نگاه کنید.)

 

26.1- پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

به اعتقاد آقای سرمستانی علتی که برای جدا نویسی این گونه کلمات بیان شده صحیح نیست. و علت چسبیده بودن کلمة «آشپز» و کلمه‏هایی از این دست را دو هجایی بدون آن‏ها ذکر کرده است. البته در صفحة 13 مقدمة فرهنگ املایی خطّ فارسی،‌در خصوص این قبیل کلمات چنین آمده است: از کلمات مرکبی که جزء دوم آن‏ها تک هجایی است و جنبة اداری و صنفی یافته و طبق دستور خط می‏بایست پیوسته نوشته شوند، تنها آن‏هایی به صورت پیوسته آمده‏اند که به علت کثرت استعمال به یک شکل نگارشی نهادینه شده‏اند، مانند: استاندار، آشپز، بنکدار، جانباز. مواردِ استثنا آن‏هایی است که هم به صورت پیوسته و هم به صورت جدا به کار می‏روند، مانند: صافکار/ صاف کار، تحصیلدار/ تحصیل‏دار، بانکدار/ بانک‏دار، هتلدار/هتل‏دار.

پاسخ 42  نویسنده

 پاسخ شماره­ی 10 برای این بند نیز مناسب است، ولی در بیانی دیگر می­توان گفت که: رویکرد نادرست فرهنگستان درباره­ی قاعده نویسی ،در کتاب «فرهنگ املایی...» نیز ادامه یافته است و پاسخ­ نقل شده از این کتاب نیز دارای نادرستی­هایی است که به علت خارج بودن از موضوع این نوشته (کاستی­ها و نادرستی­های دستور خط فارسی) به آن­ها نمی­پردازم.

 

27 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 41 در بند 1 (یکی از موارد الزامی جدانویسی کلمات مرکب) چنین آمده است:

”ترکیبات اضافی (شامل موصوف‎وصفت، و مضاف‎‎ومضاف‎الیه)؛ مانند دست‎کم، شورای‎عالی، حاصل‎ضرب، صرف‎نظر، سیب‎زمینی، آب‎میوه، آب‎لیمو.“

علت بیان شده در بند 1 برای «جدانویسی کلمات مرکب» علت اصلی و درستی نیست، زیرا ترکیبات اضافی فراوانی هستند که همین شرط را دارند ولی پیوسته نوشته می‎شوند (مانند: یخچال، لبخند، آبرو، شبنم، ماهرخ، شاهراه، شاهپور، کامران و...)

علت اصلی جدا بودن این نوع کلمه‎ها چندهجایی بودن آن‎هاست و علت پیوسته‎نویسی مثال‎هایی نیز که در بالا در پرانتز آورده شده، دوهجایی بودن آن‎هاست. (برای توضیح قاعده‎ی بیان شده در بند 1 دستور خط، به مدخل «مضاف و مضاف‎الیه» در صفحه‎های 164 تا 166، و مدخل «صفت مرکب» در صفحه‎های 136 تا 139 «شیوه‎نامه» نگاه کنید.)

 

27.1- پاسخ فرهنگستان (هم رد و هم تأیید)

آقای سرمستانی علت بیان شده برای جدا نویسی این قبیل ترکیبات را صحیح نمی‏داند. زیرا متعقد است ترکیبات فراوانی هستند که همین شرط را دارند ولی پیوسته نوشته می‏شوند (مانند یخچال، لبخند، آبرو، شبنم، ماهرخ، شاهراه، شاهپور، کامران) علت اصلی جدا بودن این نوع کلمه‏ها را چند هجایی بودن آن‏ها می‏داند و علت پیوسته نویستی مثال‏های داخل پرانتز را دو هجایی بودن آن‏ها. البته لازم به ذکر است در متن پیشنهادی دستور خط، این قاعده به صورت زیر آمده بود: واژه‏های مرکب در موارد زیر جدا نوشته می‏شود: 1) ترکیبات اضافی (شامل موصف و صفت؛ و مضاف و مضاف الیه) که در پایان جزء اول آن‏ها نشانة اضافه ملفوظ شود: دست کم، شورای عالی، حاصل ضرب، صرف نظر، به عقیدة بنده پیوسته نویسی واژه‏های داخل پرانتز به این دلیل است که بر اثر کثرت استعمال به این شکل بسیط گونه شده‏اند.

پاسخ 43  نویسنده

 طبق  تعریف ما و شما از بسیط­گونه، همه­ی این واژه­ها ویژگی بسیط­گونه را ندارند. کثرت استعمال هم ملاکی برای بسیط­گونه بودن نیست. اما حالا که  ویژگی مشترک همه­ی واژه­های درون پرانتز «دوهجایی بودن» آن­هاست، چرا این ویژگی (علت) را نادیده می­گیرید و با زحمت به دنبال علتی دیگر می­گردید. چرا اصرار دارید که لقمه را از پشت سر به دهان بگذارید؟

 

28 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 42 در تبصره‎ی بند 7 آمده است:

”تبصره: هر دو صورت نوشتاری «باسمه‎تعالی» و «بسمه‎تعالی» جایز است.“

بر همین پایه کلمه‎ی «بسمه‎تعالی» نیز باید به همین صورت (و نه به‎صورت «باسمه‎تعالی») نوشته شود. ضمن آن‎که در صفحه‎ی 9 کتاب «دستور خط فارسی»، ذیل «اصل حفظ استقلال»، ملاک شیوه‎ی نوشتن موارد نزدیک به این عبارات، یعنی شیوه‎ی نوشتن آیات و روایات، «پی‎روی از رسم‎الخط قرآن» بیان شده است و در 114 جای قرآن کریم، این عبارت به‎صورت «بسم‎ا...» آمده است، نه به‎صورت «باسم‎ا...»، پس، از بین دو صورت نوشته شده، صورت «بسمه‎تعالی» برگزیده است.

 

28.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

آقای سرمستانی صورت «بسمه تعالی» را صحیح می‏داند و نه به «باسمه تعالی» زیرا به گفتة وی در 114 جای قرآن کریم این عبارت به صورت «بسم الله» آمده نه به صورت «باسم الله». البته علت انتخاب دو صورت دردستور خط پیش از این ذکر شده است.

پاسخ 44  نویسنده

 در پاسخ شماره­ی 10 در این باره توضیح دادم و ضمن افزودن یک مورد به 114 مورد پیش، نوشتم که صورت «بسم الله» در 115 جای قرآن کریم ( در آغاز 111سوره، در آغاز و آیه­ی 30 سوره­ی نمل، و در آغاز و آیه­ی 41 سوره­ی هود) آمده است.

 

29 ـ کاستی

در صفحه‎ی 42 در بند 8، در بیان یکی از موارد جدانویسی واژه‎های مرکب آمده است:

]هنگامی‎که[ یک جزء از واژه‎های مرکب عدد باشد؛ مانند پنج‎تن، هفت‎گنبد، هشت‎بهشت، نُه‎فلک، ده‎چرخه.“

علت بیان شده در این بند برای پیوسته‎نویسی واژه‎های مرکب، علت فراگیری (جامعی) نیست؛ زیرا برخی از ترکیبات دیگر نیز که یک جزء آن‎ها عدد است چسبیده‎ نوشته می‎شوند (مانند: یکصد،‌ هفتصد، (دره‎ی) پنجشیر، (شهر) هفتگل، و (پرنده‎ی افسانه‎ای) سیمرغ. این ترکیبات (ترکیبات عددی)، قواعد ویژه‎ی خود را دارند (که در صفحه‎های 108 تا 110 «شیوه‎نامه» زیر مدخل «ترکیبات عددی» به‎صورت مشروح بیان شده است).

بنابراین اگر استثناها نیز ذکر شوند، می‎توان این علت را نیز جزو علت‎های نه‎گانه‎ی جدانویسی واژه‎های مرکب دوهجایی نوشت (که در صفحه‎ی 177 «شیوه‎نامه» آمده است). ولی اگر استثناها ذکر نشود، قاعده دارای کاستی است.

 

29.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

به اعتقاد آقای سرمستانی علت بیان شده برای جدا نویسی واژه‏های مرکب علت فراگیر و جامعی نیست، زیرا برخی از ترکیبات دیگر نیز که یک جزء آن‏ها عدد است چسبیده نوشته می‏شوند (مانند یکصد، هفتصد، (درة) پنجشیر (شهر) هفتگل و (پرندة افسانه‏ای) سیمرغ. البته شاید بهتر بود در آنجا توضیح داده می‏شد به استثنای ترکیباتی که در اثر کثرت استعمال به صورت یک شکل نگارشی نهادینه شده‏اند.

پاسخ 45  نویسنده

 «کثرت استعمال» ملاک نیست، «قاعده» ملاک است. کثرت استعمال ملاک ثابت و قطعی نیست؛ زیرا در دوره­های گوناگون تاریخی-زمانی متفاوت است. همان گونه که صورت­های نوشتاری برخی کلمه­ها که در نوشته­های قدیم رواج (کثرت استعمال) داشته، امروز دیگر کثرت استعمال ندارد. اما تاریخ مصرف«قاعده­ی روشن، قطعی، مستدل، و جامع» هیچ­گاه نمی­گذرد و قاعده همیشه می­تواند همراه با زبان، زنده بماند.

 

30 ـ کاستی

در صفحه‎ی 42 در بند 10، یکی دیگر از موارد الزامی جدانوسی کلمه‎های مرکب چنین آمده است:

]هنگامی‎که[ کلمه‎ با پیوسته‎نویسی، طولانی یا نامأنوس یا احیاناً پردندانه شود؛ مانند: عافیت‎طلبی، مصلحت‎بین، پاک‎ضمیر، حقیقت‎جو.“

ملاک‎های «طولانی‎بودن»، «نامأنوس بودن» و «پردندانه بودن» اگر تعریف و معین شوند و حد و مرز آن‎ها معین شود، از سلیقه‎ی فردی خارج می‎شوند و در نتیجه ملاک‎های خوبی برای جدانویسی خواهند بود. ولی در این‎جا تعریفی از این ملاک‎ها داده نشده است؛ یعنی بیان نشده که «اگر چند حرف به‎هم بچسبند کلمه، طولانی نامیده می‎شود؟» یا «اگر کلمه دارای چند دندانه باشد، پردندانه نامیده می‎شود؟» در نتیجه این‎ها بسته به سلیقه‎ی افراد، قشرهای مختلف، زمان، مکان و... متفاوت هستند؛ زیرا برای مثال، در متون قدیم، صورت «مؤلفگوید» صورتی نامأنوس نبوده، ولی امروزه، این صورت نامأنوس است، و در آینده نیز معلوم نیست که مأنوس باشد یا نباشد.

ملاک‎های زشت شدن کلمه‎ها در صورت چسبیده‎نویسی، در صفحه‎های 186 تا 198 «شیوه‎نامه» زیر مدخل «واژه‎های مرکب زشتْ‎چسبان» تعریف و معین شده است. البته این ملاک‎ها برای صورت دوهجایی کلمه‎هاست، و علت اصلی جدانویسی مثال‎های ذکر شده در بند پیش‎گفته (بند 10) چندهجایی بودن آن‎هاست (که در صفحه‎ی 177 «شیوه‎نامه» آمده است).

 

30.1- پاسخ فرهنگستان (تأیید کاستی)

 البته این ایراد بجاست، زیرا می­بایست حد ومرز ملاک های ارائه شده مشخص باشد. یعنی توضیح داده شود که منظور از طولانی بودن و یا نامأنوس بودن چیست.

پاسخ پاسخ 46  نویسنده

 خدا رحمت کند رفتگان و ماندگان شما را  که بدون توضیح و مقاومت پذیرفتید.

 

30.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (رد کاستی)

 البته شاید بتوان برای طولانی بودن و یا پر دندانه بودن تعریفی ارائه نمود. ولی ملاک نامأنوس بودن کاملاً سلیقه­ای است.

پاسخ 47  نویسنده

 «نامأنوس بودن» ملاک بیان شده از سوی فرهنگستان است، نه از سوی بنده. نامأنوس بودن سلیقه­ای است، و براثر زشت شدن واژه پدید می­آ­ید (یعنی ملاکی تبعی است ، نه اصلی). برای همین، بنده در کتاب «شیوه­نامه...»، «زشت شدن واژه» را به عنوان یکی از  ملاک­های نه­گانه­ی جدا نویسی واژه­های مرکب دوهجایی (در مدخل واژه­های مرکب) آورده، و برای زشت شدن نیز  (درمدخل واژه­های مرکب زشت­چسبان) هفت ملاک آورده­ام تا «زشتی-زیبایی» واژه را  تعریف و از تابعیت سلیقه خارج کنم. بنابر این با تعریف «زشتی واژه»، «نامأنوسی» آن نیز خودبه خود تعریف، و از تابعیت  سلیقه خارج خواهد شد.

 

30.3- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (تأیید کاستی)

 البته ملاک های دیگری هم در دستور خط هست که حد و مرز آن به طور دقیق مشخص نشده است مانند پربسامد بودن. البته بنده چندین بار در شورای فرهنگ املایی و حتی شورای فرهنگستان به این قبیل ملاک ها اشاره نموده ام. ولی متأسفانه در این خصوص هیچ گونه واکنشی نشان داده نشده است.

پاسخ 48  نویسنده

 انشاءا... واکنش نشان داده شود.

 

31 ـ کاستی

در صفحه‎ی 42 در تبصره‎ی بند 8 آمده است:

”تبصره: به استثنای عدد یک، که بسته به مورد و با توجه به قواعد دیگر، با هر دو املا صحیح است؛ مانند یکسویه/ یک‎سویه، یکشبه/ یک‎شبه، یکسره/ یک‎سره، یکپارچه/ یک‎پارچه.“

شیوه‎ی نوشتن کلمه‎هایی مانند «یکسویه/ یک‎سویه و...»، «بسته به مورد و با توجه به قواعد دیگر» بیان شده است، ولی از آن‎جا که توضیحی درباره‎ی «مورد و قواعد دیگر» نیامده، این تبصره مبهم است و شیوه‎ی خط این کلمه‎ها را مشخص نمی‎کند. (قواعد عدد «یک» در ترکیب با واژه‎های دیگر، در صفحه‎های 219 تا 220 «شیوه‎نامه» آمده است.)

 

31.1- پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

 توضیح این قاعده در صفحۀ 16 فرهنگ املایی خطّ فارسی آمده که پیش از این شرح آن از نظر گذشت.

پاسخ 49  نویسنده

 پاسخ­های شماره­ی 1 و3 برای این بند هم مناسب است. درباره­ی مواردی که به فرهنگ املایی ارجاع داده­اید نیز در پاسخ شماره­ی 10 مطالبی آورده­ام.

 

32 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 42، تبصره‎ی بند 9، مثال‎های تشنگان، خفتگان، هفتگی و بچگی، مربوط به مبحث ترکیبات نیست، زیرا این کلمه‎ها جزو ترکیبات نیستند، بلکه فقط «ان» جمع و «ی» نسبت با واسطه‎ی «گِ» میانجی به آن‎ها افزوده شده است. این کلمه‎ها باید در مدخل خود بحث شوند.

 

32.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح همراه با رد)

 در صفحۀ 42، تبصره 9 در خصوص «کلمه های مرکبی» که جزء اول آن ها به های غیر ملفوظ ختم می شود آمده است: کلمه هایی مانند تشنگان، خفتگان، هفتگی، بچگی که در ترکیب، های غیر ملفوظ آن ها حذف شده و به جای آن و «گ» میانجی آمده است، از این قاعده مستثناست. البته آوردن این تبصره تنها یک یادآوری است، زیرا در این خصوص در پانوشت صفحۀ 27 دستور خط توضیحاتی ارائه شده است، به صورت زیر: های غیر ملفوظ در الحاق به یای مصدری حذف می شود و گُ، میانجی به جای آن می آید: بندگی. در چند کلمه «های» غیر ملفوظ در الحاق به یای نسبت افتاده و گُ، میانجی اضافه شده است: خانگی، همیشگی، هفتگی.

پاسخ 50  نویسنده

 قاعده ایرادی ندارد، ولی بیان آن نادرست است؛ زیرا  این موارد (تشنگان، خفتگان، هفتگی، بچگی) «ترکیب» هستند،نه «واژه­ی مرکب»؛ و چون  واژه­ی مرکب نیستند، نباید در مبحث واژ ه­های  مرکب بیایند.

 

33 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 42 در بند 12 یکی از موارد الزامی جدانویسی کلمه‎های مرکب به شکل زیر بیان شده است:

]هنگامی‎که[ یک جزء کلمه‎ی مرکب صفت مفعولی یا صفت فاعلی باشد؛ مانند: اجل رسیده، نمک‎پرورده، اخلال‎کننده، پاک‎کننده.“

علت بیان شده برای جدانویسی کلمه‎ی مرکب، علت اصلی و درستی نیست؛ زیرا کلمه‎های مرکب دیگری نیز هستند که یک جزء آن‎ها صفت فاعلی یا صفت مفعولی است ولی پیوسته نوشته می‎شوند؛ مانند: طرفدار، بُنکدار، پاسدار، کامران، نامجو... و دستباف، دستچین، دستدوز و... . (قواعد «صفت فاعلی» در صفحه‎های 56 تا 60، و قواعد «صفت مفعولی» در صفحه‎ی 61 «شیوه‎نامه» بیان شده است.)

علت اصلی جدانویسی مثال‎های آورده شده، چندهجایی بودن آن‎هاست، همان‎گونه که صورت‎های دوهجایی صفت فاعلی و صفت مفعولی ـ چنان‎که در مثال‎های بالا آمده ـ چسبیده نوشته می‎شوند.

 

33.1- پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

به نظر آقای سرمستانی علت بیان شده برای جدانویسی ترکیبات بالا [اجلرسیده، نمک‎پرورده، اخلال‎کننده، پاک‎کننده] علت اصلی و درستی نیست. زیرا کلمه های مرکب دیگری نیز هستند که یک جزء آن ها صفت فاعلی یا صفت مفعولی است ولی پیوسته نوشته می شوند؛ مانند طرفدار، بنکدار، پاسدار، کامران، نامجو،... و دستباف، دستچین، دستدوز و... وی علت اصلی جدانویسی آن ها را چندهجایی بودن آن ها ذکر کرده است.

در فرهنگ املایی صورت های «طرف دار، دست باف، دست دوز و دست چین» جدا آمده اند. توضیح مربوط به این قبیل ترکیبات که جزء دوم آن ها بن مضارع فعل است در صفحۀ 16، بند 8 فرهنگ املایی خطّ فارسی آمده است. و توضیح مربوط به بنکدار، پاسدار هم در صفحۀ 13، بند2 آمده است. توضیح مربوط به نامجو که به در صورت نام جو/ نامجو آورده شده است، در صفحۀ 12 بند 2 فرهنگ املایی آورده شده است.

پاسخ 51  نویسنده

  پاسخ شماره­ی  10 برای این بند هم  مناسب است.

 

34 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 43، در بند 14، علت دیگری برای جدانویسی الزامی کلمه‎های مرکب به‎شرح زیر آمده است:

]هرگاه[ جزء آغازی یا پایانی آن بسامد زیاد داشته باشد؛ مانند نیک‎بخت، هفت‎پیکر، شاه‎نشین، سیاه‎چشم.“

پُربسامد بودن یک جزء از واژه‎ی مرکب، علت اصلی برای جدانویسی آن نیست؛ زیرا کلمات مرکب دیگری هستند که همین ویژگی را دارند ولی پیوسته نوشته می‎شوند (مانند خود کلمه‎ی نیکبخت و کلمه‎های نیکدل، نیکنام، نیکروز، نیکمرد، هفتگل، هفتصد، شاهراه، شاهپور، همکار، همسر، همرزم، همراه و...).

علت اصلی جدانویسی کلمه‎های به‎کار رفته در بند 12 (به‎جز نیکبخت که دوهجایی است و باید چسبیده نوشته شود) چندهجایی بودن آن‎هاست.

34.1- پاسخ فرهنگستان (تأیید نادرستی)

به اعتقاد آقای سرمستانی علت اصلی جدانویسی این واژه های مرکب ملاک ارائه شده نیست زیرا کلمات مرکب دیگری هم هستند که همین ویژیگی را دارند ولی پیوسته نوشته می‏شوند (مانند کلمۀ نیکبخت، نیکدل، نیکنام، نیکروز، نیکمرد، هفتگل، هفتصد، شاهراه، شاهپور، همکار، همسر، همرزم، همراه). وی علت اصلی جدانویسی این کلمه ها را چندهجایی بودن آن ها ذکر کرده است.

به عقیدۀ بنده هم این ملاک، ملاک دقیق و مشخص برای جدانویسی واژه های مرکب فوق نیست. زیرا در این مشخص نشده که منظور از پربسامد بودن، چیست یعنی ملوم نیست چند بار تکرار واژه و در کدام پیکره پربسامد محسوب می شود.

پاسخ 52 نویسنده

 تا این­جا از تأیید شما سپاس­گزارم.

 

34.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (هم رد و هم تأیید)

البته مثال های داخل پرانتز در دستور خط فرهنگستان هر یک قاعدۀ خاص خود را دارند که براساس آن پیوسته یا جدا نوشته می‏شوند.

پاسخ 53  نویسنده

 البته بنده نیز به هر یک از این قواعد ایرادهایی وارد کرده و پاسخ مناسبی دریافت نکرده­ام.

 

35 ـ نادرستی

در صفحه‎ی 43، در بند 15، علت دیگر چنین بیان شده است:

”هرگاه با پیوسته‎نویسی، اجزای ترکیب معلوم نشود و احیاناً ابهام معنایی پدید آید؛ مانند پاک‎نام، پاک‎دامن، پاک‎رأی، خوش‎بیاری.“

علت بیان شده برای جدانویسی واژه‎های مرکب علت خوبی است (البته در مورد واژه‎های مرکب دوهجایی پاک‎نام و پاک‎رأی اصل بر چسبیده‎نویسی آن‎ها به‎صورت «پاکنام» و «پاکرأی» است). ولی مثال‎هایی که آورده شده مثال‎های مناسبی نیستند؛ زیرا دست کم در سه کلمه‎ی نخست، اجزای ترکیب معلوم است و پیوسته‎نویسی موجب ابهام معنایی نمی‎شود. (مثال‎هایی که در صفحه‎های 192 تا 193 «شیوه‎نامه» آورده شده، مثال‎های مناسبی برای این بند هستند.)

 

35.1- پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

به اعتقاد آقای سرمستانی علت بیان شده علت خوبی برای جدانویسی نیست

پاسخ 54  نویسنده

 بنده گفته­ام «علت خوبی است، ولی...»

 

 

35.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (رد نادرستی)

 و به اعتقاد وی واژه های مرکب دو هجایی پاک­نام و پاک­رأی، می بایست به صورت چسبیده پاکنام، وپاکرأی، نوشته شوند که به عقیدۀ بنده جدانویسی آن ها موجب می شود که اجزای ترکیب معلوم شود و قرائت آن ها آسان تر شود.

پاسخ 55  نویسنده

 باید چسبیده نوشته شوند، زیرا دوهجایی هستند، و جزو 9 گروه­واژه­ی دو هجایی  که باید جدا نوشته شوند، نیستند. اجزای آن­ها نیز معلوم است و خواندن (قرائت) آن­ها نیز سخت نیست.

 

35.3- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

 در ضمن وی معتقد است سه مثال نخست یعنی پاک نام، پاک دامن و پاک رأی مثال های مناسبی نیستند و در آن ها اجزای ترکیب معلوم است و پیوسته نویسی موجب ابهام معنایی نمی شود.

پاسخ 56  نویسنده

 ابهام معنایی هنگامی پدید می­آید که صورت املایی واژه­ای بر اثر چسبیده نویسی- همانند واژه­ای دیگر شود و در نتیجه مانند آن خوانده و به­اصطلاح، «دگرگون» شود (مثلاً هنگامی که واژه­­ای براثر چسبیده نویسی همانند «بیخبر» نوشته و خوانده شود، ولی در واقع «بیخ­بُر» باشد). این واژه­ها (پاکنام و پاکرأی) با چسبیده نویسی دگرگون نمی­شوند (زیرا مانند واژه­ای دیگر نوشته و خوانده نمی­شوند)، ولی صورت نوشتاری آ ن­ها مخالف صورت  مورد توقع -یا شاید صورت رایج- می­شود و در نتیجه «توهم ابهام معنایی» را ایجاد می­کند ، نه خود ابهام را. بنده باآن­که در کتاب «شیوه­نامه...» واژه­های مرکب دو هجایی را چسبیده دانسته­ام، به این نکته هم توجه کرده و یکی از موارد نه­گانه­ی جدا نویسی آن­ها را همین مورد (دگرگون شدن) ذکر کرده­ام. و با توجه به همین نکته، دو مورد ذکر شده  (پاکنام و پاکرأی) جزو مصداق­های «دگرگون شدن» نیستند.

 

36 ـ کاستی

کتاب «دستور خط فارسی» برای نوشتن گروهْ واژه‎هایی که در پی می‎آید قاعده‎‎ای نداده است:

 

1.36 ـ اسم ابزار مرکب و واژه‎های مرکب چندجزئی:

چندهجایی[3]:

آجیل‎خوری/ آجیلخوری                         آب‎گرمکن/ آبگرمکن/ آب‎گرم‎کن/ آبگرم‎کن

پیش‎دستی/ پیشدستی                             تخم‎مرغ همزن/ تخم‎مرغ هم‎زن

دست‎شویی/ دستشویی                           چای‎صافکن/ چایصافکن/ چای‎صاف‎کن/ چایصاف‎کن

2.36 ـ اسم خاص مرکب:

دوهجایی:

چندهجایی:

شاهرخ/ شاه‎رخ

شهروز/ شه‎روز

شهناز/ شه‎ناز

مهدخت/ مه‎دخت

می‎گل/ میگل

می‎نوش/ مینوش

علی‎رضا/ علیرضا

علی‎محمّد/ علیمحمد

اردی‎بهشت/ اردیبهشت

مهدی‎یار/ مهدیار

علی‎نقی/ علینقی

36.3 ـ اسم زمان مرکب:

دوهجایی:

سالروز/ سال‎روز

سالمرگ/ سال‎مرگ

سالگرد/ سال‎گرد

چندهجایی:

خروس‎خوان/ خروسخوان

 

4.36 ـ اسم عام مرکب:

دوهجایی:

آبدوغ/ آب‎دوغ

آبقند/ آب‎قند

آبگوشت/ آب‎گوشت

کاهگل/ کاه‎گل

چندهجایی:

بزرگ‎راه/ بزرگراه

سیاه‎چال/ سیاهچال

سیاه‎دانه/ سیاهدانه

عدس‎پلو/ عدسپلو

به‎لیمو/ بهلیمو

5.36 ـ اسم مکان مرکب:

دوهجایی:

آبخیز/ آب‎خیز

راهرو/ راه‎رو

6.36 ـ «ان» جمع:

تشنگان/ تشنه‎گان

بندگان/ بنده‎گان

آزادگان/ آزاده‎گان

7.36 ـ بدین، بدان:

بدین‎جهت/ بدینجهت                                           بدین‎وسیله/ بدینوسیله

بدین‎سان/ بدینسان                                     بدان‎جهت/ بدانجهت

8.36 ـ پسْ‎واژه‎ها[4]:

کتابخانه/ کتاب‎خانه

چاپخانه/ چاپ‎خانه

توپخانه/ توپ‎خانه

وزارتخانه/ وزارت‎خانه

خلافکار/ خلاف‎کار

درستکار/ درست‎کار

 

سیهکار/ سیه‎کار

گچکار/ گچ‎کار

فصلنامه/ فصل‎نامه

قطعنامه/ قطع‎نامه

ماهنامه/ ماه‎نامه

شاهنامه/ شاه‎نامه

9.36 ـ ترکیبات افزوده:

اشک‎ریزان/ اشکریزان

موج‎زنان/ موجزنان

خوش‎بختانه/ خوشبختانه

خوش‎بینانه/ خوشبینانه

راه‎بندان/ راهبندان

نان‎بندان/ نانبندان

دم‎پختک/ دمپختک

شیب‎راهه/ شیبراهه

سخت‎کامه/ سختکامه

جانبدارانه/ جانب‎دارانه

رامشگرانه/ رامش‎گرانه

سازشکارانه/ سازش‎کارانه

شرافتمندانه/ شرافت‎مندانه

 

10.36 ـ ترکیبات «ی» دار:

روی‎زرد/ رویزرد

می‎خوش/ میخوش

چایخانه/ چای‎خانه

چایکار/ چای‎کار

الهی‎نامه/ الهینامه

گواهی‎نامه/ گواهینامه

چربی‎دار/ چربیدار

پی‎دار/ پیدار

نی‎دار/ نیدار

شانسی‎دار/ شانسیدار

می‎خانه/ میخانه

رویداد/ روی‎داد

رویکرد/ روی‎کرد

    پیگرد/ پی‎گرد

 

11.36 ـ ته:

ته‎بند/ تهبند

ته‎جوش/ تهجوش

ته‎چین/ تهچین

ته‎دیگ/ تهدیگ

ته‎رنگ/ تهرنگ

ته‎گرد/ تهگرد

ته‎مانده/ تهمانده

 

12.36 ـ جزء، جزو

جزء لاینفک/ جزو لاینفک

جزء پایدار/ جزو پایدار

جزء اصلی/ جزو اصلی

دو جزء کلمه‎ی مرکب/ دو جزو کلمه‎ی مرکب

سه جزء کتاب درسی/ سه جزو کتاب درسی

قوی‎ترین جزء مجموعه/ قوی‎ترین جزو مجموعه

جزو وظایف/ جزء وظایف

جزو خانواده/ جزء خانواده

جزو کلاس/ جزء کلاس

13.36 ـ صفت مرکب:

دوهجایی:

پیلتن/ پیل‎تن

سنگدل/ سنگ‎دل

شبکور/ شب‎کور

خوشحال/ خوش‎حال

خوشفکر/ خوش‎فکر

چندهجایی:

خوش‎چهره/ خوشچهره

خوش‎کردار/ خوشکردار

دل‎داده/ دلداده

روشن‎فکر/ روشنفکر

فرهنگ‎دوست/ فرهنگدوست

سیاه‎پوست/ سیاهپوست

14.36 ـ کدام:

کدام‎شخص/ کدامشخص

کدام‎کس/ کدامکس

15.36 ـ کم:

کم‎باد/ کمباد

کم‎پول/ کمپول

کم‎جان/ کمجان

کم‎چرب/ کمچرب

کم‎حال/ کمحال

کم‎حرف/ کمحرف

کم‎خواب/ کمخواب

کم‎رو/ کمرو

کم‎سال/ کمسال

 

16.36 ـ اسم مصدر:

انسان‎شناسی/ انسانشناسی

باطری‎سازی/ باطریسازی

شاسی‎کشی/ شاسیکشی

بستان‎کاری/ بستانکاری

پیش‎روی/ پیشروی

پیش‎گویی/ پیشگویی

تنگ‎دستی/ تنگدستی

فرمان‎دهی/ فرماندهی

سازمان‎دهی/ سازماندهی

جست‎وجو/ جستجو

رفت‎وروب/ رفتروب

شست‎وشو/ شستشو

گفت‎وگو/ گفتگو

پیشرفت/ پیش‎رفت

چشمداشت/ چشم‎داشت

پسرفت/ پس‎رفت

بزرگ‎داشت/ بزرگداشت

صلاح‎دید/ صلاحدید

عمل‎کرد/ عملکرد

گرامی‎داشت/ گرامیداشت

17.36 ـ معنی/ معنا

بی‎معنی/ بی‎معنا

بدین‎معنی که/ بدین‎معنا که

معنی کلمه/ معنای کلمه

معنی‎بین/ معنابین

افزایش معنا/ افزایش معنی

حداکثر معنا/ حداکثر معنی

با همه‎ی معنا/ با همه‎ی معنی

به‎تمام معنا/ به تمام معنی

18.36 ـ نام خانوادگی مرکب:

(علی) رویین‎تن/ رویینتن                             (لیلا) شاه‎میرولد/ شاهمیرولد

(رضا) حسن‎پور/ حسنپور                             (سمانه) حسن‎زاده/ حسنزاده

(نیره) علی‎لو/ علیلو                                   (امیر) ایران‎شاهی/ ایرانشاهی

(محمّد) شاه‎مرادی/ شاهمرادی                                (رضا) شاه‎قلی/ شاهقلی

19.36 ـ واژه‎های مرکب چندجزئی:

پول خرجکن/ پول‎ خرج‎کن

توپ جمعکن/ توپ جمع‎کن

جوجه سرخکن/ جوجه سرخ‎کن

سرمهماندار/ سرمهمان‎دار

سوزن نخکن/ سوزن نخ‎کن

آبشش‎دار/ آبششدار

20.36 ـ ملاک‎های زشت شدن واژه‎های مرکب

باید ملاک‎هایی بیان شود که مشخص کند واژه‎های مرکب اگر چسبیده نوشته شوند، در چه صورت یا صورت‎هایی زشت نامیده می‎شوند؛ تا زشت یا زیبا دانستن صورت کلمه‎ها از سلیقه‎ی افراد خارج شود؛ زیرا از آن‎جا که سلیقه‎های افراد ناهمانند است، کتاب دستور خط، تعیین هیچ چیزی را نباید به سلیقه‎ی افراد واگذار کند.

 

36.1- پاسخ فرهنگستان (توضیح همراه با رد)

 همان گونه که پیش از این گفته شد، در دستور خط تنها مواردی که الزاماً جدا و یا الزاماً پیوسته نوشته می شوند ارائه شده است و بقیۀ موارد به عهدۀ نویسنده گذاشته شده است که علت آن در مقدمۀ دستور خط آمده است.

پاسخ 57 نویسنده

  پاسخ­های شماره­ی  1 و3 برای این بند هم  مناسب است.

 

36.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

فرهنگ املایی خط فارسی سعی کرد تا آنجا که امکان دارد املای کلماتی را که در دستور خط به عهدۀ سلیقه و ذوق نویسندگان گذاشته شده بود، بیشتر قاعده مند سازد یا شیوۀ مرجّح خود را که در بسیاری از موارد اختیار دو املاست، در آن بگنجاند. به هر حال در فرهنگ املایی خطّ فارسی، مواردی که کاملاً قطعی و مشخص نبوده و یا قاعدۀ آن در دستور خط نیامده، تا حدودی تحت قاعده درآمده و شکل صحیح املایی آن ها مشخص شده است. بسیاری از این موارد در مقدمۀ فرهنگ املایی توضیح داده شده است.

پاسخ 58  نویسنده

 در کتاب «فرهنگ املایی» باید فقط «واژه­ها» برپایه­ی قواعد کتاب «دستور خط» آورده شود؛ و در مقابل، قاعده­ی تک تک واژه­های فرهنگ املایی نیز باید در کتاب «دستور خط» باشد. به زبان دیگر دستور خط باید فقط قاعده و شماری واژه برای نشان دادن قاعده داشته باشد، و فرهنگ املایی باید فقط املای واژه­ها را در خود جا داده باشد، که اکنون چنین نیست.  توضیحات مفصل دیگری نیز درباره­ی این بند در پاسخ شماره­ی 10 داده­ام.

 

36.3- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید)

به طور کلی می توان مواردی را که آقای سرمستانی در بند 36 نامۀ خود عنوان کرده است، به صورت زیر دسته بندی کرد:

1) کلمه های مرکبی که جزء دوم آن ها بن مضارع فعل است، مانند خروس خوان، جانب دار و نظایر آن ها که توضیحات مربوط به آن ها در صفحۀ 16 فرهنگ املایی آمده است.

2) مرکب هایی که با پیوسته نویسی اجزای آن ها معلوم نمی شود و ابهام معنایی ایجاد می‏گردد، مانند می خوش (میخوش)، می گل (میگل)، می نوش (مینوش)، کمحال، کمجان، کمباد، تهچین، تهبند و نظایر آن.

3) کلمه های مرکب متشکل از دو اسم فارسی: این قبیل کلمه ها در فرهنگ املایی جدا نوشته شده اند مگر در اثر کثرت استعمال به صورت یک شکل نگارشی نهادینه شده باشند، مانند سالروز. در خصوص املای کلمات مرکب دو املایی که یک صورت آن ها نهادینه شده است، مانند دست مزد و دستمزد، دست رنج و دسترنج و غیره در صفحات 12 و 13 فرهنگ املایی توضیحاتی ارائه شده است. در این گونه موارد تنها صورت نهادینه شده در فرهنگ آمده است. دربارۀ کلمات املایی ای که صورت پیوستۀ آن ها از صورت جدای آن ها کاربرد بیشتری دارد، ابتدا صورت جدا و سپس صورت پیوستۀ آن ها آمده است، مانند تجارت خانه- تجارتخانه و نظایر آن.

4) واژه های مختوم به های غیر ملفوظ در صفحۀ 42، بند 9 و تبصرۀ آن توضیح داده شده اند.

5) کلمه های مرکبی که جدا نوشتن آن ها التباس یا ابهام معنایی ایجاد می کند، مانند بهیار(به‏یار) بهروز (به روز)، بهنام (به نام) (دستور خطّ فارسی، ص 41، بند 7)

6) ترکیباتی نظیر رویداد، و رویکرد، که به صورت اسم در آمده اند سر هم نوشته می شوند ولی اگر به صورت فعل به کار روند جدا نوشته می شوند، مانند روی داد، شکل صحیح این ترکیبات در فرهنگ املایی آمده است.

7) مرکب هایی که بیش از دو جزء دارند: در فرهنگ املایی در خصوص این قبیل واژه ها همان شیوۀ جدانویسی اعمال شده است: آب سرد کن، آب گرم کن

8) در فرهنگ املایی تکلیف معنا، و معنی، روشن شده است. معنا/ معنی به همین صورت بادواملا پذیرفته شده ولی معنی، فقط دارای همین یک صورت است، در ترکیباتی نظیر معنی‏دار، معنی شناختی، معنی گذار.

به هر حال، همان گونه که پیش از این گفته شد، برای روشن تر شدن بعضی قواعد و یا برای مواردی که در دستور خط قاعده ای ارائه نشده و تصمیم در مورد آن به عهدۀ نویسنده گذاشته شده است، فرهنگ املایی در مقدمه توضیحاتی ارائه نموده است.

 

پاسخ 59  نویسنده

 بنده 20 گروه­واژه را نام برده­ام که فرهنگستان برای آن­ها قاعده­ای نداده است -البته گروه­واژه­های دیگری هم هست که هنوز ننوشته­ام- و شما این 20 گروه­واژه را  فقط در 8 دسته تقسیم بندی کرده­اید. به­جز پاسخ شماره­ی 10 که برای این بند هم مناسب است، نوشتن نکات زیر نیز درباره­ی این بند لازم است:

(1) کتاب فرهنگ املایی را هنوز بررسی نکرده­ام، اما  -با فرض آن­که این گروه­واژه­ها جزو 20 مدخلی باشند که بنده نام برده­ام- در نامه­ی خود  نوشته بودم که برای این گروه­واژه­ها در کتاب «دستور خط» قاعده­ای نیامده، نه در «فرهنگ املایی».

(2) با فرض این­که کتاب فرهنگ املایی را مکمل کتاب دستور خط فرض کنیم، آوردن  برخی از واژه­های  این 20 گروه­واژه­ در آن کتاب، مشکلی را حل نکرده؛ زیرا  برخی از آن­ها در آن کتاب هم دووجهی مانده­اند (مثلاً: معنی / معنا و تجارت­خانه / تجارتخانه).

(3) علت­های ذکر شده برای چسبسده یا جدا نویسی برخی از این دسته­ها درست نیست؛ زیرا مثلاً درگروه­واژه­های گنجانده شده در دسته­ی 2 و 5 ، ابهام معنایی به عنوان علت جدا نویسی ذکر شده، در حالی که برخی واژه­های مشخص (مانند تک، ته، چشم، خوش، کم، نیم) خودشان به علت تبدیل شده­اند. (روشن­ کردن این جمله نیاز به توضیح بیش­تر دارد که پاسخ را بلند می­کند.)

 

37 ـ کاستی

شایسته و بایسته بود که در کتاب «دستور خط فارسی»، برای آسانی یادگیری، قاعده‎ای فراگیر (کلی و جامع) ‌درباره‎ی همه‎ی انواع ترکیبات بیان می‎شد. جای این قاعده در «دستور خط فارسی» خالی است، ولی مثال‎هایی که در مبحث ترکیبات در صفحه‎های 39 تا 43 کتاب آمده، قاعده‎ی فراگیر واژه‎های مرکب در صفحه‎ی 177 «شیوه‎نامه و املانامه‎ی جامع خط فارسی» به شرح زیر را اثبات می‎کند:

واژه‎های مرکب دو هجایی ـ به‎جز در موارد مشخص[5] ـ چسبیده نوشته می‎شوند.

واژه‎های مرکب چندهجایی ـ به‎جز در موارد مشخص[6] ـ جدا نوشته می‎شوند.

 

به جدول‎های 1 و 2 نگاه کنید:

 

جدول 1

مثال‎های دوهجایی

مبحث واژه‎های مرکب کتاب دستور خط فارسی

ردیف

صورت پیوسته

صورت جدا

ردیف

صورت پیوسته

صورت جدا

1

 

آب‎بان

18

بهنام

 

2

 

پاک‎کن

19

بخشدار

 

3

سوگوار

 

20

آشپز

 

4

آبرو

 

21

 

پول‎مول

5

سیصد

 

22

 

تک‎تک

6

هفتصد

 

23

 

هق‎هق

7

یکتا

 

24

 

خوش‎پُز

8

گلاب

 

25

 

شیک‎پوش

9

پساب

 

26

 

من‎بعد

10

خوشاب

 

27

بهساز

 

11

دستاس

 

28

کهگِل

 

12

چنو

 

29

کهریز

 

13

هشیار

 

30

کُهسار

 

14

غمخوار

 

31

 

پنج‎تن

15

رنگرز

 

32

 

نیک‎بخت

16

بهیار

 

33

 

پاک‎نام

17

بهروز

 

34

 

پاک‎رأی

 

توضیح درباره‎ی جدول 1 و قاعده‎ی واژه‎های مرکب دوهجایی

طبق قاعده‎ی کلی واژه‎های مرکب (صفحه‎ی 117 «شیوه‎نامه»):

واژه‎های مرکب دوهجایی ـ به‎جز در موارد مشخص ـ پیوسته نوشته می‎شوند.

برابر توضیحات داده شده در صفحه‎های 177 و 178 «شیوه‎نامه» موارد مشخص در جدول 1 عبارتند از:

(1) ردیف‎های 1 و 2، کلمه‎ی آب‎بان و پاک‎کن به‎علت آن که جزو «ترکیبات زشت‎ْچسبان» (بند 5 صفحه‎ی 178 شیوه‎نامه) هستند، جدا نوشته می‎شوند.

(2) ردیف‎های 21 و 22 و 23 به‎علت آن که جزو «ترکیبات پی‎درپی» (بند 4 صفحه‎ی 177 شیوه‎نامه) هستند، جدا نوشته می‎شوند.

(3) ردیف 24، به‎علت آن که جزو «ترکیبات بی‎علت» (بند 8 صفحه‎ی 178 شیوه‎نامه) است، جدا نوشته می‎شود.

(4) ردیف‎های 25 و 26 به‎علت آن که جزو «ترکیبات بیگانه/ بیگانه‎دار» (بند 3 صفحه‎ی 177 شیوه‎نامه) هستند، جدا نوشته می‎شوند.

(5) ردیف 31، به‎علت آن که جزو «ترکیبات عددی» (بند 2 صفحه‎ی 177 شیوه‎نامه) است، جدا نوشته می‎شود.

(6) ردیف‎های 32 و 33 و 34 هیچ علتی برای جدانویسی این کلمه‎ها وجود ندارد و باید به‎صورت نیکبخت، پاکنام، و پاکرأی نوشته شوند.

 

جدول 2

مثال‎های چندهجایی

مبحث واژه‎های مرکب کتاب دستور خط فارسی

ردیف

صورت پیوسته

صورت جدا

ردیف

صورت پیوسته

صورت جدا

1

 

نظام‎مند

31

 

صرف‎نظر

2

 

پنج‎گانه

32

 

سیب‎زمینی

3

 

ده‎گانه

33

 

آب‎میوه

4

 

پانزده‎گانه

34

 

آب‎لیمو

5

بیستگانی

 

35

 

دل‎انگیز

6

 

طوطی‎وار

36

 

عقب‎افتادگی

7

 

فردوسی‎وار

37

 

کم‎احساس

8

 

طاووس‎وار

38

 

آیین‎نامه

9

 

پری‎وار

39

 

پاک‎کن

10

بزرگوار

 

40

 

کم‎مصرف

11

خانوار

 

41

 

چوب‎بری

12

نیشکر

 

42

 

چوب‎پرده

13

رختخواب

 

43

 

سنگین‎رنگین

14

یکشنبه

 

44

 

سخن‎گفتن

15

پنجشنبه

 

45

 

نگاه‎داشتن

16

 

دانش‎آموز

46

 

سخن گفتم

17

 

دل‎آگاه

47

 

نگاه داشتم

18

 

زبان‎آور

48

 

پاگون‎دار

19

الفبا

 

49

 

مع‎ذالک

20

کهکشان

 

50

 

علی‎هذا

21

ولنگاری

 

51

 

ان‎شاءالله

22

شاهپسرم

 

52

 

مع‎هذا

23

نستعلیق

 

53

 

باری‎تعالی

24

سکنجبین

 

54

 

حق‎تعالی

25

کهربا

 

55

 

علی‎ای‎حال

26

استاندار

 

56

 

پنج‎تن

27

کتابدار

 

57

 

هفت‎گنبد

28

 

دست‎کم

58

 

هشت‎بهشت

29

 

شورای عالی

59

 

نه‎فلک

30

 

حاصل‎ضرب

60

 

ده‎چرخه


61

یکسویه

یک‎سویه

74

 

اجل‎رسیده

62

یکشبه

یک‎شبه

75

 

نمک‎پرورده

63

یکسره

یک‎سره

76

 

اخلال‎کننده

64

یکپارچه

یک‎پارچه

77

 

پاک‎کننده

65

 

بهانه‎گیر

78

 

سعدی‎صفت

66

 

پایه‎دار

79

 

عیسی‎صفت

67

 

کناره‎گیر

80

 

عیسی‎رشته‎ی

68

 

عافیت‎طلبی

 

 

مریم‎بافته

69

 

مصلحت‎بین

81

 

هفت‎پیکر

70

 

پاک‎ضمیر

82

 

شاه‎نشین

71

 

حقیقت‎جو

83

 

سیه‎چشم

72

 

پای‎برهنه

84

 

پاک‎دامن

73

 

پای‎مالی

85

 

خوش‎بیاری

 

توضیح درباره‎ی جدول 2 و قاعده‎ی واژه‎های مرکب چندهجایی

طبق قاعده‎ی کلی واژه‎های مرکب (صفحه‎ی 177 «شیوه‎نامه»):

 

واژه‎های مرکب چندهجایی ـ به‎جز در موارد مشخص ـ پیوسته نوشته می‎شوند.

 

برابر توضیحات داده شده در صفحه‎های 178 و 179 «شیوه‎نامه»، موارد مشخص در جدول 1 عبارتند از:

(1) ردیف‎های 5، 10 و 11؛ کلمه‎های بیستگانی، بزرگوار و خانوار به‎علت آن که دارای «پسوند چسبان» (بند 2 صفحه‎ی 179 «شیوه‎نامه») هستند پیوسته نوشته می‎شوند. (پسوند «وار» فقط در کلمه‎های سوگوار، بزرگوار، و خانوار پیوسته نوشته می‎شود.)

(2) ردیف‎های 12 و 13 و 14 و 15؛ هیچ ‎علت و قاعده‎ای برای پیوسته‎نویسی کلمه‎های نی‎شکر، رخت‎خواب، یک‎شبه و پنج‎شنبه وجود ندارد و این کلمه‎ها باید به‎صورت جدا (به همین صورت) نوشته شوند نه به‎صورتی که در کتاب «دستور خط» آمده است.

(3) ردیف‎های 19 و 20 و 21؛ کلمه‎های الفبا، کهکشان و ولنگاری به‎علت آن که جزو «ترکیبات بسیط‎گونه» (ردیف 4 صفحه‎ی 179 «شیوه‎نامه») هستند، پیوسته نوشته می‎شوند.

(4) ردیف‎های 22 و 23 و 24؛ کلمه‎های شاهسپرم، نستعلیق و سنکجبین، به‎علت آن که جزو «ترکیبات کم‎شده» (ردیف 3 صفحه‎ی 179 «شیوه‎نامه») هستند، پیوسته نوشته می‎شوند.

(5) ردیف‎های 26 و 27؛ کلمه‎های استاندار و کتابدار به‎علت آن که دارای «پسْ‎واژه» (ردیف 1 صفحه‎ی 179 شیوه‎نامه) هستند، پیوسته نوشته می‎شوند.

(6) ردیف‎های 61، 62، 63 و 64؛ هیچ علتی برای پیوسته‎نویسی کلمه‎های «یکسویه، یکشبه، یکسره و یکپارچه» وجود ندارد و این کلمه‎ها باید به‎صورت جدا نوشته شوند. (کتاب دستور خط فارسی هر دو صورت پیوسته و جدا را «بسته به مورد و قواعد دیگر» درست دانسته است.)

(7) در مثال‎های مبحث ترکیبات (در صفحه‎ی 42 دستور خط فارسی) چهار کلمه‎ی چندهجایی «تشنگان، خفتگان، هفتگی، و بچگی» نیز آمده است، ولی از آن‎جا که این کلمه‎ها جزو کلمه‎های مرکب نیستند («ان» جمع و «ی» نسبت با واسطه‎ی «گِ» میانجی به آن‎ها افزوده شده است)، در جدول 2 گنجانده نشده‎اند.

 

تحلیل بند 37:

تحلیل داشته‎های جدول‎های 1 و 2 نشان می‎دهد که:

(1) در مبحث ترکیبات کتاب دستور خط فارسی 123 مثال (کلمه) به‎کار رفته است که 4 مثال مربوط به مبحث ترکیبات نیست.

(2) از 119 مثال باقی‎مانده 34 کلمه دوهجایی و 85 کلمه چندهجایی هستند.

(3) از 34 کلمه‎ی دوهجایی 12 کلمه به‎صورت جدا نوشته شده است. (که البته دلیلی برای جدانویسی 3 کلمه‎ی نیک‎بخت، پاک‎نام، و پاک‎رأی وجود ندارد، ولی برای 9 کلمه‎ی دیگر علت وجود دارد.) به هر حال، از 34 کلمه‎ی دوهجایی، 22 کلمه پیوسته نوشته شده است.

(4) از 85 کلمه‎ی چندهجایی، 16 کلمه پیوسته، و 4 کلمه به دو صورت پیوسته و جدا نوشته شده است (که برای پیوسته‎نویسی 16 کلمه علت وجود دارد، ولی برای پیوسته‎نویسی 4 کلمه‎ی دیگر علتی نیست). با فرض درست بودن صورت جدای این 4 کلمه، شمار کلمه‎های چندهجایی پیوسته، همان 16 کلمه می‎باشد.

(5) از 85 کلمه‎ی چندهجایی، 69 کلمه به‎صورت جدا نوشته شده است.

 

نتیجه‎ی بند 37:

(1) 65 درصد از کلمه‎های مرکب دوهجایی به‎صورت پیوسته، و 35 درصد آن‎ها به‎صورت جدانوشته شده‎اند، که اگر 35 درصد را جزو موارد مشخصی به‎شمار آوریم که باید جدا نوشته شوند، به قاعده‎ی کلی زیر می‎رسیم:

واژه‎های مرکب دوهجایی ـ به‎جز در موارد مشخص ـ چسبیده نوشته می‎شوند.

 

(2) 81 درصد از ترکیبات چندهجایی به‎صورت جدا و 19 درصد از آن‎ها به‎صورت پیوسته نوشته شده‎اند، که اگر 19 درصد را جزو موارد مشخصی بدانیم که باید پیوسته نوشته شوند، به قاعده‎ی کلی زیر می‎رسیم:

واژه‎های مرکب چندهجایی ـ به‎جز در موارد مشخص ـ جدا نوشته می‎شوند.

 

بنابراین کتاب دستور خط فارسی علت اصلی «دوهجایی یا چندهجایی بودن» را در پیوسته یا جدانویسی واژه‎های مرکب نادیده گرفته و تنها به‎علت‎های فرعی (یا همان موارد مشخص) پرداخته است؛ به زبان دیگر، بیش‎تر علت‎های ذکر شده در کتاب دستور خط برای پیوسته یا جدانویسی واژه‎ها، علت‎های فرعی (یا همان موارد مشخص) است، در حالی که علت اصلی برای پیوسته‎نویسی بیش‎تر واژه‎های مرکب، دوهجایی بودن آن‎ها، و علت اصلی برای جدانویسی بیش‎تر واژه‎های مرکب، چندهجایی بودن آن‎هاست.

 

37.1- پاسخ فرهنگستان (هم رد و هم تأیید)

در خصوص پیشنهاد آقای سرمستانی یعنی تعیین جدا یا پیوسته نویسی واژه ها برمبنای تعداد هجاهای تشکیل دهندۀ آن ها به عنوان ملاک اصلی، شاید بتوان این ملاک را به عنوان یکی از ملاک های موجود پذیرفت، ولی به هرحال پذیرفتن این ملاک به عنوان ملاک اصلی موجب نمی شود که قواعد فاقد استثنا باشند. چنان که در شیوه نامۀ ایشان جملات زیر مشاهده می شود: واژه های مرکب دو هجایی- به جز دو موارد مشخص، جدا نوشته می شوند؛

پاسخ 60  نویسنده

 موارد مشخص «جدانویسی واژه­های مرکب دوهجایی» و «چسبیده نویسی واژه­های مرکب چندهجایی»، استثنا به­شمار نمی­آیند؛ زیرا  بر پایه­ی اصل قاعده­مندی-  موارد اندک خلاف قاعده را استثنا می­نامند، ولی موارد فراوانی که وجه دوم قاعده­ای را بیان می­کنند، استثنا نیستند، بلکه خودِ قاعده هستند. براین پایه، موارد اصلی این­گونه قاعده­ها را «قاعده­های بیشینه» و موارد فرعی را «قاعده­های کمینه» می­نامند.

 

37.2- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

در خصوص برخی از استثناها همان ملاک­های مندرج در دستور خط استفاده شده و در برخی موارد از ملاک های دیگر. در اینجا به چند نمونه از این استثنائات اشاره می شود:

هیچ علت و قاعده ای برای پیوسته نویسی کلمه های نی شکر، رخت خواب، یک شنبه، پنج شنبه وجود ندارد و این کلمه ها باید به صورت جدا ( به همین صورت) نوشته شوند نه به صورتی که در دستور خط، آمده است، یا کلمه های الفبا، کهکشان و ولنگاری به علت آنکه جزء ترکیبات بسیط گونه هستند پیوسته نوشته می‏شوند. و یا کلمه های شاهپرم، نستعلیق و سکنجبین، به علت آنکه جزء ترکیبات کم شده، هستند پیوسته نوشته می شوند. که البته این موارد مشخص تعدادشان کم نخواهد بود.

 

پاسخ 61 نویسنده

علت استفاده از همان ملاک­ها این است که: آن­چه را شما در بیان این قاعده­ها نام «استثنا» بر آن نهاده­اید و بنده نام «موارد مشخص» (یا «قاعده­های کمینه» )، نقطه­ی مشترک دو کتاب «دستور خط فارسی» و «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» است.

 در بیان «قاعده­­های بیشینه» (یا قاعده­های اصلی) نیز هیچ گونه اختلافی نداریم، زیرا این قاعده­ها در کتاب دستور خط نیامده­اند.

 

37.3- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

به هر حال، تعداد قواعدی که در بخش ترکیبات دستور خط ارائه شده زیاد است و همین امر موجب گردیده فراگیری و اعمال آن ها بر روی واژه ها کار آسانی نباشد.

پاسخ 62 نویسنده

آن­چه موجب شده که نتوان این قاعده­ها به­آسانی را به­کار برد، شمار(تعداد) فراوان آن­ها نیست.  قاعده­های  شما  درباره­ی واژه­های مرکب از قاعده­های بنده کم­تر، ولی پراکنده و بدون دسته­بندی هستند. قاعده­های واژه­های مرکب را باید در دو گروه اصلی و تعیین کننده­ی «دوهجایی» و «چندهجایی»  تدوین کرد. (همان کاری که در کتاب «شیوه­نامه...» انجام شده.) در چنین صورتی فراگیری و به­کارگیری آن­ها آسان تر خواهد شد.

 

37.4- دنباله­ی پاسخ فرهنگستان (نه رد و نه تأیید)

 اما شاید بتوان برای سهولت قواعد ارائه شده را به صورت زیر خلاصه کرد:

ترکیبات همواره جدا نوشته می شوند، مگر در موارد زیر:

1) استثناهای مربوط به کلمات مشتقی که با پیشوندهای به، بی، و هم، ساخته می شوند که احکام آن در صفحات 22 و 23 دستور خط آمده است.

2) کلمات مشتقی که از ترکیب با پسوند ساخته می شوند، به استثنای موارد زیر:

الف- حرف پایانی جزء اول با حرف آغازی جزء دوم یکسان باشد:

نظام مند، آب بان

ب- جزء اول آن عدد باشد:

پنج گانه، ده گانه، پانزده گانه

ج- ترکیبات بزرگوار، سوگوار، خانوار

تبصره: اگر پیوسته نویسی موجب دشوار خوانی شود، هر دو صورت (جداو پیوسته) پذیرفته است.

3) مرکب هایی که بسیط گونه است (یعنی معنای آن دقیقاً مرکب از معانی اجزای آن نباشد و یا در اثر کثرت استعمال به صورت یک شکل نگارشی نهادینه شده باشد:

آبرو، الفبا، آبشار، نیشکر، یکشنبه، پنجشنبه، یکتا، بستیگانی

4) جزء دوم، با آ، آغاز شود و تک هجایی باشد:

گلاب، پساب، خوشاب، دستاس

5) کاهش یا افزایش واجی یا ابدال یا (ادغام و مزج یا جابه جایی آوایی در داخل آن ها روی داده باشد:

چند، هشیار، ولنگاری، شاهپرم، نستعلیق، سکنجبین

6) جدانویسی موجب التباس یا ابهام معنایی گردد:

بهیار (به یار)، بهروز (به روز)، بهنام (به نام)

7) کلمه های مرکبی که جزء دوم آن ها تک هجایی باشد و جنبۀ اداری و صنفی یافته و به علت کثرت استعمال به صورت یک شکل نگارشی نهادینه شده اند:

استاندار، آشپز، بنکدار، جانباز

همان گونه که مشاهده می شود تعداد قواعد بخش ترکیبات از 24 قاعده به یک قاعده و هفت استثنا تقلیل یافته است که این امر موجب می شود فراگیری و به کارگیری آن آسان تر شود.

 

سخن پایانی نویسنده

 اکنون که به قاعده­هایی فراگیر (جامع) دست­رسی دارید؛ قاعده­هایی که  برای همه­ی گروه­واژه­ها به­ویژه ­واژه­­های مرکب- شما را به آن ارجاع می­دهم و به آن استناد می­کنم، و  به­آسانی می­توانید  آن­ها را  برای نوشتن همه­ی  واژه­ها به­کار برید، چه اصراری بر قواعدی دارید که این همه ایراد به آن­ها وارد شده و پاسخ­های قانع کننده­ای نیز برای آن­ها داده نشده است. چرا بر قواعد دو وجهی، نافراگیر(غیرجامع)، دارای کاستی و نادرستی، و دارای موارد نانوشته­ی فراوان  اصرار دارید؟!

برای نشان دادن قابلیت کاربرد، قابلیت یادگیری، و  جامعیت قواعد  پیشنهادی خود؛ و در مقابل، نبود این ویژگی­ها در قواعد  کتاب دستور خط، آماده­ی مباحثه با عالی­ترین کارشناسان  و اعضای فرهنگستان در حضور رئیس محترم فرهنگستان، با شیوه­ی زیر هستم:

(1)  هر واژ­ه­ایی را به ذهنتان می­آید، بگویید.

(2)  قاعده و شیوه­ی نوشتن آن­ را بیان می­کنم.

(3)  قاعده­ی آن را در کتاب «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی» نشان می­دهم.

سپس:

(4)  واژ­هایی را می­گویم.

(5)  قاعده و شیوه­ی نوشتن آن­ها را بیان کنید.

(6)  قاعده­ی آن­ها را در کتاب «دستور خط فارسی»  نشان دهید.

 

 

 

 



[1] - جمشید سرمستانی، «شیوه­نامه و املانامه­ی جامع خط فارسی»، نشر سرمستان، تهران، 1387.

([2]) چنین چیزی پذیرفته نیست، زیرا طبق اصل فراگیر بودن قاعده (اصل چهارم دستور خط) «ها»ی جمع یا باید در همه جا پیوسته و یا باید در همه جا جدا نوشته شود.

([3]) برابر بند 12 صفحه‎ی 42 دستور خط فارسی، شیوه‎ی نوشتن اسم ابزار دوهجایی (به‎علت آن که یک جزء آن اسم فاعل است) جدا نوشته می‎شود؛ مانند: دست‎بند، هم‎زن، و میخ‎کش.

([4]) برابر بند 6 صفحه‎ی 40 دستور خط فارسی، پس‎واژه‎ی «دار» (به‎علت آن‎که کاربرد مستقل ندارد) پیوسته نوشته می‎شود؛ مانند: پولدار، پاسدار، بالدار، طرفدار، تفنگدار، سرایدار و...

([5]) همه‎ی این موارد (9 مورد) در صفحه‎های 177 تا 178، شیوه‎نامه بیان شده‎اند.

([6]) همه‎ی این موارد (6 مورد) در صفحه‎ی 179 «شیوه‎نامه» بیان شده‎اند.