آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش

برای آگاهی از دوره‌های ویرایش، در پایین ستون موضوعات وبلاگ، مطلب مشخص‌شده با @@@@@ را بخوانید یا با 09196662166 تماس بگیرید

بیهوده‌زدایی از نوشته

منبع: جمشید سرمستانی، گزیدهٔ شیوه نامهٔ جامع ویرایش و نگارش، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۹۲.

منظور از «بیهوده‌زدایی» ازمیان بردن «ساژه‌های زائد»، یعنی ساژه‌هایی است که آوردن آن‌ها یا لازم نیست، یا درستی و بی‌نقصی جمله را از بین می‌برند. این ساژه‌ها ممکن است به‌صورت‌هایی که درپی می‌‎آید، در جمله نمایان شوند:
 (۱) ساژه‎های بلند
 (۲) تکیه کلام
 (۳) حشو قبیح
 (۴) ساژه‌های تکراری


 

۱ـ ساژه‌های بلند
 (۱) در فارسی فصیح بهتر است ساژه‌های بلند را به ساژه‌های کوتاه تبدیل کرد تا به زبان و شیوهٔ رایج و معمولیِ سخن گفتن نزدیک‌تر شوند.
۱. ۱ـ قاعدهٔ کلی کوتاه‌نویسی
هرگاه بتوان یک مفهوم را بی‌کم و کاست با واژه‌های کمتر بیان کرد، باید آن را با واژه‌های کمتر بیان کرد.
۱. ۱. ۱ـ قواعد کوتاه‌نویسی
۱. ۱. ۱. ۱ـ تبدیل جمله به عبارت مصدری
هرگاه بتوان جمله‌ای را با عبارت مصدری بیان کرد، چنین می‌کنیم:
 ننویسید: این‌که امیرالمؤمنین حاضر نیست پیروزی را از راه ظلم به‌دست آورد، واقعیتی است که...
 بنویسید: حاضر نبودن امیرالمومنین به پیروزی از راه ظلم، واقعیتی است که...
۱. ۱. ۱. ۲ـ تبدیل جملهٔ وصفی به عبارت کوتاه
هرگاه بتوان جملهٔ وصفی را به عبارتی کوتاه تبدیل کرد، چنین می‌کنیم:
ننویسید: مردی که دارای ظاهری آشفته بود وارد خانه شد.
بنویسید: مردی آشفته ظاهر وارد خانه شد.
ننویسید: از نخستین روزی که با او آشنا شدم، استعداد عجیبی در او یافتم.
بنویسید: از نخستین روز آشنایی با او استعداد عجیبی در او یافتم.
 ننویسید: از حوادث تلخی که در روز‌های اسارت شاهد آن‌ها بود برایمان می‌گفت.
بنویسید: از حوادث تلخ روزهای اسارت برایمان می‌گفت.
۱. ۱. ۱. ۳ـ تبدیل جملهٔ بلند به دو یا چند جمله‎ی کوتاه
هرگاه بتوان جملهٔ بلند را به دو یا چند جملهٔ کوتاه تبدیل کرد، چنین می‌کنیم:
ننویسید: از نخستین برخورد با وی متوجه نیروی عجیبی در او شدم و می‌دانم که به زوایای تاریک وجود من پی برد ولی پیوسته این آگاهی خود را انکار می‌‎کرد و از تنها چیزی که حرف نمی‌زد اسرار پنهان من بود که سال‌ها کسی از آن‌ها خبر نداشت و آگاهی دیگران از آن‌ها مرا رنج می‌داد و دائم به فکر پنهان کردن آن‌ها از دیگران بودم و برای این‌که درپی‌ زندگی راحتی باشم به چیزی جز اینکه این اسرار را پنهان کنم نمی‌اندیشیدم.
بنویسید: از نخستین برخورد با وی متوجه نیروی عجیبی در او شدم. می‌دانم که به زوایای تاریک وجود من پی برده بود، ولی او پیوسته این آگاهی خود را انکار می‌کرد. از تنها چیزی که حرف نمی‌زد اسرار پنهان من بود که سال‌ها کسی از آن‌ها خبر نداشت و آگاهی دیگران از آن‌ها مرا رنج می‌داد. دائم به فکر پنهان کردن آن‌ها از دیگران بودم و برای این‌که درپی زندگی راحتی باشم به چیزی جز پنهان کردن این اسرار نمی‌اندیشیدم.
۱. ۱. ۱. ۴ـ تبدیل فعل و مصدر مرکب بلند به فعل و مصدر مرکب کوتاه یا بسیط
 هرگاه بتوان مصدر مرکب بلندی را به مصدر مرکب کوتاه یا بسیط تبدیل کرد، چنین می‌کنیم.
ننویسید                بنویسید
استقبال به‌عمل آوردن        استقبال کردن
اطلاع حاصل کردن    شنیدن/ فهمیدن/ آگاهی یافتن/ آگاه شدن
به‌خود اختصاص دادن کسب کردن (مانند: مقام یا رتبهٔ نخست را کسب کرد.)
به‌فراموشی سپرده شدن        فراموش شدن
به‌منصهٔ ظهور رساندن        آشکار ساختن/ ظاهر کردن
به‌مورد اجرا گذاشتن        کردن/ اجرا کردن
به‌مورد اجرا قرار دادن        کردن/ اجرا کردن
حضور به‌هم رسانیدن        حاضر شدن
در جریان قرار دادن            اطلاع دادن/ آگاه کردن
مورد استعمال قرار دادن        به‎کار بردن/ استعمال کردن
مورد استفاده قرار دادن        به‎کار بردن/ استفاده کردن
مورد تصویب قراردادن        تصویب کردن
مورد تعقیب قرار دادن        تعقیب کردن
۱. ۱. ۱. ۵ـ تبدیل ساژهٔ مرکب به ساژهٔ بسیط
 (۱) هرگاه بتوان ساژه‌ای مرکب را به ساژه‌ای بسیط تبدیل کرد، باید چنین کرد:
ننویسید                بنویسید
ابتیاع کردن            خریدن
ارسال کردن            فرستادن
برخوردار بودن            داشتن
به‌خود اختصاص دادن    گرفتن (مانند: جایزهٔ نخست را گرفت.)
خریداری کردن            خریدن
قادر بودن                توانستن
مورد ستایش قرار دادن        ستودن
به‌رشتهٔ تحریر درآوردن        نوشتن
به‌عمل آوردن            شدن (مانند: کوشش شد تا...)
به‌عمل آوردن            کردن (مانند: کوشش کرد تا...)
به‌قتل (یا هلاکت) رساندن        کشتن
پشت سر گذاشتن    گذراندن (مانند: امیدوارم روز خوبی را گذرانده باشید.)
امکان‌پذیر                ممکن، شدنی
کشته شدگان            کشته‌ها، کشتگان
زخمی شدگان            زخمی‌ها، زخمیان
 ننویسید: موفق شدن جمهوری اسلامی در ترسیم راه حکومت علوی و نشان دادن شاخصه‌های آن به دنیا.
 بنویسید: موفقیت جمهوری اسلامی در ترسیم راه حکومت علوی و نمایش شاخصه‌های آن به دنیا.
 (۲) هرگاه با تبدیل مصدر مرکب به ساده، مصدر لازم مانند مصدر متعدی شود، آن را تبدیل نمی‌کنیم:
 ننویسید: تبدیل به جامعه‌ای قدرتمند با مردم و مسئولینی راستگو.
 بنویسید: تبدیل شدن به جامعه‌ای قدرتمند با مردم و مسئولانی راستگو.
 (۳) اما اگر صورت مصدر سادهٔ متعدی، معنی مصدر لازم را برساند، تبدیل مصدر مرکب به ساده اشکال ندارد:
 تسلیم (تسلیم شدن) نظام اسلامی دربرابر سلطهٔ بین‌المللی آمریکا.
۱. ۱. ۱. ۶ـ تبدیل اسم به ضمیر
هرگاه اسمی تکرار شود، برای اشاره به آن، ضمیر به‌کار می‌بریم:
ننویسید: دادن سلاح شیمیایی به عراق و مورد تهاجم قرار دادن آن به جرم مصرف سلاح شیمیایی.
بنویسید: دادن سلاح شیمیایی به عراق و تهاجم به آن به جرم مصرف آن‌ها.
۱. ۱. ۱. ۷ـ ادغام واژه‌های هم‌معنی در یک واژه
 هرگاه بتوان واژه‌ها‌ی هم‌معنی را در یک واژه -ترجیحاً در واژهٔ فارسی- ادغام کرد، باید چنین کرد:
 ننویسید: دعوت به تقوا و پرهیزگاری.
بنویسید: دعوت به پرهیزگاری.
ننویسید: عدم دنباله‌ روی از خواهش‌ها و هواهای نفسانی.
بنویسید: پی‌روی نکردن از خواهش‌ نفس.
۱. ۱. ۱. ۸ـ حذف واژه‌های خنثی
 هرگاه بودن یا نبودن واژه‌ای تأثیری بر «مفهوم اصلی» نداشته باشد، باید آن را حذف کرد:
 ننویسید: پاسخ دادن امیرالمومنین به پرسش یک نفر در مورد مسأله‌ای راجع به توحید در وسط میدان جنگ.
 بنویسید: پاسخ امیرالمومنین به پرسشی دربارهٔ توحید در میدان جنگ.
 ننویسید: مخارجمان در حدود صدهزار تومان شد.
 بنویسید: مخارجمان نزدیک به/ در حدود صدهزار تومان شد.
آگاهی ۱: هرگاه برای بیان یک مفهوم؛ یک عبارت بلند فارسی و یک عبارت کوتاه غیرفارسی داشته باشیم، عبارت بلند فارسی را بر می‌گزینیم:
ننویسید: وسایلی را که تا کنون در این کار استفاده نشده‌اند، در جایی انبار کنید.
بنویسید: وسایلی را که تا کنون در این کار به‌کار برده نشده‌اند/ به‌کار نرفته‌اند، در جایی انبار کنید.
آگاهی ۲: در هنگام کوتاه کردن ساژه‌های بلند باید توجه داشت که هیچ مفهومی نه حذف نشود و نه تغییر کند.
آگاهی ۳: هرگاه رعایت نکردن قواعد کوتاه نویسی، بر زیبایی ساژه‌ها مؤثر باشد، نیازی به رعایت کردن آن‌ها نیست.
۲ـ تکیه کلام‌ها
هنگامی‌که گوینده‌ای در حال سخن گفتن است، ممکن است به‌صورت عادت و ناخودآگاه یا به هر علت دیگر، کلمه‌ها یا عبارت‌هایی را به‌صورت مکرر بر زبان بیاورد که نیازی به آوردن آن‌ها در گفتار نیست. این کلمه‌ها و عبارت‎‌ها را «تکیه کلام» می‌نامیم.
برخی تکیه کلام‌های رایح عبارتند از: «به‌اصطلاح»، «به‌قول معروف»، «درواقع»، «مثلا» ً و.... برای مثال در جمله‌ی:
درواقع، در حال گذر از دوره‌ای به دورهٔ دیگری هستیم که درواقع نه شناخت درستی از آن داریم و نه برای آن آمادگی داریم، زیرا درواقع دورهٔ پیش را به‌خوبی و به‌طور کامل نگذرانده‌ایم.
شاید حذف این تکیه کلام‌ها از گفتار کار آسانی نباشد، زیرا معمولاً بیان آن‌ها به عادت تبدیل شده است؛ ولی در نوشتار می‌توان آن‌ها را حذف کرد، بی‌آن‌که آسیبی به جمله برسد. برای نمونه، مثال پیش را می‌توان به‌صورتی که درپی می‌آید تغییر داد.
ما در حال گذر از دوره‌ای به دورهٔ دیگری هستیم که نه شناخت درستی از آن داریم و نه برای آن آمادگی داریم، زیرا دورهٔ پیش را به‌خوبی و به‌طور کامل نگذرانده‌ایم.
۳ـ حشو قبیح
حشو در زبان فارسی سه گونه است:
 (۱) حشو ملیح: ساژه‎ی زائدی است که سخن را نمکین و زیبا می‌سازد و جزو صنایع ادبی به‌شمار می‌رود.
 (۲) حشو متوسط: آن است که نه به زیبایی جمله بیفزاید و نه از آن بکاهد. ویراستار باید ساژه‎های به‎وجود آورنده‎ی این نوع حشو را از جمله بزداید:
مثال:
ننویسید: این راهبرد بیان می‌‎دارد که نیروهای نظامی باید آن‎چنان قوی باشند که دشمنان بالقوه را از دنبال کردن تدارک نظامی که به‌امید پیشی گرفتن یا هم‎تراز کردن قدرتشان با نیروی نظامی ما انجام می‌‎دهند منصرف نماید.
بنویسید: این راهبرد بیان می‌‎دارد که نیروهای نظامی باید ‎چنان قوی باشند که دشمنان بالقوه را از دنبال کردن تدارک نظامی به‌امید پیشی گرفتن یا هم‎تراز کردن قدرتشان با نیروی نظامی ما منصرف نماید.
 (۳) حشو قبیح: این حشو بی‌فایده است و باید حذف شود. آن‌چه درپی می‌آید شمار‎ی از حشوهای قبیح است:
ننویسید                بنویسید
اظهار تجاهل            تجاهل
در اوج قله‎ی معرفت        در قله‎ی معرفت/ در اوج معرفت
ای خدایا                ای‎خدا/ خدایا
بازگشت دوباره            بازگشت
پس بنابراین            پس/ بنابراین
پس دراین‌حال            پس/ دراین‎حال
پس در این‌صورت            پس/ در این‎صورت
پس درنتیجه            پس/ درنتیجه
تاکستان انگور            تاکستان
تن‌ها محض                تن‌ها
تهویهٔ هوا            تهویه
حسن خوبی            خوبی/ حسن
درخت مو                مو
دستبند دست            دستبند
روزنامهٔ روزانه            روزنامه
سرمهٔ چشم            سرمه
سوابق گذشته            پیشینه‌ها/ سوابق
فقط اختصاص به            اختصاص به
فقط منحصر به            منحصر به
فینال آخر                فینال
کمدی خنده‌دار            کمدی
مثمرثمر                سودمند/ مثمر
مفید فایده                مفید
نخلستان خرما            نخلستان
هم‌چنین نیز            هم‎چنین
واحد جمع‎آوری‎کننده‎ی اطلاعات    واحدجمع‎کنندهٔ اطلاعات/ واحد جمع‎‎آوری اطلاعات
۴ـ ساژه‌های تکراری
یکی دیگر از کارهای ویراستار زبانی حذف هر نوع ساژه‎ی تکراری است که تکرار آن از روی عمد و با منظور خاص (برای مثال، برای تاکید) نبوده است. نمونه‌هایی که درپی می‌‎آید، مثال‌هایی از این نوع ساژه‌ها هستند:
مثال ۱:
ننویسید: اعضای این شورا عبارتند از آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، هلند، دانمارک، سوئد، نروژ... و فنلاند می‌‎باشند.
بنویسید: اعضای این شورا عبارتند از آلمان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، هلند، دانمارک، سوئد، نروژ... و فنلاند.
مثال ۲:
ننویسید: سه گونهٔ متفاوت از این درختان در جنوب کشور وجود دارد که این سه‌گونهٔ متفاوت اهمیت فراوانی در باغ‎داری آن منطقه دارند.
بنویسید: سه‌گونهٔ متفاوت از این درختان در جنوب کشور وجود دارد که اهمیت فراوانی در باغ‎داری آن منطقه دارند.