آموزشگاه مجازی ویرایش و نگارش

برای آگاهی از دوره‌های ویرایش، در پایین ستون موضوعات وبلاگ، مطلب مشخص‌شده با @@@@@ را بخوانید یا با 09196662166 تماس بگیرید

مطابقت فعل با نهاد (قواعد فعل مفرد و جمع)

 

 

 منبع: جمشید سرمستانی، «نانوشته‌های دستور زبان فارسی 1: فعل مفرد و جمع»، تهران، نشر سرمستان، 1394

مفرد و جمع بودن فعل، تابع مفرد و جمع بودن بسته‌ی فعل است؛ ولی بسته به این‎که بسته‌ی فعل چه وضعیتی داشته باشد، فعل آن به‎صورت‎هایی می‎آید که درپی خواهد آمد:

آگاهی:

(1) از آن‌جا که بسیاری از قواعد مطرح شده در این کتاب برای نخستین‌بار و فقط در این کتاب مطرح شده‌اند، نویسنده برای اثبات آن‌ها از مثال‌ها و شاهدهای فراوان بهره برده؛ اما برای آن‌که فراوانی مثال‌ها موجب ازهم گسیختگی متن نشود، «مثال‌های بیش‌تر» هر قاعده را به پی‌نوشت‌های کتاب برده است.



(2) در جاهایی که قواعد بیان شده، هم برای نهاد باشد و هم برای مسندالیه، نویسنده برای اشاره به هر دو، نام نهاد را به‌کار برده؛ ولی در جاهایی که قاعده‌ی بیان شده تنها برای مسندالیه است، نام مسندالیه را آورده است.

1ـ نهاد مفرد

(1) فعل نهاد مفرد همیشه مفرد است؛ خواه نهاد مفرد، جان‌دار باشد یا غیرجان‌دار:

مثال 1: ]عیسی در گهواره زبان به سخن گشود و[ گفت: من بنده‎ی خدایم؛ او کتاب ]آسمانی[ را به من داده و مرا پیامبر قرارداده است؛ و مرا، هر جا که باشم، وجودی پربرکت قرار داده، و تا زمانی که زنده‎ام مرا به نماز و زکات توصیه کرده است. (سوره‎ی مریم، آیه‎ی 31-30)

مثال 2: ]سلیمان[ چندان درنگ نکرد ]که هُدهد آمد و[ گفت: من بر چیزی آگاهی یافتم که تو بر آن آگاهی نیافتی. من از سرزمین صبا یک خبر قطعی برای تو آورده‎ام. من زنی را دیدم که بر آن‌ها حکومت می‎کند و همه چیز را در اختیار دارد و تخت عظیمی دارد. (سوره‎ی سبا آیه‎های 3-22).

مثال 3: و گفته شد: ای زمین آبت را فرو ببر! و ای آسمان خودداری کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و ]کشتی[ بر ]دامنه‎ی کوه[ جودی پهلو گرفت... (سوره‎ی هود، آیه‎ی 44).

مثال 4: درخت بید بر همه‎ی حیاط سایه افکنده بود.

مثال 5: این ساختمان سی‎ویک متر ارتفاع دارد.

مثال 6: این کتاب، کتاب علی است.

(1. 1) برای بیان احترام، می‎توان برای نهاد مفرد از فعل جمع استفاده کرد:

مثال 1: پیامبراکرم(ص) فرمودند...

مثال 2: استاد تشریف آوردند.

مثال 3: جناب آقای حسینی! می‎توانید سخن‎رانی خود را آغاز کنید.

2ـ نهاد جمع

هرگاه نهاد جمله، جمع باشد، بسته به نوع نهاد، فعل آن جمع یا مفرد خواهد بود. گونه‌های نهاد با نگاه جمع یا مفرد بودن فعل به‌شرحی است که درپی می‌آید:

1. 2ـ گونه‌های نهاد

1. 1. 2 ـ نهاد جان‌دار

منظور از «جان‌دار» هر چیزی است که جان و حرکت دارد، مانند انسان‎ها و حیوانات. پدیده‎هایی مانند کشورها، نهادها، سازمان‎ها، ائتلاف‎ها، قدرت‎ها و مانند این‌ها که از انسان‎ها تشکیل شده‎اند نیز به‎لحاظ قواعد دستوری این کتاب در دسته‎ی جان‌داران می‎گنجند.

برای نهاد جان‌دار جمع، چه فاعل باشد، چه مفعول، فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: ]اصحاب یمین[ در باغ‎های بهشتند و از مجرمان می‎پرسند: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ ]دوزخیان[ می‎گویند: ما از نمازگذاران نبودیم؛ و مستمندان را اطعام نمیکردیم؛ و پیوسته با اهل باطل هم‎نشین و هم‎صدا بودیم؛ و همواره روز جزا را انکار می‎کردیم. (سوره‎ی 74، آیه‎ی 46-40).

مثال 2: ]یوسف گفت:[ ای همراهان زندانی من! اما یکی از شما دو نفر، آزاد می‎شود، ولی ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد. و اما دیگری به دار آویخته می‎شود، و پرندگان از سر او می‎خورند... (سوره‎ی 12، آیه‎ی 42).

مثال 3: گویی که انسان‎ها در برابر آماج وهم و تخیل نویسنده قرار گرفته‎اند.

مثال 4: حیوانات بسیاری از این سرزمین به‎سوی سرزمین‎های خشک مهاجرت داده شدند.

مثال 5: انسان‎های بی‎گناه فراوانی در دو جنگ جهانی اول و دوم کشته شدند.

مثال 6: گنجشکها از روی درخت پریدند و بر پشت‎بام نشستند.

(1) برای اندام‎ها و اعضای بدن جان‌داران چه فاعل باشند و چه مفعول، در حالت جمع، فعل مفرد می‎آوریم:

مثال 1: تا از میوه‎ی آن باغ‎ها و آن‎چه دستانشان عمل آورده است ]به‌ثمر رسانده است[ بخورند. (سوره‎ی 36، آیه‎ی 35).

مثال 2: اگر اراده کنیم، از آسمان آیه‎ای بر آن‌ها نازل می‎کنیم که گردن‎هایشان در برابر آن خاضع گردد.

مثال 3: ما به آن‌ها (قوم عاد) قدرتی دادیم که به شما ندادیم و به آنان گوش و چشم و دل دادیم، ]اما به‌هنگام نزول عذاب[ نه گوش‎ها و چشم‎ها و نه دل‎هایشان، هیچ سودی برایشان نداشت... (سوره‎ی 46، آیه‎ی 26).

مثال 4: ... حتی پلک‎های چشمانشان از حرکت باز می‎ماند و دل‎هایشان تهی می‎شود. (سوره‎ی 14، آیه‎ی 43).

مثال 5: ... دل‎ها ]و افکار[ شان (دل‎ها و افکار افراد نادان) مانند هم است. (سوره‎ی2، آیه‎ی 118).

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 1) را نگاه کنید.

استثنا: برای نهادهای جمع ذره‌ای مانند «سلول‌ها» فعل جمع می‌آوریم:

مثال: سلول‌های مغز می‌توانند از اجسام کِتونی نیز استفاده کنند.

 

(2) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد ، با «و» به‌ هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: علی، احمد و رضا هر روز با مینی‎بوس به مدرسه می‎روند.

مثال 2: وزیر صنایع و معادن، رئیس سازمان خصوصی‎سازی و رئیس سازمان بنادر و کشتی‎رانی در این نشست شرکت کردند.

مثال 3: ریحانه، راضیه و سمیّه با رتبه‎های ممتاز به دانشگاه راه یافتند.

مثال 4: اگر چین و ژاپن نتوانند حساسیت موجود درباره‎ی نگرانی‎های امنیتی طرف دیگر را بهبود بخشند، هر دوی آن‌ها و کل قاره‎ی آسیا به ابرقدرتی وابسته خواهند شد تا همواره بر اختلافات آن‌ها نظارت کند.

مثال 5: علی و رضا دیروز به مشهد رفتند و فردا به تهران برمی‎گردند.

(1. 2) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد با «هم ... (و) هم» یا «نه ... (و) نه» به هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‌آوریم:

مثال1: در آن مقطع، هم «اوباما» از حزب دموکرات و هم «مک‌کین» از حزب جمهوری‌خواه، وعده‌ی ایجاد تغییر در سیاست‌های بحث‌برانگیز مقابله با تروریسم دولت بوش را داده بودند.

مثال2: هم محمدی و هم اصفهانی به نظرخواهی رأی مثبت دادند.

مثال3: کوهیار خود را به بی‌اطلاعی زد تا نه دختر و نه کنیزش به چیزی پی نبرند.

مثال4: او چنان قیافه‌ی خود را تغییر داده بود که نه دوست و نه آشنا نمی‌توانستند او را بشناسند.

 

(3) هرگاه دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد و جمع با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: دانشجویان شبانه و یک دانشجوی روزانه در این همایش شرکت کرده بودند.

مثال 2: گوسفندان عمورجب و گاو او به چرا رفته‎اند.

مثال 3: بسیاری از حیوانات اهلی و به‎ویژه اسب، از این ویژگی برخوردارند.

مثال 4: گربه‎سانان و نوع کم‎یابی از این پلنگ به‌فراوانی در این جنگل یافت می‎شوند.

مثال 5: معلم دوره‎ی ابتدایی و همه‎ی معلمان دوره‎ی راه‎نمایی من در این محله زندگی می‎کنند.

(4) هرگاه یک نهاد جان‌دار مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جان‌دار مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال 1: علی با رضا به مدرسه می‎رود.

مثال 2: محمد هر جمعه به همراه دوستان و هم‎کلاس‎هایش به کوه می‎رود.

مثال 3: ریحانه همیشه با مریم و راضیه به خوابگاه می‎رود.

مثال 4: سگ گله با گوسفندان به چرا رفته است.

مثال 5: مرغ کوکب‎خانم با بوقلمون‌هایش در یک قفس است.

 

(5) هرگاه یک نهاد جان‌دار جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جان‌دار مفرد یا جمع  دیگر بیاید برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: دوستان و هم‎کلاس‎های محمد هر جمعه با او به کوه می‎روند.

مثال 2: گوسفندان با سگ گله به چرا رفته‎اند.

مثال 3: بوقلمو‎های کوکب خانم با مرغ او در یک قفس زندگی میکنند.

 

(6) هرگاه میان دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد، «یا» بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال 1: قرار است کریمی یا مهدوی قرعه‎کشی را انجام بدهد.

مثال 2: آسیا یا اروپا[1] نباید خود را وارد این دسته‎بندی‎ها کند.

مثال 3: شیر یا فیل فرقی ندارد، می‎توانید هر کدام را که مجوز دارد به این باغ‎وحش بیاورید.

مثال 4: شاید چین، روسیه، اتحادیه‎ی اروپا، یا ژاپن نتواند کار زیادی برای متوقف کردن این روند انجام بدهد.

 

(7) هرگاه میان دو یا چند نهاد جان‌دار مفرد و جمع «یا» بیاید، فعل جمله در مفرد یا جمع بودن، با نهاد نزدیک‎تر هم‎خوانی دارد:

مثال 1: تنها فرد متقاضی یا بستگان درجه یک او می‎توانند مدارک را تحویل بگیرند.

مثال 2: تنها بستگان درجه یک فرد متقاضی یا خود او می‎تواند مدارک را تحویل بگیرد.

مثال 3: اگر فرد یا افرادی بخواهند با ما هم‎کاری کنند، دست آن‌ها را به‌گرمی می‎فشاریم.

مثال 4: اگر افرادی، یا حتی یک فرد بخواهد با ما هم‎کاری کند، دست آن‌ها را به‎گرمی می‎فشاریم.

مثال 5: اگر یک یا چند نفر بخواهند کار را متوقف کنند، از کارخانه اخراج می‎شوند.

مثال 6: اگر چند نفر، یا یک نفر بخواهد کار را متوقف کند، از کارخانه اخراج می‎شود.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 2) را نگاه کنید.

 

(8) هرگاه نهاد جان‌دار مفرد، با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: پادشاه گفت من در خواب هفت گاو چاق را دیدم که هفت گاو لاغر آن‎ها را می‌خورند. (سوره‎ی 12، آیه‎ی 43).

مثال 2: پانصد کودک دوقلو در این جشنواره شرکت کرده‌اند.

مثال 3: هر سال نزدیک به ده‎هزار نفر از این منطقه بازدید می‎کنند.

مثال 4: نزدیک به هفتصد قلاده گرگ در این منطقه زندگی می‎کنند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 3) را نگاه کنید.

 

(9) هرگاه دو ضمیر فاعلی جدا (منفصل) نهاد جمله باشند که بین آن‌ها «و» یا «یا» آمده باشد، فعل جمله به‎صورت جمع‎ آورده می‎شود[2] و ضمایر فاعلی چسبیده (متصل) نیز مانند صورت‎هایی که درپی می‎آید، آورده خواهند شد (فعل «رفتن» برای نمونه آورده شده است):[3]

من و تو/ من یا تو می‎رویم.

من و او/ من یا او می‎رویم.

من و شما/ من یا شما می‎رویم.

من و آن‎ها/ من یا آن‌ها می‎رویم.

تو و من/ تو یا من می‎رویم.

تو و تو می‎روید/ تو یا تو می‎روی.

تو و او/ تو یا او می‎روید.

تو و ما/ تو یا ما می‎رویم.

تو و شما/ تو یا شما می‎روید.

او و من/ او یا من می‎رویم.

او و تو/ او یا تو می‎روید.

او و ما/ او یا ما می‎رویم.

او و شما/ او یا شما می‎روید.

او و آن‎ها/ او یا آن‌ها می‎روند.

ما یا من می‎رویم.

ما و تو/ ما یا تو می‎رویم.

ما و او/ ما یا او می‎رویم.

ما و شما/ ما یا شما می‎رویم.

ما و آن‌ها/ ما یا آن‌ها می‎رویم.

شما و من/ شما یا من می‎رویم.

شما و تو/ شما یا تو می‎روید.

شما و او/ شما یا او می‎روید.

شما و ما/ شما یا ما می‎رویم.

شما و شما/ شما یا شما می‎روید.

شما و آن‎ها/ شما یا آن‌ها می‎روید.

آن‎ها و من/ آن‌ها یا من می‎رویم.

آن‎ها و تو/ آن‌ها یا تو می‎روید.

آن‎ها و او/ آن‌ها یا او می‎روند.

آن‎ها و ما/ آن‌ها و ما می‎رویم.

آن‎ها و شما/ آن‌ها یا شما می‎روید.

آن‎ها و آن‎ها/ آن‌ها یا آن‌ها می‎روند.

2. 1. 2ـ نهاد بی‌جان

منظور از نهاد بی‎جان هر چیزی است که دیده می‎شود، رشد و نمو ندارد و ‎خودبه‌خود نیز حرکت نمی‎کند.

هرگاه نهاد جمع، «بی‎جان» باشد:

(1) اگر نهاد، فاعل باشد (یعنی خود نهاد انجام دهنده‎ی فعل یا پذیرنده‎ی حالت باشد)، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال 1: و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شما هستند. (سوره‎ی 16، آیه‎ی 11).

مثال 2: سنگ‎ها از بالای کوه به‎سوی جاده سرازیر شدند.

مثال 3: مخزن‎ها براثر پوسیدگی و مرور زمان پوسیده شده‎اند.

مثال 4: برف‎ها و یخ‎ها آب شدند.

مثال 5: کوه‎ها پر از برف شده‎اند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 4 ) را نگاه کنید.

 

استثنا: در شعر مانند: خیمه‎ها می‎سوزد و شمع شب تار عزاست...

(1. 1) اگر نهاد بی‌جان در حالت فاعلی با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‌آوریم:

سه توالت و 3 حمام در غرب، و3 توالت و 3 حمام در شرق اردوگاه بود.

(2) اگر نهاد مفعول باشد (یعنی خود نهاد، انجام‎دهنده‎ی کار یا پذیرنده‎ی حالت نباشد، بلکه کاری بر آن صورت گرفته یا حالتی به آن داده شده باشد) برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: جام‎هایی از نقره و کوزه‎هایی از آبگینه به‌دور آن‌ها (بهشتیان) گردش داده می‎شود. آبگینه‎هایی به رنگ نقره که به‌تناسب اندازه داده شده است. (سوره‎ی 76، آیه‎های 15 و 16)

مثال2: در آن ]بهشت[ تخت‎هایی هست؛ و قدح‎هایی ]که در کنار چشمه‎ها[ نهاده شده است؛ و بالش‎ها و پشتی‎هایی که صف داده شده است؛ و فرش‎هایی فاخر که گسترده شده است. (سوره‎ی 88، آیه‎های 13 تا 16)

مثال3: امروز همه‎ی جاده‎های تهران به‌سمت شمال یک‎طرفه شده است. (پلیس آن‌ها را یک‎طرفه کرده است.)

مثال4: هم‎زمان موشک‌های فراوانی به‎سوی دشمن پرتاب شد. (یگان‎های موشکی آن‌ها را پرتاب کردند.)

مثال5: قلعه‎ها یکی پس از دیگری فتح می‎شد. (سربازان آن‌ها را فتح می‎کردند.)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 5 ) را نگاه کنید.

 

(1. 2) هرگاه یکی از کلمه‌های «همه‌ی، همگی، باهم، به‌هم، کنار هم، دیگر، هم‌دیگر، یک‌دیگر، آن‌ها، این‌ها، بیش‌تر، بسیاری از، متقابل، باقی، بقیه‌ی و مانند این‌ها ـ‌که اغلب یا همیشه ضمیر، صفت یا قید جمع هستند‌ـ به نهاد بی‌جان جمع در حالت مفعولی نسبت داده شود، فعل جمله را به‌صورت جمع می‌آوریم:

مثال1: بیش‌تر خطوط مرزی، در جهان، به‌ویژه در کشورهای جهان سوم، از رأس‌الخط کوه‌ها و پهنه‌ی بیابان‌ها عبور داده شده‌اند.

مثال2: همه‌ی خودروها به پارکینگ هدایت شدند.

مثال3: بسیاری از این کالاها از گمرک ترخیص شده‌اند.

مثال4: دیوارهای درونی و بیرونی با عایق‌های پلاستیکی از یک‌دیگر جدا شده‌اند.

مثال5: پس در کار گروهی جدا، این کتاب‌ها با هم مطابقت داده می‌شوند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 6 ) را نگاه کنید.

 

(2. 2) اگر دو ضمیر «آن‎ها» یا «این‌ها» نیز به‎جای نهاد پیش‌گفته بنشینند، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال1: آن‌ها (آن اشیای تاریخی) به موزه بازگردانده شدند.

مثال2: این‌ها (این خودروها) هنوز شماره‎گذاری نشده‎اند.

(3. 2) هرگاه یک نهاد بی‌جان جمع، هم فاعل باشد و هم مفعول، در هر دو حالت برای آن، فعل جمع می‌آوریم:

مثال: تجهیزات بازتاب‌دهنده، هواپیماهای بدون سرنشینی هستند که برای گمراه کردن امواج الکترومغناطیسی دشمن مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 

(3) برای نهاد بی‎جان جمع در حالت اضافه فعل مفرد آورده می‎شود؛ چه نهاد فاعل باشد، چه مفعول:

مثال1: بمب‎های دشمن خانه‎ها را بر سر مردم فرو ریخت.

مثال2: مخزن‎های نفت سوراخ شد.

مثال3: دکل‎های برق در این طرح نمی‎گنجد.

مثال4: تانک‎های دشمن به‌گل نشست.

مثال5: چرخ خودروها پنچر شد.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 7 ) را نگاه کنید.

 

(4) هرگاه دو یا چند نهاد بی‎جان مفرد با «و» به‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: خورشید و ماه با حساب منظمی می‎گردد. (سوره‎ی 55، آیه‎ی 5)

مثال2: میز، صندلی، کمد، تلویزیون و یخچال در جای خود بود.

مثال3: تیر و ترکش، در و دیوار را سوراخ‎سوراخ کرده بود.

مثال4: طبق این طرح، مدرسه، دانشگاه و خوابگاه دانش‌جویی از معافیت‎های مندرج در بند 5 برخوردار می‎شود.

مثال5: اره، چکش و رنده، سه ابزار اصلی نجاری است.

مثال6: کامیون و وانت نباید وارد این جاده بشود.

مثال7: کیف، کفش، کمربند و کاپشن چرمی از تولیدات اصلی این کارخانه به‎شمار می‎آید.

استثنا: در شعر مانند: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند....

 

(5) هرگاه دو یا چند نهاد بی‎جان مفرد و جمع با «و» به‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکلی، یا هیچ سودی ندارند و یا ضررشان از نفعشان بیش‌تر است.

مثال2: اره، چکش و میخ‎ها در جای خود نیستند.

مثال3: ماشین‎های راه‎سازی و ماشین سوخت‎رسانی به آن‌ها، به محل فرستاده شده‎اند.

 

(6) هرگاه یک نهاد بی‎جان مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، همراه با یک یا چند اسم بی‎جان مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: سردر این ساختمان با پنجره‎های آن هم‎خوانی ندارد.

مثال2: تفنگ همراه فشنگ‎هایش در زیرزمین نگهداری می‎شود.

مثال3: ماشین به‌همراه کامیون به پارکینگ انتقال داده شد.

 

(7) هرگاه یک یا چند نهاد بی‎جان جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها با یک یا چند اسم بی‎جان مفرد یا جمع بیاید، فعل جمله، در جمع یا مفرد بودن از قواعد پیش‌گفته‎ درباره‎ی نهاد بی‌جان جمع پی‌روی می‎کند:

مثال1: پنجره‎ها با سردر ساختمان هم‌خوانی ندارند. (نهاد بی‎جان جمع، هنگامی‌که فاعل باشد.)

مثال2: پنجره‎های ساختمان با سردر آن هم‎خوانی ندارد. (نهاد بی‎جان جمع در حالت اضافه)

مثال3: فشنگ‎ها همراه با تفنگ در زیرزمین نگهداری می‎شود. (نهاد بی‎جان جمع در حالت مفعول)

مثال4: ماشین‎ها به‌همراه کامیون به پارکینگ انتقال داده شد. (نهاد بی‎جان جمع در حالت مفعول)

استثنا: هنگامی‎که کلمه‎های «هر، همه‎ی، تمام، کلیه‎ی» و مانند این‌ها با نهاد بیایند:

مثال: هر دو باغ میوه آورده ]بودند[ و چیزی را فروگذار نکرده بودند. (سوره‎ی 18، آیه‎ی 33).

 

(8) هرگاه نهاد بی‎جان مفرد با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: روزانه نزدیک به پنج‎هزار خودرو در این بزرگ‌راه در حال رفت و آمد است.

مثال2: سه بمب به‎طور پی‎درپی در جنوب بغداد منفجر شد.

مثال3: یک تیر و سه ترکش به بدن او اصابت کرد.

مثال4: بیست‎وسه دستگاه بلوک‎زنی در این کارگاه مشغول به‎کار است.

مثال5: شش‎ لوله از پانزده لوله‎ی مکش هوا در جای خود نیست/ قرار ندارد.

 

(9) هرگاه در یک جمله،‌ شماری از نهادهای بی‌جان، با عدد و شماری دیگر با «و» (=واو پیوند) جمع بسته شوند:

(1. 9) در حالت فاعلی برای همه‌ی آن‌ها فعل جمع می‌آوریم: 

سه توالت و 3 حمام در غرب حیاط اردوگاه، 3 توالت و 3 حمام در شرق، و اتاقک‌های زندانبانان، سلمانی و آشپزخانه، در شمال آن بودند.

(2. 9) در حالت مفعولی برای همه‌ی آن‌ها فعل مفرد می‌آوریم:

سه توالت و 3 حمام در غرب حیاط اردوگاه، 3 توالت و 3 حمام در شرق، و اتاقک‌های زندانبانان، سلمانی و آشپزخانه، در شمال آن ساخته شده بود.

 

‌(10) در نوشته‎های علمی و فنی برای نهاد بی‎جان جمع، در همه‎ی حالت‎های پیش‎گفته، فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: پمپ‎ها و لوله‎هایی که برای انتقال گاز هگزافلوئورید اورانیوم در تأسیسات فرآوری اورانیوم به‎کار می‎روند باید از آلومینیوم و آلیاژهای نیکل ساخته شوند. (مفعول)

مثال2: نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش سیلندر باعث می‎شود که مولکول‎های سبک‎تری که حاوی اورانیوم 235 هستند در مرکز سیلندر متمرکز شوند و مولکول‎های سنگین‎تری که حاوی اورانیوم 238 هستند در پایین سیلندر انباشته شوند. (فاعل)

مثال3: سانتریفیوژهای متعددی که به‎طور زنجیره‎ای به یک‎دیگر متصل شده‎اند بارها و بارها عمل خالص‎سازی اورانیوم را تکرار می‎کنند تا جایی که اورانیوم 235 با درصد خلوص مورد نیاز به‎دست آید. (فاعل)

مثال4: سوراخ‎های موجود در جسم متخلخل باید از قطر مولکول‎ هگزافلوئورید اورانیوم کمی بزرگ‎تر باشند. (فاعل)

مثال5: راکتورهای هسته‎ای وسایلی هستند که در آن‌ها فرآیند شکافت هسته‎ای به‎صورت کنترل شده انجام می‎شود. (فاعل)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 8 ) را نگاه کنید.

3. 1. 2ـ نهاد پدیده

پدیده‎های طبیعی (مانند: زلزله، سیل، باد، طوفان و...) و صداها و بوها را «نهاد پدیده» می‌نامیم.

برای نهاد پدیده در حالت جمع فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: این طوفان‎ها/تندبادها سیلاب‎ها/زلزله‎ها/صاعقه‎ها خسارت‎های فراوانی به‎بار آورده است.

مثال2: زلزله‎های ثبت شده در یکصدسال اخیر در این منطقه، کم‌تر از پنج ریشتر بوده است.

مثال3: سیلاب‎های اخیر موجب قطع ارتباط روستاها با شهر شد.

مثال4: باران‎های بهاری باریدن گرفت.

مثال5: بادهای صبحگاهی وزیدن گرفت.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 9) را نگاه کنید.

4. 1. 2ـ نهاد رستنی

منظور از «رستنی»، همان «نباتات» یا «گیاهان»، و اجزای آن‌ها مانند «میوه، ساقه، تنه، برگ، ریشه، پوست و...» است؛ یعنی چیزهایی که از زمین می‎رویند، دیده می‎شوند، رشد و نمو دارند، ولی از خود حرکت ندارند. علت این که نویسنده «رستنی‌ها» را از «جان‌داران» جدا کرده این است که قواعد این دو در برخی موارد، تفاوت دارد.

 

(1) اگر نهاد رستنی جمع، مضاف و مضاف‎الیه نباشد، چه فاعل باشد چه مفعول، برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: و گیاهان و درختان ]برای او[ سجده می‎کنند. (سوره‎ی 55، آیه‎ی 6)

مثال2: درختان شکوفه کرده‎اند.

مثال3: شکوفه‎ها خشکیدند.

مثال4: برگ‎ها زرد و خشک شده‎اند.

مثال5: درختانِ پربار شاخه‎هایشان را به‎سوی زمین خم کرده‎اند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 10 ) را نگاه کنید.

 

(2) هنگامی‎که بسته‌ی فعل «مضاف‎ و مضاف الیه»[4] باشد:

(1. 2) اگر مضاف و مضاف‎الیه، یکی جمع و دیگری مفرد باشد، برای نهاد رستنی جمع، فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: میوه‎های بهشت در دسترس ]بهشتیان[ است. (سوره‎ی 69، آیه‎ی 23)

مثال2: شکوفههای درخت/شکوفه‎ی درختان خشکیده است.

مثال3: آوندهای درخت/آوند درختان مانند رگ‎های انسان است.

مثال4: برگ‎های درخت/ برگ درختان خشک شده است.

مثال5: میوههای این میدان معمولاً ارزان‎تر از جاهای دیگر فروخته می‎شود.

(1. 1. 2) مگر هنگامی‎که فعل ویژه‎ی جان‌داران[5] را به آن نسبت دهیم، که در این حالت برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: درختان باغ سر به‌زیر افکنده بودند.

مثال2: علف‎های دشت پاهایم را نوازش می‎کردند.

مثال3: درختان باغ دست به‎سوی رهگذران دراز کرده]اند[ و میوه‎های خود را به آنان هدیه می‎کنند.

مثال4: بادی در بیشه نمی‎وزید؛ درختان بیشه خوابیده ]بودند[ و برگ‎های درختان ساکت بودند.

مثال5: آیا گیاهان دشت هم می‎توانند با هم حرف بزنند؟

(2. 2) اگر مضاف و مضاف‎الیه هر دو جمع باشند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: درختان باغ‎ها شکوفه کرده‎اند.

مثال2: شکوفه‎های درختان خشکیده‎اند.

مثال3: آوندهای درختان مانند رگ‎های انسان هستند.

مثال4: برگ‎های درختان خشکیده‎اند.

مثال5: میوه‎های میدان‎های این استان نرخ‎های متفاوتی دارند.

 

(3) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی مفرد با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: درخت و سبزه و گیاه به محیط زندگی شادی و تازگی می‎بخشد.

مثال2: در این منطقه کاج و سرو و صنوبر به‎خوبی رشد می‎کند.

 

(4) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی مفرد و جمع با «و» به ‎هم ربط داده شوند، در حالت اضافه‎ی ملکی برای آن‌ها فعل مفرد و در غیر آن، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:[6]

مثال1: تنه و شاخه‎های این درخت خشک شده است. (اضافه‎ی ملکی)

مثال2: علف‎های بریده شده و تنه‎ی درخت در چاله‎ی ته باغ انبار شده بود. (اضافه‎ی ملکی)

مثال3: درخت سیب و درختان گردو از این جوی آب، آب‎یاری می‎شوند. (اضافه‎ی بیانی)

مثال4: گل‎های شمعدانی و گل اقاقیا در این محل خریداران فراوانی دارند. (اضافه‎ی بیانی)

 

(5) هرگاه یک نهاد رستنی مفرد همراه ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم رستنی مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: نهال درخت سیب به‎همراه نهال‎های درخت گردو به محل کاشت فرستاده شد.

مثال2: سیب قرمز با سیب‎های زرد در یک جعبه گذاشته شده است.

مثال3: درخت بید با درختان کُنار منظره‎ی زیبایی به حیاط خانه می‎داد.

 

(6) هرگاه یک یا چند نهاد رستنی جمع همراه ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم رستنی مفرد یا جمع دیگر بیاید، در حالت اضافه‎ی ملکی برای آن‌ها فعل مفرد و در غیر این‎صورت، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: درختان باغ عمو رجب با درختان دیگر فرق دارد. (اضافه‎ی ملکی)

مثال2: شکوفه‎های درخت سیب با شکوفه‎های درخت انار فرق دارد. (اضافه‎ی ملکی)

مثال3: درختان بید با درخت کُنار منظره‎ی زیبایی به حیاط خانه می‎دادند. (اضافه‎ی بیانی)

مثال4: شکوفه‎ها با برگ‎ها به‎طور هم‎زمان خشکیدند.

مثال5: میوه‎ها به‎همراه برگ‎های خشکیده به بیرون باغ فرستاده شدند.

 

(7) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی مفرد با «یا» به‎ هم ربط داده شوند برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: سیب یا آناناس برای من فرقی ندارد.

مثال2: درخت گردو یا درخت بادام در این منطقه نمی‎روید.

 

(8) هرگاه دو یا چند نهاد رستنی جمع، با «یا» به ‎هم ربط داده شوند، در همه‎ی حالت‎ها برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: درختان باغ بالا یا درختان باغ پایین، آب چندانی مصرف نمی‎کنند.

مثال2: در این روستا، درختان یا شاخه‎های آن‌ها به‎عنوان سوخت استفاده نمی‎شوند.

 

(9) هرگاه نهاد رستنی با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: شانزده نهال درخت گردو در این باغ کاشته شده است.

مثال2: شش درخت سیب و ده درخت گردو از این جوی آب‎یاری می‎شود.

مثال3: دو تنه‎ی درخت روی رودخانه گذاشته شد، تا مثلاً جای پل را بگیرد.

مثال4: ده شکوفه از سی‎ شکوفه خشکیده است.

مثال5: در طوفان دیشب پنجاه درخت شکست یا از ریشه کنده شد.

5. 1. 2ـ نهاد اسم معنی

«اسم معنی» آن است که ـ برخلاف اسم ذات‌ـ مدلول آن وجودش بسته به دیگری و قائم به‌غیر باشد؛ مانند: هوش، خرد، دانش، دلیل، تحول، جنگ، صلح، توانمندی، چالش، مورد، اطلاع، اطلاعات، اختلاف، تلاش و جز این‌ها.

شیوه‎نامه‎ها و کتاب‎های دستور ـ ‌به‎طور ویژه‌ـ قاعده‎ای درباره‎ی‎ «نهاد اسم معنی»  نیاورده و جمع یا مفرد بودن فعل این نوع نهاد را در حالت‎های گوناگون مشخص نکرده‎اند. در بیش‌تر نوشته‎ها نیز جمع یا مفرد بودن فعل این نهاد از قاعده یا شیوه‎های مشخصی پی‎روی نمی‎کند؛ به‎گونه‌ای که گاهی در جمله‎های گوناگون یا حتی در یک جمله، بدون در نظر گرفتن قاعده‎ای مشخص، برای نهاد اسم معنی جمع، هر دو صورت فعل مفرد و جمع آورده شده است. مثال‎هایی که درپی آمده، نمونه‎ای از این موارد است:[7]

مثال1: این عوامل، تأثیر چندانی بر روند کنونی ندارد؛ ولی اگر شرایط تغییر کند خواهند توانست وضعیت را به‌سوی وخامت پیش ببرند.

مثال2: مؤلفه‎هایی که هر نظام امنیت داخلی از جمله نیروهای انتظامی، امنیتی و دستگاه قضائی یک کشور را پی‎ریزی می‎کند باید وابستگی و ارتباط متقابل داشته باشند.

مثال3: در حالی که جرایم سازمان‌یافته رایج هستند، برخی شاخص‎ها نیز وجود دارد که نشان‎دهنده‎ی جرایم بی‎اهمیت و معمولی هستند و برخی شاخص‎ها نیز نشانگر آن است که مردم تا حدی به توانایی پلیس در برقراری نظم و قانون اعتماد دارند.

مثال4: در حالی که سطوح بالای درون‎دادها و برون‎دادها کارآمدی را تضمین نخواهند کرد، سطوح پایین‎تر نیز نبود امنیت داخلی را صرف‎نظر از اوضاع اولیه برای قدرت‎های بیرونی دشوار خواهد ساخت.

مثال5: بدیهی است که عُلقه‎های اجتماعی و تاریخی که غرب یا جامعه‎ی آتلانتیک شمالی را به‎وجود می‎آورند هنوز هم چنان نیرومند است که بتواند اتحادیه‎ی اروپا را از این که به‎عنوان رقیب هم‎تراز در کانون توجه قرار گیرد، دور نگه دارد.

مثال6: مشکلات ساختاری اقتصادی، باقی خواهند ماند و مطالبات کشورهای منطقه به‎دلیل افزایش انتظارات و رشد جمعیت افزایش خواهد یافت.

مثال7: این اصلاحات باعث به‌خطر افتادن انحصار رژیم‎های حاکم نمی‎شود، ولی عوامل پیش‎گفته نیز در به‌خطر افتادن آن‌ها بی‎تأثیر نخواهند بود.

البته پدیدآورندگان جمله‎های پیش نیز بی‎تقصیرند؛ زیرا همان‎گونه که گفته شد، تاکنون قواعد مشخصی برای جمع یا مفرد بودن فعل این نوع نهاد نوشته نشده است. ولی از آن‎جا که این شیوه‎نامه بنا دارد تکلیف فارسی‌نویسان را در همه‎ی موارد مشخص کند، برای این نوع نهاد هم در حالت‎های گوناگون، قواعد مشخصی آورده است.

بنابر آن‎چه گفته شد، هرگاه نهاد جمله، اسم معنی جمع باشد:

 

(1) اگر «فاعل» و بدون پیشْ‎ساژه یا پس‌ساژه[8] باشد، برای آن فعل جمع می‎آوریم:[9]

مثال1: برون‎دادها به نتایج اولیه‎ی برنامه‎ی کمک اشاره می‎کنند و مواردی همچون سربازان و افسران آموزش دیده و تشکیلات قضایی کارآمد را دربر می‎گیرند.

مثال2: برآیندها شرایطی هستند که به‎طور مستقیم حوزه‎های عمومی را تحت تأثیر قرار می‎دهند.

مثال3: داده‎ها نشان می‎دهند که اقدامات مؤثر بوده‎اند.

مثال4: آیا هدف‎ها اولویت‎بندی دارند؟ وظایف چه اموری را دربر می‎گیرند؟ چه‎گونه باید اولویت‎بندی شوند؟ و آیا اغلب بر کارکردهای اصلی متمرکز هستند؟

مثال5: فعالیت‎ها حل مناقشه‎های مالکیت و اصلاح قانون ارضی را تسهیل کرده‎اند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 11 ) را نگاه کنید.

(1. 1) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، با پیش‌ساژه‌ی «این» یا «آن» بیاید، فعل وابسته به آن را به‌صورت جمع می‌آوریم.

مثال1: پس از یک ماه، این وزن‌ها به‌طور چشم‌گیری کاهش می‌یابند.

مثال2: این چالش‌ها مانع رشد چین یا صعود آن به جایگاه قدرت جهانی می‌شوند.

مثال3: آن فرضیه‌ها هنگامی‌که برای ساختار تکثری به‌کار برده شوند، برجسته می‌شوند.

مثال4: این ویرایش‌ها نباید نام یکسانی داشته باشند.

مثال5: این چالش‌ها در سه دسته جمع می‌شوند که ستون‌های سه‌گانه‌ی سیاست، در خاورمیانه را تشکیل می‌دهند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 12 ) را نگاه کنید.

(2. 1) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، با ویژگی‌های پیش‌گفته، جمع عربی باشد، برای آن فعل مفرد می‌آوریم.

مثال1: تحولات نشان می‌دهد که...

مثال2: شواهد حاکی از آن است که...

مثال3: گاهی معایب، محاسن را می‌پوشاند.

مثال4: منافع، موضوع بحث و گفت‌وگوهای عمومی نیست؛ هر چند ممکن است به منافعی تبدیل شود که اثر خود را به‌عنوان منافع عمومی از دست بدهد.

مثال5: مطالب پیش از مطرح شدن در جلسه، برای همه آشکار و روشن بود.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 13) را نگاه کنید.

 

(2) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، «مفعول»، یا دارای «پیش‎ساژه» و یا «پس‌ساژه» باشد، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال برای پیش‌ساژه:

مثال1: برخی از این ابهام‌ها موجب انتشار مطالبی در روزنامه‎ها گردید.

مثال2: برخی شاخص‎ها خلاف این روند را نشان می‎دهد.

مثال3: چنین تسلیم‎شدن‎هایی اعتبار دولت‎ها در نزد ملت‎ها را ازبین می‎برد و هنگامی روی می‎دهد که دولت‎ها زمام امور را از دست داده باشند.

مثال برای پس‌ساژه:

مثال4: اقدام‌های این‌چنینی می‎تواند تأثیر فراوانی بر روابط دو کشور بگذارد.

مثال5: مشکل‌های اجتماعی مهمی که قبلاً جوانان با آن روبه‎رو بودند، اکنون با ظهور فن‎آوری اینترنت تشدید شده است.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 14) را نگاه کنید.

(1. 2) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، ویژگی‌های گفته شده در بند پیش (بند 2) را داشته باشد، ولی فعل آن، «فعل ویژه‌ی جان‌داران» باشد، آن فعل را به‌صورت جمع می‌آوریم:

مثال1: فرهنگ‌های تقسیم‌شده‌ای مانند کره، چین و ویتنام پیشین، یک آزمایشگاه فریبنده برای مطالعه‌ی هویت‌ها فراهم می‌کنند که...

مثال2: معمولاً کاستی‌های مربوط به کم‌کاری، در این مرحله خود را نشان می‌دهند.

مثال3: عواملی که از مقاصد اولیه‌ی بازیگران سیاست‌ها پیشی‌ می‌گیرند می‌توانند مانع پیشرفت کارها شوند.

مثال4: رویکردهای لیبرال‌ تلاش می‌کنند که این هویت‌ها را تغییر دهند.

مثال5: دیدگاه‌های ماتریالیستی با مشکل سنجش قدرت روبه‌رو بودند و هنگامی که قدرتی تجزیه می‌شد، نمی‌توانند به‌راحتی پاسخ‌های رضایت‌بخشی برای آن ارائه دهند.

مثال6: هویت‌های جمعی باثبات، یکی از مشخصه‌های روابط بین‌الملل به‌شمار می‌آیند.

(2. 2) هرگاه نهاد اسم معنی جمع با ویژگی‌های گفته شده در بند (2)، هم فعل ویژه‌ی جان‌داران و هم غیر آن را داشته باشد، همه‌ی فعل‌های وابسته به آن نهاد را به‌صورت جمع می‌آوریم:

مثال1: حتی وقتی‌که نظام‌های قضائی و حقوقی در یک حکومت به‌طور کامل مستقل نیستند، می‌توانند فرصت‌های مهمی را برای سرمایه‌گذاران فراهم کنند تا...

مثال2: هویت‌های مذهبی نیز می‌توانند انحصارگرا باشند، به‌ویژه هنگامی‌که با قومیت پیوند می‌خورند یا با یک سرزمین خاص ارتباط پیدا می‌کنند.

(3. 2) هرگاه فعلی در جمله‌ی وصفی، و متعلق به اسمی باشد که ویژگی‌های نهاد گفته شده در بند (2) را داشته باشد (یعنی آن اسم، اسم معنی مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشد)، آن فعل را به‌صورت جمع می‌آوریم:

مثال1: چندجانبه ‌گرایی یکی از دلایل اصلی است که عوامل هویت را قادر می‌سازد تا پیش‌بینی‌های رفتاری را که کاملاً با واژه‌های نئورئالیستی تعریف شده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد.

مثال2: با افزایش اندازه و جزئیات دیگر نمونه‌گیری، تصمیم‌هایی گرفته می‌شود که با اصل هدف‌ها هم‌آهنگی ندارند.

مثال3: در این مرحله، خطاهایی که ثبت شده‌اند باید اصلاح شوند.

مثال4: می‌توان شاخص‌هایی را ملاحظه کرد که در زمره‌ی عوامل اقتصادی محسوب می‌شوند.

مثال5: در این صورت تغییر ادراکاتی که در امتداد این خطوط قرار دارند باید یک شرط لازم محسوب شود.

مثال6: فصل چهارم نیز به تغییراتی که از انواع مختلف هویت ناشی می‌شوند می‌پردازد.

مثال7: انگلیس هم‌چنان در معرض خطر فعالیت‌های غیرنظامی محرمانه و گسترده‌ای قرار دارد که از سوی سازمان‌های اطلاعاتی انجام می‌شوند.

 

(3) هرگاه نهاد اسم معنی جمع، هم فاعل باشد و هم مفعول، برای آن، فعل جمع می‌آوریم:

مثال: فرضیه‌ها هنگامی‌که برای ساختار تکثری به‌کار برده می‌شوند، برجسته می‌شوند. (فرضیه‌ها مفعول برای فعل «برجسته می‌شوند» فاعل است، و برای فعل «به‌کار برده می‌شوند»، مفعول است.

 

(4) هرگاه دو یا چند نهاد اسم معنی مفرد با «و» یا «یا» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: ارتباط تنگاتنگ اقتصاد آمریکا و ژاپن از یک‎سو، و خصومت تاریخی چین و ژاپن از سوی دیگر، گزینه‎هایی است که امکان تمایل ژاپن به چین را کاهش می‎دهد.

مثال2: نیازشناسی و نوآوری دو ویژگی برجسته‎ی نخبگان است.

مثال3: خنده و شادی دل ‎خوش می‎خواهد.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 15 ) را نگاه کنید.

 

(5) هرگاه دو یا چند نهاد اسم‎معنی «جمع» یا «مفرد و جمع» با «و» به‎هم ربط داده شوند:

(1. 5) اگر همه‎ی آن‌ها جزو نهادهای اسم معنی پیش‎گفته‎ای باشند که فعل مفرد می‎گیرند (یعنی مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشند) فعل جمله را به‎صورت مفرد می‎آوریم:

مثال1: ساختارهای نهادینه و دوستی‎های عمیقی که صرفاً میراث تاریخی نیم‎قرن گذشته نیست بلکه بخشی از یک‎جانبه‎گرایی این کشور محسوب می‎شود، آن را به‎عنوان قدرتی برتر در میان قدرت‎های بزرگ نشان می‎دهد. (مفعول و دارای پس‌ساژه)

مثال2: ارتباطات تنگاتنگ اقتصادی آمریکا و ژاپن از یک‎سو، و خصومت تاریخی چین و ژاپن از سوی دیگر، گزینه‎هایی است که امکان تمایل ژاپن به چین را کاهش می‎دهد. (دارای پس‌ساژه‎)

مثال3: مباحث خاص کاپچان و مباحث عمومی والنس، در مقابل این تفسیر قرار دارد. (دارای پس‌ساژه)

مثال4: محکومیت‎های خودسرانه یا سیاسی‎شده، تشکیلات قضائی ناکارآمد، و اوضاع نابسامان زندان‎ها، از مواردی بود که موفقیت‎های سیاسی این کشور را زیرپوشش برد. (دارای پس‌ساژه)

مثال5: روش‎های تغییر رفتار در مخاطبان، اصول تقویت این رفتارها، و روش‎های نوظهور، از جمله مطالبی است که در این مقاله مطرح شده است. (مفعول و دارای پس‌ساژه)

(1. 1. 5) هرگاه جمله، جمله‌ی اسنادی، و مسند آن صفت عالی (دارای «ترین») باشد، فعل جمله را به‌صورت جمع می‌آوریم:

مثال: در محیط داخلی نیز فرهنگ راهبردی، نظام سیاسی و اقتصادی، نقش ایدئولوژی و به‌طور کلی عناصر مادی و معنوی قدرت ملی، اصلی‌ترین عناصر هستند.

(2. 5) ولی اگر جزو نهادهایی باشند که فعل جمع می‎گیرند (یعنی «فاعل» و بدون پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشند) فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال1: در چنین شرایطی، دوستی‎ها و دشمنی‎ها شکل جدیدی به‎خود می‎گیرند. (فاعل و بدون پیش‌ساژه و پس‌ساژه)

مثال2: معلوم شد که در مواردی، جرم‎ها و مجازات‎ها با هم تناسب نداشته‎اند. (فاعل و بدون پیش‌ساژه و پس‌ساژه)

(3. 5) و هرگاه برخی از آن‌ها فعل مفرد و برخی فعل جمع بگیرند، برای همه فعل جمع می‌آوریم:

مثال: این چالش‌ها و واکنش‌های راهبردی در برابر آن‌ها در سه دسته جمع می‌شوند که ستون‌های سه‌گانه‌ی سیاست ما در خاورمیانه را تشکیل می‌دهند.

 

(6) هرگاه یک نهاد اسم معنی مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم معنی مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: این عامل با عوامل دیگر ارتباط چندانی ندارد.

مثال2: این ویژگی به‎همراه ویژگی‎های دیگر، وضعیتی را پدید می‎آورد که ادامه‎ی کار را تقریباً غیرممکن می‎سازد.

مثال3: وضعیت موجود با وضعیت‎های پیش، به پیش‎بینی وضعیت‎های آینده کمک خواهد کرد.

 

(7) هرگاه یک یا چند نهاد اسم معنی جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم معنی مفرد یا جمع دیگر بیاید:

(1. 7) اگر نهاد جمله جزو نهادهایی باشد که فعل مفرد می‎گیرند (یعنی مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشد) برای آن فعل مفرد می‌آوریم:

مثال1: عوامل تأثیرگذار بر جو، با عوامل تأثیرگذار بر زمین ارتباط تنگاتنگی دارد. (دارای پس‌ساژه)

مثال2: در جدول 2، تصمیم‎های گرفته شده در هر بخش، به‌همراه منافع احتمالی و محدودیت‎های هریک از عناصر دموکراتیک‌سازی و لیبرال‌سازی خلاصه شده است. (مفعول و دارای پس‌ساژه)

 

(2. 7) ولی اگر مفعول یا دارای پس‌ساژه یا پیش‌‌ساژه نباشد.

مثال: پیش‎بینی‎ها با اقدامات پیش‎گیرانه دست‎به‎دست هم دادند و خسارت‎ها را به‌حداقل رساندند. (بدون پیش‌ساژه یا پس‌ساژه)

 

(8) هرگاه نهاد اسم معنی مفرد با عدد جمع بسته شود، برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: دو عامل در پیدایش ساختار جدید نقش داشت.

مثال2: سه‎ ویژگی، او را از هم‎کلاس‎هایش متمایز کرده است.

 

(9) هرگاه کلمه‎های «همه‎ی، همگی، باهم، به‎هم، دیگر، هم‎دیگر، یک‎دیگر، آن‎ها، این‌ها، بیش‌تر، متقابل، بسیاری(از)، باقی، بقیه‎ی»، و مانند این‌ها را (که ـ‌اغلب یا همیشه‌ـ ضمیر، قید یا صفت جمع هستند) به نهاد اسم معنی جمع نسبت دهیم، برای جمله فعل جمع می‎آوریم، حتی اگر نهاد، مفعول یا دارای پیش‌ساژه یا پس‌ساژه باشد.

مثال1: همه‎ی مأموریت‎های واگذار شده به این سازمان ماهیت مشتری‎محور دارند.

مثال2: این‌ها نمونه‎هایی از شیوه‎های گوناگون برای ارجاع هستند که از همین کتاب برداشته شده‎اند.

مثال3: این اصول به‎هم مرتبطند؛ گاهی هم‎دیگر را تقویت می‎کنند و گاهی نیز با یک‎دیگر در تعارض هستند.

مثال4: نوآوری‎های موفق، آن‎هایی هستند که از نظر مشتریان، عامل افزایش ارزش‎ها هستند و به خلق ارزش‎ها کمک می‎کنند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 16 ) را نگاه کنید.

 

(1. 9) در این موارد فعل آن بخش از جمله نیز که دربر دارنده‎ی کلمه‎های پیش‌گفته نیست، به‌پی‎روی از باقی جمله به‎صورت جمع می‎آید:

مثال1: این قابلیت‎ها باید در زیرساخت‎های اطلاعاتی گنجانده شوند تا در تلفیق با یک‎دیگر بتوانند هم‎دیگر را تقویت کنند.

مثال2: حتی با گسترش جنگ با تروریسم نیز این موضوعات گزینه‎های سیاسی نسبتاً پایداری برای آمریکا فراهم می‎آورند و بدین ترتیب، همه‎ی آن‌ها به‎طور بالقوه فعال باقی می‎مانند.

 

(2. 9) فعل‎های «وجود داشتن»، «ممکن بودن»، «امکان داشتن» و «احتمال داشتن» را نمی‌توان به‌پی‎روی از فعل‎های جمع دیگر جمله، به‎صورت جمع آورد:

مثال1: اجزای دیگری نیز وجود دارد که این تغییرات را شکل می‎دهند.

مثال2: متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد که تلاش می‎کنند تا این اشتباهات را تا حد یک سری انتظارات کلیشه‎ای درباره‎ی چه‎گونگی رفتار آن‌ها تنزل دهند.

مثال3: این اصول ممکن است یک دیگر را پشتیبانی کنند یا با هم در تعارض باشند.

 

(10) هرگاه ضمایر «آن‌ها» یا «این‌ها» به‎جای اسم معنی جمع بنشینند، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال1: آن‌ها (آن عوامل) از این نظر اهمیت دارند که ادعاهای آمریکا برای جایگاه ابرقدرتی، تا حد زیادی بر موقعیت اجتماعی این کشور استوار است.

مثال2: آن‌ها (آن تجربه‎ها) به‎نحو چشم‎گیری موفقیت را افزایش می‎دهند.

مثال3: این‌ها (این نمونه‎ها) نمونه‎هایی از شیوه‎های گوناگون بیان ارجاع هستند که از همین کتاب برداشته شده‎اند.

مثال4: برخی از آن‌ها (آن وضعیت‎ها) به‎شدت تحت تأثیر افراد بانفوذ قرار دارند.

 

(11) هرگاه اسم معنی جمع به‎جای اسم ذات جمع به‎کار رود، برای آن فعل جمع می‎آوریم. بنابر این، نام‎هایی مانند «قدرت‎ها = کشورهای دارای قدرت»، «ائتلاف‎ها = کشورهای ائتلاف‎کننده»، «نهادها»، «سازمان‎ها»، «مؤسسه‎ها» و جز این‌ها، که وجودشان قائم به‌ذات نیست و بسته به چیز یا چیزهای دیگری است، از آن‌جا که به‌غیر اسم معنی (به چیزهای تشکیل‎دهنده‎ی خود) اشاره دارند، اسم معنی به‎شمار نمی‎آیند و از قواعد اسم معنی پی‌روی نمی‌کنند.

مثال1: ائتلاف‎هایی (= کشورها یا نیروهای ائتلافی) که در این جنگ روبه‎روی عراق قرار گرفتند...

مثال2: قدرت‎های بزرگ (= کشورهایی که قدرت بزرگ هستند) نمی‎توانند به‎راحتی از این تغییرات چشم‎پوشی کنند.

 

(12) هرگاه دو یا چند نهاد اسم معنی و اسم ذات مفرد با «و» به ‌هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‌آوریم:

مثال1: طبیعت و آفرینش پیرو خواست‌های انسان و مرزهای سیاسی نیست و به هر ملت و ناحیه‌ای گونه‌ی ویژه‌ای از منابع را ارزانی کرده است.

مثال2: خانه‌ی بزرگ و توان مالی فراوان جزء شرایط عضویت در آن جمع، نوشته شده بود.

مثال3: جسم سالم و توان ذهنی بالا می‌تواند به پیشبرد این خواسته کمک کند، اما شرطِ کافیِ تحقق آن نیست.

 

(13) هرگاه به‎کار بردن فعل مفرد موجب اشتباه در اسناد فعل به نهاد شود، برای نهاد اسم معنی جمع ـ‌تنها در جای مورد نیازـ فعل جمع می‎آوریم:

مثال1:

ننویسید: ساختارها، کاربردها و تدابیر عملیاتی گروه‎های رزمی دریایی و تکامل هر روزه‎ی آن‎ها، نیازمند مهندسی مشترک دریایی است، تا بتواند به‌اندازه‎ی کافی نیازهای مختلف را برآورده کند و گروه‎های رزمی دریایی را قادر سازد که در هم‎کاری با نیروهای متحد و ائتلافی به‌اجرای عملیات بپردازند.

زیرا به‎کاربردن فعل‎های مفرد («بتواند»، «برآورده کند» و «قادر سازد») برای نهادهای جمع (ساختارها، کاربردها و تدابیر عملیاتی ... و تکامل ... آن‎ها) ممکن است موجب ‎شود که خواننده به‌اشتباه، این فعل‌ها را به مفعول جمله (مهندسی مشترک دریایی) نسبت دهد. بنابر این، برای پرهیز از اشتباه، لازم است در جاهایی که ممکن است اشتباه پدید ‎آید، فعل جمع به‎کار ببریم؛ پس:

بنویسید: ساختارها، کاربردها و تدابیر عملیاتی گروه‎های رزمی دریایی و تکامل هر روزه‎ی آن‎ها، نیازمند مهندسی مشترک دریایی است، تا بتوانند به‎اندازه‎ی کافی نیازهای مختلف را برآورده کنند و گروه‎های رزمی دریایی را قادر سازند که در هم‎کاری با نیروهای متحد و ائتلافی به‌اجرای عملیات بپردازند.

مثال2:

ننویسید: حفظ بقا و امنیت، انگیزه‎های اصلی این تلاش را تشکیل می‎دهد.

زیرا به‎کار بردن فعل مفرد «تشکیل می‎دهد» برای نهاد «حفظ بقا و امنیت» ممکن است موجب ‎شود تا خواننده تصور کند که «حفظ بقا و امنیت» یک نهاد یا فاعل است، در حالی‎که جمله دارای دو نهاد «حفظ بقا» و «حفظ امنیت» است که هریک از دیگری جدا و مستقل است. بنابر این برای پرهیز از اشتباه و برداشت نادرست، برای جمله فعل جمع می‎آوریم؛ پس:

بنویسید: «حفظ بقا» و «امنیت»، انگیزه‎های اصلی این تلاش‎ها را تشکیل می‎دهند.

 

مثال3:

ننویسید: رویکردهای ماتریالیستی با مشکل قدیمی و حل نشدنی سنجش قدرت مواجه بود و وقتی که قدرت تجزیه می‎شد نمی‎توانست به‎راحتی پاسخ‎های رضایت ‎بخشی برای آن ارائه کند.

زیرا اگر فعل‎های «نمی‎توانست» و «ارائه کند» به‎صورت مفرد به‎کار روند، خواننده ممکن است به‌اشتباه، این فعل‎ها را به «قدرت» نسبت ‎دهد، نه به «رویکردهای ماتریالیستی». بنابر این برای پرهیز از اشتباه، دو فعل «نمی‎توانست» و «ارائه کند»، و به‌تبع آن، فعل «مواجه بود» را به‎صورت جمع به‎کار می‎بریم؛ پس:

بنویسید: رویکردهای ماتریالیستی با مشکل قدیمی و حل‎نشدنی سنجش قدرت مواجه بودند و وقتی قدرت تجزیه می‎شد، نمی‎توانستند به‎راحتی پاسخ‎های رضایت‎بخشی برای آن ارائه کنند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 17 ) را نگاه کنید.

 

(14) فعل «عبارت بودن» برای نهاد اسم معنی جمع به‌صورت جمع می‎آید، هرچند فعل‎های دیگر مفرد بیایند:

مثال1: در فصل دهم موضوعاتی بررسی شده است که عبارتند از...

مثال2: در این بخش مسائلی مورد بررسی قرار می‎گیرد که عبارتند از...

مثال3: در فصل پنجم هلن بروکلهورست به موضوعاتی پرداخته که عبارتند از...

مثال4: یافته‎های مهم این تحقیق عبارتند از...

مثال5: در فصل هفتم سناریوهایی مطرح می‎شود که عبارتند از...

 

(15) هرگاه در یک جمله‎ی مرکب، دو یا چند نهاد اسم معنی، در دو یا چند حالت پیش‌گفته بیاید، برای هر نهاد فعل متناسب با نقش خود را می‎آوریم:

مثال: از آن‎جا که بسیاری از این منافع قبلاً در حوزه‎ی سیاسی مطرح نبودند (نهاد اسم معنی جمع هنگامی‌که کلمه‎ی «بسیاری از» و... به آن نسبت داده شود، احتمالاً شرایط موجود و نیازهایی که مربوط به طیف گسترده‎ای از مردم می‎شود، چالش جدیدی را پدید خواهد آورد. (نهاد اسم معنی جمع، هنگامی‌که دارای پس‌ساژه باشد.)

6. 1. 2ـ نهاد اسم جمع

اسم جمع واژه‌ای است که به گروهی از جان‌داران اشاره دارد؛ مانند: مردم، ملت، قوم، دسته، گروه، لشکر و مانند این‌ها.

 

(1) هرگاه نهاد، «اسم جمع» باشد، برای آن فعل مفرد به‎کار می‎بریم:

مثال1: هارون گفت: ای فرزند مادرم! [ای موسی] این قوم مرا ناتوان کرد و نزدیک بود مرا بکشد... (سوره‎ی 7، آیه‎ی 15)

مثال2: هیأت داوران، کتاب‎های «روایت چهاردهم»، «عطش به نیت دریا» و «غزل‎های باغ ارغوان» را به‌ترتیب حائز رتبه‎های اول تا سوم دانست.

مثال3: تیپ 15 از جناح چپ [عمل‎ کرد]، و لشکر 7 از جناح راست عمل‎ کرد.

مثال4: امروز ارتش، باتجربه‎تر، استوارتر، و مجهزتر از دوران جنگ، آماده‎ی پاسخ‎گویی به هرگونه تجاوز خارجی است.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 18 ) را نگاه کنید.

(1. 1) برای کلمه‎های «مردم»، «جمعیت»، «خلق» و «جماعت» معمولاً فعل جمع به‎کار می‎بریم:

مثال1: جمعیت اشرافی از قوم نوح که کافر بودند، گفتند... (سوره‎ی 23، آیه‎ی 24)

مثال2: چنان مکن که خلق خدا تو را دشمن بدانند.

مثال3: مردم به‌دور او حلقه زده بودند و او را دل‎داری می‎دادند.

مثال4: این جماعت نمی‎خواهند با ما همساز شوند.

 

(2) هرگاه به اسم جمع، «ها»ی جمع افزوده شود، در حالت فاعلی و مفعولی برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: گروه‎های اهل سنت عراق نیز پذیرفته‎اند که در فرآیندهای شیعی کشورشان شرکت کنند.

مثال2: بیش‌تر هیأت‎های عزاداری، قمه‎زنی را کنار گذاشته‎اند.

مثال3: ارتش‎های جهان اگر به این فن‎آوری‎ها دست نیابند، در نبردهای خود پیروز نخواهند شد.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 19) را نگاه کنید.

 

(3) هرگاه اسم جمع با عدد جمع بسته شود، ‌برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: و در آن شهر، نُه گروه بودند که در زمین فساد می‎کردند و اصلاح نمی‎کردند. (سوره‎ی 27، آیه‎ی 48)

مثال2: دو طایفه‎ی بزرگ در این استان زندگی می‎کنند.

مثال3: هشت لشکر در این عملیات شرکت کردند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 20 ) را نگاه کنید.

(1. 3) مگر هنگامی‌که فعل جمله «مجهول» یا فعل «وجود داشتن» باشد.

مثال1: دو گردان به این لشکر افزوده شد.

مثال2: در مصر بیش‌تر از بیست‎هزار سازمان غیردولتی (NGO) وجود دارد.

 

(4) هنگامی‎که ضمایر «آن‎ها» و «این‌ها» به‎جای اسم جمع بنشینند، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال: در مصر بیش‌تر از بیست‎هزار سازمان غیردولتی (NGO) وجود دارد، ولی شاید تنها چهل‎درصد از آن‌ها فعال و مؤثر باشند.

 

(5) هرگاه دو یا چند نهاد اسم جمع با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: لشکر ابن‎زیاد و کاروان امام‎حسین(ع) در روز عاشورا رو در روی هم قرار گرفتند.

مثال2: ارتش و سپاه دو تکیه‎گاه و پشتوانه‎ی کشورند.

مثال3: ارتش روسیه و ارتش بلاروس، پیمان هم‎کاری در زمینه‎ی فن‎آوری نظامی امضا کردند.

مثال4: لشکر 17 و لشکر 27 وارد منطقه شدند.

مثال5: اقوام و قبایل ساکن این منطقه همواره با هم درگیر و ناسازگار بوده‎اند.

 

(6) هرگاه یک نهاد اسم جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم جمع دیگر بیاید، فعل جمله را به‎صورت مفرد می‎آوریم:

مثال: لشکر 7 با لشکر 31 و لشکر 17 وارد منطقه شده است.

 

(7) هرگاه یک نهاد اسم جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، همراه یک یا چند اسم جمع دیگر که دارای «ها»ی جمع هستند بیاید، جمله را به‎صورت فعل مفرد می‎آوریم:

مثال: لشکر 21 با لشکرهای مستقر در منطقه رزمایش مشترک انجام داد.

 

(8) هرگاه یک نهاد اسم جمعِ دارای «ها»ی جمع، با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، همراه یک یا چند نهاد اسم جمع دیگر بیاید، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال: لشکرهای مستقر در منطقه با لشکر 21 رزمایش مشترک انجام دادند.

 

(9) هرگاه دو یا چند نهاد اسم جمع با حرف «یا» به هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: گروه هوادار ادغام دو سازمان یا گروه مخالف گسترش تشکیلات حزب نمی‎تواند نظر بی‎طرفانه‎ای ابراز کند.

مثال2: گله‎ی گوسفند یا گله‎ی گاو در این چراگاه اجازه‎ی چرا ندارد.

 

(10) هرگاه دو یا چند نهاد اسم جمع دارای «ها»ی جمع، با حرف «یا» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال: گروه‎ها یا دسته‎های مخالف این طرح، باید مخالفت خود را آشکار کنند.

 

(11) هرگاه یک یا چند نهاد اسم جمع، با حرف «یا» به یک یا چند نهاد اسم جمع دارای «ها»ی جمع ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: گروه هوادار ادغام دو سازمان یا گروه‎های مخالف گسترش تشکیلات حزب، نمی‎توانند نظر بی‎طرفانه‎ای ابراز کنند.

مثال2: گله‎ی گوسفند یا گله‎های گاو اجازه‎ی چرا در این چراگاه را ندارند.

7. 1. 2ـ نهاد دستوری/ نوشتاری

هرگاه نهاد، از مقوله‎های نوشتاری و دستوری (مانند: اسم، فعل، حرف، کلمه، عدد، فرمول، جمله، نوشته، متن، مطلب، مبحث، نامه، پرسش‌نامه، جدول، نمودار، شکل و مشتقات این‌ها) باشد، آن را نهاد دستوری/ نوشتاری می‌نامیم.

نهاد دستوری/ نوشتاری جمع، چه فاعل باشد چه مفعول،  برای آن فعل جمع می‎آوریم.

مثال1: کلمه‎ها با ما سخن میگویند.

مثال2: کلمه‎هایی که در این فهرست آمده‎، جزو کلمه‎های چندمعنایی هستند.

مثال3: برخی از این نوشته‎ها از محتوای علمی برخوردار نیستند.

مثال4: اگر عددها مرکب و دوهجایی باشند چسبیده نوشته می‌شوند.

مثال5: نقش‌ها در جمله‎ی اسمی این‌گونه قرار می‎گیرند.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 21 ) را نگاه کنید.

 

(1) اگر نهاد، جمع عربی (بدون نشانه‌های جمع فارسی، یعنی «ها» یا «ان») باشد، در حالت فاعلی و مفعولی، فعل مربوط به آن را مفرد می‌آوریم:

مثال1: بیش‌تر مطالب کتاب سفید به راهکارهایی مربوط می‌شود که...

مثال2: این مباحث به ناهنجاری‌هایی می‌پردازد که...

مثال3: حروف الفبای فارسی از زبان عربی گرفته شده است.

مثال4: مقالات عربی این مجموعه بیش‌تر از مقالات فارسی آن است.

استثنا: گاهی ـ‌ نه همیشه‌ـ فعل‌های «آمدن» و «رفتن» را حتی در «به‌کار رفتن» و «به‌کار آمدن» برای فعل نهاد دستوری/ نوشتاری جمع، به‎صورت مفرد می‎آوریم:

مثال1: در این جمله‎ها معمولاً صیغه‎هایی به‎کار می‎رود که از وجه شرطی هستند.

مثال2: مثال‌هایی که درپی می‌آید به ‌روشن شدن مطلب کمک می‌کنند.

مثال3: جمله‌هایی که در زیر می‌آید نمونه‌های روشنی از رعایت نکردن این قواعد هستند.

 

(2) هرگاه دو یا چند نهاد دستوری/ نوشتاری مفرد، جمع، یا مفرد و جمع با «و» به هم ربط داده شوند فعل آن‎ها را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال1: فاعل و نهاد دو تعریف جداگانه دارند.

مثال2: «الف» و «ای» در «خدایا» و «ای دوست» نشانه‎ی منادا هستند.

مثال3: در زبان فارسی، فعل بایستن و فعل پیرو آن، در این زمان کاربردی ندارند.

 

(3) هرگاه یک نهاد دستوری/ نوشتاری مفرد با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها با یک یا چند اسم دستوری/نوشتاری مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‎ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: جمله‎ی پیش (بند 2.6)

مثال2: هرگاه فعل اصلی همراه با فعل کمکی بیاید...

مثال3: هرگاه فعل اصلی با فعل‎های کمکی بیاید...

 

(4) هرگاه یک یا چند نهاد دستوری/ نوشتاری جمع با ساژه‎های «با»، «همراه»، «به‎همراه» و مانند این‌ها، با یک یا چند اسم دستوری/ نوشتاری مفرد یا جمع دیگر بیاید، برای آن‎ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: هرگاه فعل‌های اصلی همراه با فعل کمکی بیایند...

مثال2: هرگاه نهادهای مفرد همراه با نهادهای جمع باشند...

 

(5) هرگاه نهاد دستوری/ نوشتاری با عدد جمع بسته شود برای آن فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: اگر این دو فعل (بودن و وجود داشتن) با «ی»ی نکره بیایند...

مثال2: هرگاه دو یا چند نوع نهاد مفرد و جمع با «و» به هم ربط داده شوند... .

مثال3: دو کلمه‌ی پیشنهاد و پیش‌پرداخت، متعلق به یک گروه واژه نیستند.

 

(6) هرگاه یک نهاد دستوری/ نوشتاری مفرد، با «یا» به یک یا چند اسم دستوری/ نوشتاری دیگر ربط داده شود، فعل جمله را به‎صورت جمع می‎آوریم:

مثال1: هرگاه یک ]نهاد[ یا چند نهاد اسم جمع، «ها»ی جمع بگیرند...

مثال2: هرگاه یک ]نهاد[ یا چند نهاد رستنی جمع، با یک یا چند اسم رستنی بیایند... .

 

(7) هرگاه فعل نهاد دستوری/ نوشتاری جمع، «وجود داشتن» باشد، به‎صورت مفرد می‎آید:

مثال1: در برخی نوشته‎ها مطالب مفیدی وجود ندارد.

مثال2: جمله‎هایی که در آن‎ها صیغه‎های صرفی یکسان فعل وجود دارد... .

8. 1. 2ـ نهاد اسم زمان

هرگاه نهاد جمع، اسم زمان باشد، در حالت فاعلی و مفعولی برای آن فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: روزها گذشت، زمستان‎ها رفت و بهارها آمد؛ ولی از او خبری نشد.

مثال2: سال‎ها می‎گذرد، شنبه به نوروز افتد.

مثال3: روزهای سیاه کوتاه است، روزهای خوشی در انتظار ماست.

مثال4: از آن واقعه سال‎ها گذشته است.

مثال5: سال‎های آینده روشنگر نتایج این تقابل‎ها خواهد بود.

9. 1. 2ـ نهاد ضمیر

1. 9. 1. 2ـ «هر» و «هیچ»

(1) هرگاه ساژه‎های «هرکدام»، «هریک»، «هیچ‎کدام» و «هیچ‎یک» نهاد باشند، فعل آن‌ها در مفرد یا جمع بودن، از قواعد اسمی که به آن اشاره می‎کنند، پی‎روی می‎کند.[10] نوع صیغه‎ی صرفی فعل آن‌ها نیز با اسم مورد اشاره هم‌خوانی دارد.

در مثال‎هایی که درپی می‎آید، عبارت درون پرانتز، چه خوانده شود چه خوانده نشود، فعل جمله تغییری نخواهد داشت:

مثال1: آیا ندیدی همه‎ی آنان که در آسمان‎ها و زمین هستند برای خدا تسبیح می‎کنند، و هم‎چنین پرندگان، هنگامی که بر فراز آسمان‎ بال گسترده‎اند؟ هریک [از آن‌ها] نماز و تسبیح خود را می‎دانند و خداوند به همه‎ی آن‎چه انجام می‎دهند داناست. (سوره‎ی 24، آیه‎ی 41، نهاد جان‌دار جمع)

مثال2: هریک/ هرکدام (از این واژه‌ها) معنایی ویژه‌ی خود دارند. (نهاد دستوری/ نوشتاری)

مثال3: هرکدام/ هریک (از این درختان) بسته به شرایط محیطی، بین دوازده تا هجده متر بلندی دارند. (اشاره به نهاد رستنی جمع)

مثال4: هرکدام/ هریک (از این ماشین‎ها) بین هشت تا ده سال عمر مفید دارند. (اشاره به نهاد بی‎جان جمع)

مثال5: هرکدام/ هریک (از این استدلال‎ها) می‎تواند به اثبات فرضیه کمک کند. (اشاره به نهاد اسم معنی جمع، هنگامی‌که پیش‌ساژه دارد)

مثال6: هیچ‎کدام/ هیچ‎یک (از این مولکول‎ها) در فرآیند تبخیر تأثیری ندارند. (اشاره به نهاد بی‎جان جمع، در متن‎های علمی‌ـ فنی)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 22 ) را نگاه کنید.

2. 9. 1. 2ـ «یکی از» و «کدام‌یک از»

هرگاه ساژه‎های «یکی از...» و «کدام‎یک از...» نهاد باشند، فعل آن‎ها همواره مفرد است، هرچند اسم پس از آن‎ها به‎صورت جمع بیاید:

مثال1: تنها یکی از افراد این خانواده‎ها می‎تواند از معافیت دائم استفاده کند. (نهاد جان‌دار)

مثال2: یکی از خودروها در پارکینگ است. (نهاد بی‎جان)

مثال3: یکی از درختان سیب شکوفه داده است. (نهاد رستنی)

مثال4: یکی از عوامل بی‎اعتمادی بین دو طرف برطرف شد. (نهاد اسم معنی)

مثال5: یکی از لشکرها در منطقه است. (نهاد اسم جمع، با «ها»ی جمع)

مثال6: یکی از این جمله‌ها با جمله‌های دیگر در تناقض است. (نهاد دستوری/ نوشتاری)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 23 ) را نگاه کنید.

10. 1. 2ـ نهادهای آمیخته

هرگاه در یک جمله، دو یا چند نوع نهاد به‌کار رود، نهادهای آن جمله را «نهادهای آمیخته» می‌نامیم.

 

(1) هرگاه دو یا چند نوع نهاد مفرد (جان‌دار، بی‎جان، رستنی، اسم معنی، اسم جمع و دستوری/ نوشتاری) با «و» به هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل مفرد می‎آوریم:

مثال1: انقلاب اسلامی (اسم معنی) و رهبر بزرگ آن (نهاد جان‌دار)، بزرگ‎ترین جلوه‎ی تجلی بیداری و ظلم‎ستیزی بود.

مثال2: خمیر پیتزا، سوسیس، کالباس یا گوشت، پنیر پیتزا، ادویه‎ی مخصوص (نهاد بی‎جان) گوجه‎فرنگی، فلفل دلمه‎ای و قارچ (نهاد رستنی)، مواد لازم برای پخت پیتزاست.

 

(2) هرگاه دو یا چند نوع نهاد مفرد و جمع (جان‌دار، بی‎جان، رستنی، اسم معنی، اسم جمع) با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: دیدار رهبر این حزب با مسئولان موساد در عراق (نهاد اسم معنی مفرد)، افرادی که در این دیدار رهبر این حزب را هم‎راهی کرده‎اند (نهاد جان‌دار جمع)، سندهای سری درباره‎ی این روابط (نهاد بی‎جان جمع)، کتاب‎های فراوان (نهاد بی‎جان جمع) و حتی یادداشت‎ها و نامه‎هایی (نهاد دستوری/ نوشتاری) که مستشاران اسرائیلی هنگام حضور در کردستان عراق نوشته‎اند، همگی چهارچوب و محدوده‎ی این روابط را مشخص می‎کنند.

مثال2: آسمان و زمین، خورشید و ماه (نهاد بی‎جان مفرد) و ستارگان (نهاد بی‎جان جمع)، انسان‎ها و حیوانات (نهاد جان‌دار جمع)، درختان و گیاهان (نهاد رستنی جمع)، کوه‎ها و دریاها (نهاد بی‎جان جمع)، خواب و وهم و خیال (نهاد اسم معنی مفرد) و... همگی نشان‌دهنده‌ی این واقعیت انکارناپذیر هستند که وجودی برتر، آن‌ها را پدید آورده است.

 

(3) هرگاه دو یا چند نوع نهاد جمع (جان‌دار، بی‎جان، رستنی، اسم معنی و اسم جمع و دستوری/ نوشتاری) با «و» به ‎هم ربط داده شوند، برای آن‌ها فعل جمع می‎آوریم:

مثال1: عوامل شکل‎گیری نارضایتی (نهاد اسم معنی جمع)، افرادی که به‌شکل هدفمند نارضایتی ایجاد می‎کنند (نهاد جان‌دار جمع) و کارخانه‎هایی که آغازگر اعتصاب بوده‎اند (نهاد بی‎جان جمع) همگی باید به‎دست مدیر داخلی کارخانه مهار شوند.

مثال2: اخبار و رویدادهایی که مرتبط با امنیت است (نهاد اسم معنی جمع)، تصویرهای متعدد از انفجارهای اتمی (نهاد بی‎جان جمع)، اطلاعات فنی از میزان تخریب (نهاد اسم معنی جمع)، متون طبقه‌بندی شده‌ی این اطلاعات (نهاد دستوری/ نوشتاری)،  پرتوهای زیان‎آور و پرتوهای نابودکننده، فیلم‎هایی از انفجارهای هسته‎ای (نهاد بی‎جان جمع)، اطلاعات پناهگاه‎های امن در زمان انفجارهای اتمی (نهاد اسم معنی جمع)، و فایل‎های شبیه‎سازی بمب‎های هسته‎ای (نهاد بی‎جان جمع)، از جمله این اطلاعات محسوب می‎شوند.

 

(4) هرگاه دو یا چند نهاد مفرد و جمع با فعل‎های گوناگون درپی هم آیند، فعل پایان جمله در جمع یا مفرد بودن، از قواعد نهادی پی‎روی می‎کند که به آن نزدیک‎تر است:

مثال1: پژوهشگرانی که این موضوع را مورد توجه قرار داده‎اند و حجم ادبیاتی که در این باره نگاشته شده است، فراوان نیست.

مثال2: حجم ادبیاتی که درباره‎ی این موضوع نگاشته شده و پژوهشگرانی که این موضوع را مورد توجه قرار داده‎اند، فراوان نیستند.

مثال3: این راهبرد، راهبردی نیست که آمریکا یا متحدان او بتوانند نگرش خود را براساس آن شکل دهند.

مثال4: این راهبرد، راهبردی نیست که متحدان آمریکا یا خود آمریکا بتواند، نگرش خود را براساس آن شکل دهد.

2. 2ـ فعل‌های «وجود» و «احتمال»

فعل‌های وجود و احتمال فعل‌هایی هستند که مفهوم «بودن» و «احتمال داشتن» را بیان می‌کنند. مفرد یا جمع بودن این فعل‌ها از قواعد زیر پی‌روی می‌کند:

1. 2. 2ـ فعل‌های احتمال

فعل‎های احتمال داشتن، محتمل بودن، امکان داشتن، ممکن بودن، و توانستن (به‌معنی ممکن بودن) که در این‌جا «فعل‌های احتمال» نامیده می‌شوند، برای همه‎ی نهادها به‎صورت مفرد می‎آیند:

مثال1: گرایش‎های مرکزگریز در سیاست‌مداران عراق چنان قدرتمند است که احتمال دارد عراق را به‌سمت تجزیه به کشورهای مخالف و متضاد با یک‎دیگر سوق دهد. (اسم معنی)

مثال2: این کشورها ممکن است نتوانند به‌ تعهدات خود عمل کنند. (اسم معنی به‌جای اسم ذات)

مثال3: سران کشورهای عضو ممکن است هفته‎ی آینده گردهم آیند. (نهاد جان‌دار)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 24 ) را نگاه کنید.

2. 2. 2ـ فعل «وجود داشتن» و «بودن»

هرگاه فعل جمله یکی از دو فعل «وجود داشتن» یا «بودن» (به‎معنی وجود داشتن) باشد:

 

(1) اگر نهاد جمع این دو فعل همراه با «ی»ی نکره بیاید، این فعل‎ها برای همه‎ی نهادها مفرد می‎آیند (حتی در متن‎های علمی):

مثال1: در آن، نشانه‎هایی هست ]از عظمت خدا[ برای کسانی که عقل خود را به‎کار می‎گیرند. (سوره‎ی 16، آیه‎ی 11) (نهاد اسم معنی)

مثال2: و در آن ]بهشت[ تخت‎های زیبای بلندی هست/ وجود دارد؛ و قدح‎هایی ]هست/ وجود دارد که کنار چشمه‎ها[ نهاده شده است؛ و بالش‎ها و پشتی‎هایی ]هست/ وجود دارد[ که صف داده شده است؛ و فرش‎هایی ]هست/ وجود دارد[ که گسترده شده است. (سوره‎ی 88، آیه‎ی 16-13) (نهاد بی‎جان)

مثال3: انسان‎هایی در این منطقه وجود دارد/ هست که به نان شب محتاجند. (نهاد جان‌دار)

مثال4: حیوان‎هایی در این منطقه وجود دارد/ هست که در هیچ جای دنیا پیدا نمی‎شوند. (نهاد جان‌دار)

مثال5: درختان و گیاهانی در این منطقه وجود دارد/ هست که به‎ندرت می‎توان در جای دیگر آن‌ها را یافت. (نهاد رستنی)

مثال6: منابع نوشتاری فراوانی هست/ وجود دارد که به فرآیندهای تغییر در جوامع بین‎المللی پرداخته‎اند. (نهاد دستوری/ نوشتاری)

مثال7: لشکری در این منطقه وجود دارد/ هست که همه‎ی آموزش‎های نیروی مخصوص را طی کرده است. (نهاد اسم جمع)

مثال8: لشکرهایی در این منطقه وجود دارد/ هست که در همه‎ی عملیات‎ها شرکت کرده‎اند. (نهاد اسم جمع، در حالت جمع)

مثال9: موادی در این کوه‎ها وجود دارد/ هست که از آن‌ها در صنایع مادر استفاده می‎شود. (نهاد بی‎جان)

مثال10: مولکول‎هایی در این ماده وجود دارد/ هست که پس از تجزیه، در فرآیندهای گفته شده از آن‌ها استفاده می‎شود. (نهاد بی‎جان در متن‎های علمی)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 25 ) را نگاه کنید.

 

(2) اگر نهاد این دو فعل همراه با «ی»ی نکره نیاید، این دو فعل، به‌جز برای نهاد اسم معنی و اسم جمع (هنگامی‌که بدون «ها»ی جمع باشد) برای همه‎ی انواع نهادهای پیش‎گفته به‎صورت جمع می‎آیند:

مثال1: انسان‎ها و حیوان‎ها وجود دارند/ هستند، حرکت دارند، و با چشم دیده می‎شوند. (نهاد جان‌دار)

مثال2: درختان و گیاهان وجود دارند/ هستند، حرکت ندارند و با چشم دیده می‎شوند. (نهاد رستنی)

مثال3: امور ذهنی وجود دارند/ هستند، حرکت ندارند، و با چشم دیده نمی‎شوند. (نهاد اسم معنی)

مثال4: پدیده‎های طبیعی و اشیا وجود دارند/ هستند، برخی حرکت دارند و برخی حرکت ندارند، برخی با چشم دیده می‎شوند و برخی با چشم دیده نمی‎شوند. (نهاد بی‎جان)

مثال5: لشکر 17 در پادگان است. (نهاد اسم جمع)

مثال6: لشکرهای پیاده در منطقه هستند. (نهاد جمع، در حالت جمع)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 26 ) را نگاه کنید.

 

(3) هرگاه کلمه‎های «همهی»، «همگی»، «با هم»، «به‎هم»، «کنار هم»، «دیگر»، «همدیگر»، «یک‎دیگر»، «آن‎ها»، «این‌ها»، «بیش‌تر»، «بسیاری‎از»، «متقابل»، «باقی»، «بقیه‎ی» و مانند این‌ها (که ـ‌اغلب یا همیشه‌ـ ضمیر، صفت یا قید جمع هستند) به نهاد این دو فعل نسبت داده شوند، این دو فعل به‎صورت جمع می‎آیند:

مثال1: اصول استبدادی و اصول دموکراتیک در قانون اساسی این کشور در کنار هم وجود دارند/ هستند.

مثال2: همه‎ی عوامل پیش با هم و به‌طور یک‌جا در این قضیه وجود دارند.

مثال3: بسیاری از ویژگی‌های لازم در این معاملات وجود ندارند/ نیستند.

 

(4) هرگاه نهاد این دو فعل با عدد جمع بسته شود نه با نشانه‎ی جمع، این دو فعل به‎صورت مفرد می‎آیند:

مثال1: امروزه چهار قدرت بزرگ هست/ وجود دارد که دو تای آن‌ها از نوع لیبرال‎ دموکراسی هستند. (فعل پایان جمله به‌معنی وجود داشتن نیست.)

مثال2: آیا در این‎صورت، به‎جای یک یا دو نماینده، بهتر نیست چهار نماینده در کمیته‎ی تحقیق باشد/ وجود داشته باشد.

مثال3: اگر هشت کشور در این منطقه بود/ وجود داشت، همه‎ی این احتمالات منتفی می‎شدند.

مثال4: چهارده حزب رسمی در این کشور وجود دارد.

 

(5) فعل «وجود داشتن» هرگاه برای دو یا چند نهاد مفرد باشد که با «و» به هم ربط داده شده باشند، مفرد می‎آید:

مثال: برابر آموزه‎های اسلام، جنّ و روح و ملائکه و چشم‎زخم وجود دارد، اما نباید درباره‎ی آن‌ها به خرافه‎گویی و توهم‎ گرایی پرداخت.

آگاهی: از آن‌جا که دو فعل «وجود داشتن» و «بودن» (به‎معنی وجود داشتن) همواره با «ی» نکره به‎صورت مفرد به‎کار می‎روند، ممکن است از نظر جمع یا مفرد بودن، با فعل‎های دیگر جمله هم‎خوانی نداشته باشند:

مثال1: و نخل‎هایی هست/ وجود دارد که گاه بر یک پایه و گاه بر دو یا چند پایه می‎رویند و همگی از یک آب سیراب می‎شوند. (سوره‎ی 13، آیه‎ی 4)

مثال2: چشمانی هست/ وجود دارد که هیچ‎گاه برای دیگران نگرییده‎اند. (فعل نگراییده‎اند چون که ویژه‎ی جان‌داران است باید جمع باشد).

 

(6) فعل «بودن» هرگاه برای دو یا چند نهاد مفرد باشد که با «و» به ‎هم ربط داده شده باشند، به‎جز برای نهاد بی‎جان و اسم معنی، به‎صورت جمع می‎آید:

مثال1: کامران و مهران در حیاطند/ در حیاط هستند. (نهاد جان‌دار)

مثال2: فیل و شیر و زرافه و حیوان‌های دیگر، در این‎جا در قفس هستند. (نهاد جان‌دار)

مثال3: لشکر 31 و لشکر 21 در منطقه هستند. (نهاد اسم جمع)

مثال4: بدبینی و نفرت در این‎جا هست و کسی نمی‎تواند منکر آن‌ها شود. (نهاد اسم معنی)

مثال5: بشقاب و قاشق روی میز است. (نهاد بی‌جان)

مثال6: بیلچه و آبپاش در گل‌خانه است. (نهاد بی‎جان)

(1. 6) در حالت پیش‎گفته، هرگاه «فعل بودن» فعل دوم یا چندم جمله باشد، از نظر مفرد یا جمع بودن، از قواعد گفته شده درباره‎ی انواع نهادها پی‎روی می‎کند:

مثال: درختانی که درباره‎ی آن‌ها توضیح داده شد، در همین منطقه هستند. (نهاد رستنی)

 

(7) هرگاه کلمه‎های «کسان» و «مردم» نهاد باشند، فعل «بودن» و «وجود داشتن»، همواره برای آن‌ها به‎صورت جمع آورده می‎شود، حتی اگر این دو فعل همراه با «ی»ی نکره باشند:

مثال1: کسانی هستند/ وجود دارند که دغدغه‎ی اصلی آن‌ها حل مشکلات مردم است.

مثال2: در این منطقه مردمی هستند/ وجود دارند که از شهرهای دیگر به این‌جا آمده‎اند.

3. 2. 2ـ فعل «بودن» در معنی اسنادی

فعل «بودن» در معنی «اسنادی» نه به‎معنی «وجود داشتن»، در مفرد یا جمع بودن، از قواعد پیش‎گفته برای انواع نهادها پی‎روی می‎کند:

مثال1: انسان‎ها آن‎قدر تکامل‎یافته نیستند که بتوان از آن‌ها چنین انتظاری داشت. (نهاد جان‌دار جمع)

مثال2: جانوران، دارای شعور از نوع انسانی نیستند. (نهاد جان‌دار جمع)

مثال3: درختان قادر به حرکت نیستند. (نهاد رستنی جمع)

مثال4: درختان این باغ بسیار تنومند است. (نهاد رستنی جمع در حالت اضافه)

مثال5: ماشین‎های این نمایشگاه همگی بالای پنجاه میلیون هستند. (نهاد بی‎جان جمع)

مثال6: فن‎آوری‎های پیش‎رفته در خاورمیانه، بیش‌تر به مردم تحصیل‎کرده و ثروتمند محدود است. (اسم معنی جمع، دارای پس‌ساژه)

مثال7: فن‎آوری‎ها در خاورمیانه، بیش‌تر به مردم تحصیل‎کرده و ثروتمند محدود هستند. (اسم معنی جمع بدون پیش‌ساژه یا پس‌ساژه)

مثال8: این گروه در حدی نیست که بتواند هدف‎های ما را تأمین کند. (نهاد اسم جمع)

مثال9: گردان‎های این تیپ همگی آموزش‎دیده هستند/ آموزش دیده‎اند. (نهاد اسم جمع، با «ها»ی جمع)

3. 2ـ قواعد فراگیر

قواعد فراگیر، قاعده‌هایی متعلق به همه‌ی ـ با بیش‌ترـ نهادهای پیش‌گفته، و به‌شرحی هستند که درپی می‌آید:

 

(1) هرگاه پس از نهاد مفرد، «ان» یا «ها»ی جمع در پرانتز آورده شود، فعل جمله را مفرد می‎آوریم (زیرا نهاد اصلی جمله، مفرد است):

مثال1: کارمند(ان) پرکار باید تشویق شود. (نهاد جان‌دار)

مثال2: در این‎صورت این دستگاه‎(ها) برای مصارف خارجی تولید خواهد شد. (نهاد بی‎جان)

مثال3: کار(های) این بخش فرق چندانی با کار(های) بخش‎های دیگر ندارد. (نهاد اسم معنی)

مثال4: دسته(ها)ی پیاده نیز باید در این پیش‌بینی‌ها دیده شود. (نهاد اسم جمع)

مثال5: قرارداد(های) پس از تاریخ یاد شده از این قانون پی‎روی نمی‎کند. (نهاد دستوری/ نوشتاری)

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 27 ) را نگاه کنید.

 

(2) هنگامی که مسندالیه یا نهاد، مضاف و مضاف‌الیه است، فعل اسنادی/ فعل گزاره باید با هسته‌ی «مسندالیه/ نهاد» هم‌خوان باشد نه با وَسته‌ی آن:

مثال1:

ننویسید: در سال 2003، ترکیب قومی قضات و دادستان‎ها در کوزوو، چهل درصد از صرب‎ها و پنجاه درصد از اقلیت‎های قومی دیگر بودند.

بنویسید: در سال 2003، ترکیب قومی قضات و دادستان‎ها در کوزوو، چهل درصد از صرب‎ها و پنجاه درصد از اقلیت‎های دیگر بود.

مسندالیه: ترکیب قومی قضات و دادستان‌ها

هسته‌ی مسندالیه (که مضاف‌الیه است): ترکیب قومی

وسته‌ی مسندالیه (که مضاف است): قضات و دادستان‌ها

فعل اسنادی: بود

مثال 2:

ننویسید: در سال 2003، ترکیب قومی قضات و دادستان‎ها در کوزوو را چهل درصد از صرب‎ها و پنجاه درصد از اقلیت‎های قومی دیگر تشکیل می‌دادند.

بنویسید: در سال 2003، ترکیب قومی قضات و دادستان‎ها در کوزوو را چهل درصد از صرب‎ها و پنجاه درصد از اقلیت‎های قومی دیگر تشکیل می‌داد.

نهاد: ترکیب قومی قضات و دادستان‌ها

هسته‌ی نهاد: ترکیب قومی

وسته‌ی نهاد: قضات و دادستان‌ها

فعل گزاره: تشکیل می‌داد

مثال3:

ننویسید: هویت قدرت‎های بزرگ، هم به جامعه‎ی بین‎المللی شکل می‎دهند و هم به‎وسیله‎ی آن شکل می‎گیرند.

بنویسید: هویت قدرت‎های بزرگ، هم به ‎جامعه‎ی بین‎المللی شکل میدهد و هم به‎وسیله‎ی آن شکل میگیرد.

هسته‌ی نهاد، «هویت»، و وسته‌ی آن، «قدرت‎های بزرگ» است.

مثال4:

ننویسید: وجود دو اقیانوس و یک سری هم‎سایگان ضعیف نظامی، شرایطی را به‎وجود آورده‎اند تا این کشور سطحی از امنیت ملی را انتظار داشته باشد که برای دیگران، بالا به‌نظر می‌رسد. (نهاد اصلی «وجود...» است نه «دو اقیانوس و یک سری همسایگان نظامی»)

بنویسید: وجود دو اقیانوس و یک سری هم‎سایگان ضعیف نظامی، شرایطی را به‎وجود آورده است تا این کشور سطحی از امنیت ملی را انتظار داشته باشد که برای دیگران، بالا به‌نظر می‌‎رسد.

هسته‌ی نهاد، «وجود»، و وسته‌ی آن، «دو اقیانوس و یک سری هم‎سایگان ضعیف نظامی» است.

مثال5:

ننویسید: مقایسه‎ی کوزوو و تیمور شرقی اثربخش هستند.

بنویسید: مقایسه‎ی کوزوو و تیمور شرقی اثربخش است.

هسته‌ی مسندالیه، «مقایسه»، و وسته‌ی آن، «کوزوو و تیمور شرقی» است.

مثال6:

ننویسید: در این نمودار، مکان کشورها تخمینی هستند.

بنویسید: در این نمودار، مکان کشورها تخمینی است.

هسته‌ی مسندالیه، «مکان»، و وسته‌ی آن، «کشورها» است.

 

(3) در جمله‌های دارای مسند و مسندالیه، فعل اسنادی باید با مسندالیه هم‌خوان باشد، نه با مسند:

مثال1:

ننویسید: هنگامی که خواسته‌ی ما آزادی‌های بی‌قید و شرط باشند.

بنویسید: هنگامی که خواسته‌ی ما آزادی‌های بی‌قید و شرط باشد.

مسندالیه: خواسته‌ی ما

مسند: آزادی‌های بی‌قید و شرط

فعل اسنادی: باشد

مثال 2:

ننویسید: اگر منظور از ساکنان غارها، «انسان‌ها» باشند.

بنویسید: اگر منظور از ساکنان غارها، «انسان‌ها» باشد.

مسندالیه: منظور از ساکنان غارها

مسند: انسان‌ها

فعل اسنادی: باشد

مثال 3:

ننویسید: پاسخ این پرسش، پدیده‎های طبیعی، اشیا و رستنی‌ها هستند.

بنویسید: پاسخ این پرسش، پدیده‎های طبیعی، اشیا و رستنی‌ها است.

مسندالیه: پاسخ این پرسش

مسند: پدیده‎های طبیعی، اشیا و رستنی‌ها

فعل اسنادی: است

مثال 4:

ننویسید: پدیده‎های طبیعی، اشیا و رستنی‌ها پاسخ این پرسش است.

بنویسید: پدیده‎های طبیعی، اشیا و رستنی‌ها پاسخ این پرسش هستند.

مسندالیه: پدیده‎های طبیعی، اشیا و رستنی‌ها

مسند: پاسخ این پرسش

فعل اسنادی: هستند

مثال 5:

ننویسید: کانون اصلی توجه ما جوانان هستند.

بنویسید: کانون اصلی توجه ما جوانان است.

برای مثال‌های بیش‌تر (پی‌نوشت 28 ) را نگاه کنید.

 

(4) هرگاه نهاد دارای «جمله‌ی وصفی» باشد «فعل جمله‌ی وصفی» باید با «نزدیک‌ترین فاعل/ مفعول جمله‌ی وصفی» هم‌خوان باشد:

ننویسید: سنگ‌ها، الوارها و هر چیز دیگری که بر زمین افتاده‌اند، لانه‌ا‌ی مناسب برای حشرات هستند.

بنویسید: سنگ‌ها، الوارها و هر چیز دیگری که بر زمین افتاده است، لانه‌ا‌ی مناسب برای حشرات هستند.

نهاد: سنگ‌ها، الوارها و هر چیز دیگری که بر زمین افتاده‌ است.

جمله‌ی وصفی نهاد: که بر زمین افتاده‌ است.

فاعل جمله‌ی وصفی: سنگ‌ها، الوارها و هر چیز دیگر

نزدیک‌ترین فاعل به جمله‌ی وصفی: هر چیز دیگر

 

(5) هرگاه نهاد دارای «جمله‌ی وصفی» باشد، فعل جمله‌ی وصفی باید با هسته‌ی فاعل/ مفعول جمله‌ی وصفی هم‌خوان باشد، نه با وسته‌ی آن:

ننویسید: درختانی که تنه‌ی آن‌ها به‌اندازه‌ی مچ دست هستند، در آب و هوای خیلی سرد به‌راحتی شکسته می‌شوند.

بنویسید: درختانی که تنه‌ی آن‌ها به‌اندازه‌ی مچ دست است، در آب و هوای خیلی سرد به‌راحتی شکسته می‌شوند.

نهاد: درختانی که تنه‌ی آن‌ها به‌اندازه‌ی مچ دست است.

هسته‌ی نهاد: درختان

گزاره: در آب و هوای خیلی سرد به‌راحتی شکسته می‌شوند.

جمله‌ی وصفی نهاد: که تنه‌ی آن‌ها به‌اندازه‌ی مچ دست است.

فاعل جمله‌ی وصفی (که مضاف و مضاف‌الیه است): تنه‌ی آن‌ها

هسته‌ی فاعل جمله‌ی وصفی: تنه

وسته‌ی فاعل جمله‌ی وصفی: آن‌ها

نتیجه: فعل جمله‌ وصفی (است) باید با «تنه» هم‌خوان باشد، نه با «آن‌ها».

 

(6) هرگاه گزاره دارای «جمله‌ی وصفی» باشد، فعل گزاره باید با هسته‌ی «ساژه‌ی وصف شده» هم‌خوان باشد، نه با وسته‌ی آن:

مثال 1:

ننویسید: او زبان عربی کلاسیک را به اقیانوسی از گنج‌ها تشبیه می‌کند که برای سوالات زبان‌شناختی پاسخی به دست می‌دهند و مواد لازم برای ابتکارها و بدایع کلامی را طی میلیون‌ها سال آتی فراهم می‌کنند.

بنویسید: او زبان عربی کلاسیک را به اقیانوسی از گنج‌ها تشبیه می‌کند که برای سوالات زبان‌شناختی پاسخی به دست می‌دهد و مواد لازم برای ابتکارها و بدایع کلامی را طی میلیون ها سال آتی فراهم می‌کند.

نهاد: او

گزاره: زبان عربی کلاسیک را به اقیانوسی از گنج‌ها تشبیه می‌کند که برای سوالات زبان‌شناختی پاسخی به دست می‌دهد و مواد لازم برای ابتکارها و بدایع کلامی را طی میلیون ها سال آتی فراهم می‌کند.

جمله‌ی وصفی گزاره: که برای سوالات زبان‌شناختی پاسخی به دست می‌دهد و مواد لازم برای ابتکارها و بدایع کلامی را طی میلیون ها سال آتی فراهم می‌کند.

ساژه‌ی وصف شده (که در این‌جا مضاف و مضاف الیه است): اقیانوسی از گنج‌ها

هسته‌ی ساژه‌ی وصف شده: اقیانوس

وسته‌ی ساژه‌ی وصف شده: گنج‌ها

نتیجه: فعل جمله‌ی وصفی گزاره («به‌دست می‌دهد» و «فراهم می‌کند») باید با هسته‌ی ساژه‌ی وصف ‌شده (اقیانوس) هم‌خوان باشد، نه با وسته‌ی آن (گنج‌ها).

مثال 2:

ننویسید: آن­چه درپی آمده، تنها گزیده­ای از قواعد موضوعات گنجانده شده در این شیوه­نامه است که از دو منبع زیر تهیه شده­اند­.

بنویسید: آن­چه درپی آمده، تنها گزیده­ای از قواعد موضوعات گنجانده شده در این شیوه­نامه است که از دو منبع زیر تهیه شده است.

نهاد: آن­چه درپی آمده

گزاره: تنها گزیده­ای از قواعد موضوعات گنجانده شده در این شیوه‌نامه است که از دو منبع زیر تهیه شده است.

جمله‌ی وصفی گزاره: که از دو منبع زیر تهیه شده است.

ساژه‌ی وصف شده (که مضاف و مضاف الیه است): گزیده­ای از قواعد موضوعات گنجانده شده در این شیوه­نامه

هسته‌ی ساژه‌ی وصف شده: گزیده

وسته‌ی ساژه‌ی وصف شده: قواعد موضوعات گنجانده شده در این شیوه­نامه

نتیجه: فعل جمله‌ی وصفی گزاره (تهیه شده است) باید با هسته‌ی ساژه‌ی وصف شده (گزیده) هم‌خوان باشد، نه با وسته‌ی آن (قواعد موضوعات...)

 

(7) فعل جمله بسته به این‌که متعلق به کدام ساژه است، باید مفرد یا جمع آورده شود.

رعایت نکردن قواعد هم‎خوانی فعل با بسته‌ی فعل ـ­ به‎علت آن که ممکن است خواننده را در این که کدام فعل متعلق به کدام ساژه است، دچار اشتباه ‎کندـ می‌تواند در شناخت معنی جمله اشکال پدید آورد.

بنابراین در همه‎ی انواع نهادهای پیش‎گفته، باید به بسته‌ی فعل توجه شود و فعل جمله را هم‌خوان با ساژه‌ای آورد که به آن تعلق دارد (هم‌خوان با بسته‌ی فعل)، نه هم‌خوان با اجزای دیگری از جمله که ممکن است بسته‌ی فعل در نظر آیند.

در مثال‌هایی که درپی می‌آید، مبنای درستی یا نادرستی ـ بنویسید/ ننویسیدـ جمله‌ها، معنی کنونی آن‌هاست:

مثال1:

ننویسید: اگر متن، دارای ضمایم و پیوست‎ها باشد، باید کامل و دارای شماره‎گذاری باشد.

بنویسید: اگر متن، دارای ضمایم و پیوست‎ها باشد، باید کامل و دارای شماره‎گذاری باشند.

اگر فعل مفرد به‌‎کار ببریم، ممکن است فعل به «متن» نسبت داده شود، در حالی که بسته‌ی فعل، «ضمایم و پیوست‎ها» است.

مثال2:

ننویسید: جهت این جسم مانند جهت اجسام دی‎الکتریکی است که به‎سوی میدان الکتریکی قوی حرکت می‎کند.

بنویسید: جهت این جسم مانند جهت اجسام دی‎الکتریکی است که به‎سوی میدان الکتریکی قوی‎تر حرکت می‎کنند.

در این جمله ممکن است خواننده چنین تصور کند که فعل «حرکت می‎کند» متعلق به نهاد «جهت این جسم» است و جمله را چنین بخواند: «جهت این جسم مانند جهت اجسام دی‎الکتریکی است؛ که (جهت این جسم) به‌سوی میدان الکتریکی قوی حرکت می‎کند.» ولی اگر فعل جمع (یعنی حرکت می‎کنند) به‎کار ببریم، در این که فعل، متعلق به «اجسام دی‎الکتریک» است، تردیدی به‎وجود نخواهد آمد.

مثال3:

ننویسید: این مجموعه‎ی خازن، بخشی از یک شکل هندسی تشکیل شده از مواد ـ‌معمولاً مواد هادی‌ـ است که به‎وسیله‎ی محیط‎های عایق از هم جدا شده است.

بنویسید: این مجموعه‎ی خازن، بخشی از یک شکل هندسی تشکیل شده از مواد ـ‌معمولاً مواد هادی‌ـ است که به‎وسیله‎ی محیط‎های عایق از هم جدا شده‎اند.

به‎کار بردن فعل مفرد برای «مواد هادی» ممکن است این تصور را برای خواننده پدید ‎آورد که بسته‌ی فعل «جدا شده است»، «مجموعه‎ی خازن» است، در حالی که بسته‌ی فعل، «مواد هادی» است.

مثال4:

ننویسید: این دیدگاه بر آموزه‎هایی کلیدی استوار شده که چهارچوب نگرش کل‎گرا را ترسیم می‎کند.

بنویسید: این دیدگاه بر آموزه‎هایی کلیدی استوار شده که چهارچوب نگرش کل‎گرا را ترسیم می‎کنند.

اگر فعل مفرد به‎کار ببریم، ممکن است فعل به «دیدگاه» نسبت داده شود، در حالی که متعلق به «آموزه‎هایی کلیدی» است.

 

 



[1]. نام‎هایی مانند کشوررها، قاره‎ها و مانند این‌ها، که اجزای تشکیل‎دهنده‎ی آن‌ها جان‌دار هستند، نهاد جان‌دار شمرده می‎شوند.

[2]. به‌استثنای دو ضمیر «تو» که بین آن‌ها «یا» آمده باشد، مانند: تو یا تو می‎روی.

[3]. از آن‌جا که شرح قواعد مربوط به این ضمایر (نهادها) فراوان و پر از جزئیات است، و موجب سخت شدن یادگیری می‎شود، نویسنده از آوردن آن‌ها خودداری کرده و فقط به آوردن نمونه‌ها بسنده کرده است.

[4]. منظور اضافه‎ی ملکی است، نه انواع اضافه‎های دیگر.

[5]. منظور از «فعل ویژه‌ی جان‌داران»، هم افعالی است که از انسان‎ها سر می‎زند (مانند خندیدن، غبطه‎خوردن، حسادت ورزیدن، گواهی دادن، رقصیدن و مانند این‌ها) و هم افعالی که از انسان‎ها و حیوان‎ها سر می‎زند (مانند ایستادن، دویدن، راه رفتن، خوابیدن، بیدار شدن، آمدن، رفتن و مانند این‌ها).

[6]. انواع اضافه عبارتند از: اضافه‎ی ملکی، اضافه‎ی اختصاصی، اضافه‎ی بیانی، اضافه‎ی تشبیهی، اضافه‎ی استعاری.

[7]. نویسنده، نمونه‌هایی را که درپی آمده از نوشته‌های چاپ‌شده گردآوری کرده است و  به یکی دو مثال بسنده نکرده، تا بتواند آشفتگی و بی‎قاعدگی استفاده از فعل مفرد و جمع برای نهاد اسم معنی در نوشته‎ها را نشان دهد.

[8]. منظور از «پیش‎ساژه» ساژه‎هایی است که پیش از نهاد می‎آیند، متعلق به آن هستند، و چیزی به‌معنی آن می‎افزایند؛ مانند: صفت «برخی از»، در «برخی از تلاش‎ها»؛ صفت «این»، در «این اقدامات»؛ و صفت «هیچ یک»، در «هیچ یک از این عوامل»؛ و منظور از «پس‌ساژه» ساژه‎هایی است که پس از نهاد می‎آیند متعلق به آن است، و چیزی به‌معنی آن می‎افزایند؛ ساژه‌هایی مانند: صفت (مثل «فردی»، در «تخلف‎های فردی»)؛ مضاف‎الیه (مثل «منطقه»، در «تحولات منطقه»)؛ متمم (مثل «از افکار عمومی»، در «نظرسنجی‎ها از افکار عمومی»)؛ «ی»ی نکره (مثل «ی»، در «سناریوهایی» یا «تحولاتی»)؛ و جمله یا عبارت وصفی (مثل «که باید به سامان‎دهی امور بینجامد»، در «شرایطی که باید به سامان‎دهی امور بینجامد).

[9]. از آن‌جا که در منابع دیگر، در قواعد هم‌خوانی فعل با نهاد، قواعدی برای «نهاد اسم معنی» نوشته نشده است، نویسنده برای اثبات و روشن کردن قواعد این نوع نهاد، از مثال‌ها و شاهدهای فراوانی بهره گرفته است.

[10]. از آن‎جا که کلمه‎های «هریک»، «هرکدام» و مانند این‌ها به همه‎ی اجزای یک مجموعه اشاره می‎کنند نه به یکی از آن‎ها، همیشه نهاد جمع به‎شمار می‎آیند و جمع یا مفرد بودن فعل آن‎ها نیز تابع قواعدی است که درباره‎ی انواع نهادهای جمع گفته شد. برخی صاحب‎نظران به‌کار بردن فعل مفرد را نیز با برخی از این کلمه‎ها جایز می‎دانند [برای نمونه به مدخل «هریک/ هیچ‌یک» در این منبع نگاه کنید: ابوالحسن نجفی، «غلط ننویسیم: فرهنگ دشواری‎های زبان فارسی»، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، چاپ هشتم، 1371، 412 تا 413]؛ ولی این کتاب برای فراگیر بودن قواعد، آسانی یادگیری و رعایت یک‌دستی در قواعد، و با توجه به استدلال پیش، در جمع یا مفرد بودن فعل، تنها پی‌روی از نهاد را جایز می‎داند.